X
تبلیغات
زیارت عاشورا
زیارت عاشورا
دعای عظم البلا
ذکر کاشف الکرب html> •*´¨`*•. خوش آمدید .•*´¨`*•

•*´¨`*•. خوش آمدید .•*´¨`*•
وبسایت قرآنی دبیرستان امام صادق (ع)
                        
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 0:27 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
دانلود تقویم 1392

لحظه تحویل سال 1392  

سال 92 سال مار 

ساعت 14 و 31 دقیقه و 56 ثانیه روز چهارشنبه 30  اسفند  1391 هجری شمسی

 

برای دانلود کردن تقویم و تعطیلات رسمی 1392به صورت   pdf روی لینک زیر کلیک کنید.

 

دانلود تقویم 92

[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 0:23 ] [ ebrahim gerami ] [ ]

 یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ   یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ    یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ    حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ

ای تغییر دهنده دلها و دیده‏ها * ای مدبر شب و روز * ای گرداننده سال و حالت ها * بگردان حال ما را به نیکوترین حال

 

«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ»
قلب و بصیرت قلبی، از مؤلفه‌های مهم معنوی در مسیر کمال انسان است که در قرآن کریم و روایات ناب اسلامی تأکید بسیاری بر آن شده است. قلب سرچشمه تمامی جوشش‌های و خیزش‌های وجود آدمی است.

«یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ»
انسان، به تصریح قرآنی «إنی جاعل فی الارض خلیفة»،‌ جانشین خدا بر روی زمین است و این شایستگی را دارد که مرآت تمام‌نمای ربوبی و مجلای ظهور و بروز اسما و صفات الهی شود. یکی از اسمای حق تعالی «مدبّر» است که پروردگار عالمیان به وسیله آن، به تدبیر روز و شب یا تدبیر نظام زمین و آسمان و به طور کلی، نظام خلقت می‌پردازد. انسان نیز باید خویشتن را متخلق به اخلاق الهی نماید و تدبیرگر روز و شب خویش باشد.

«یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ  حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ»
«حَول» در دعای عید نوروز، به معنای «سال» است و «احوال» جمع حال، به معنای طبیعت و ضمیر یا تغییر و دگرگونی وضعیت انسان است. از این رو، خداوند تغییر دهنده سال و یا دگرگون کننده طبیعت مربوط به مخلوقات است و این صیرورت و تحول در مسیر رشد و کمال موجودات، لازمه امر زندگی و حیات است. در این دعای شریف از درگاه ربوبی می‌خواهیم که طبیعت وجود ما را به بهترین و نیکوترین طبیعت‌ها تبدیل کند و این تغییر باطنی یا ظاهری وجودی ما را همسو با تغییر و دگرگونی طبیعت ظاهری، در مسیر شکوفایی و بالندگی قرار دهد.

یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال . عید از عود گرفته شده و در لغت به معنای بازگشتن است . دگرگونی سال جدید و بازگشت بهار نو و نوروز، عیدهایی چون عید فطر را تداعی می کند . مسلمان روزه دار پس از یک ماه عبادت روزی را که غبار از فطرت توحیدی اش زدوده شده به فطرت توحید بازگشته است، عید می گیرد . البته مراتب این بازگشت در افراد گوناگون فرق می کند . دعای تحویل سال هم با جملاتی کوتاه همین مسیر را پیش پای انسان می گشاید . مقلب القلوب و الابصار پروردگار است که قلب ها را به سمت کمال دگرگون می سازد و چشم ها را به سوی خود می دوزد . قلب ها چون کرات دگرگون می شوند; ولی پس از دگرگونی، باید استواری یابند; زیرا در ادعیه وارد شده است: «و ثبت قلوبنا علی دینک; قلب های ما را بر دین خود ثابت بدار .» اگر قلوب دگرگون شدند و سپس بر دین الاهی استوار گردیدند، ابصار نیز چنین می شوند ; زیرا ابصار فرمانبردار قلوبند . شاید از این رو اول قلوب و سپس ابصار ذکر شده است . «یا مدبر اللیل و نهار» لیل و نهار نماد ظلمت و نورند . اگر او شب و روز را تدبیر می کند، ظلمت و نور را هم می آفریند . پس فقط او می تواند چنان تدبیر کند که پرده ظلمت از روی دل کنار رود و نور معرفتش بر آینه قلب بتابد . در آیه دویست و پنجاه و هفتم سوره بقره می فرماید: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و . . . ; خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند; آن ها را از ظلمت ها به سوی نور بیرون می برد .» محول سال و حال او است . قرین بودن تحویل سال با تحویل حال نکته ای در خور اهمیت است که کم تر به آن التفات می شود . آن قدر که تحویل سال و رسوم آن خود نمایی می کند، تحویل حال جلوه ای ندارد و در پشت پرده غفلت هیچ انگاشته شده است; راستی چرا در این دعای پر معنا و تنبه بخش، به هنگام تحویل سال، تحویل حال به احسن حال در خواست می شود؟ به نظر می رسد، برای آن است که ابتدا احسن الحال را بفهمیم و سپس در راه تحقق آن گام نهیم؟ تفسیر این احسن الحال را باید در عمق آن دعا یافت که، «اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک; خدایا، بدی حال ما را به خوبی حال خود تغییر ده .» درباره ذات اقدس الاهی، احسن بودن حال بی معنا است; زیرا تفضیل حالی بر حال دیگر، فقدان و وجدان و تبدیل و تبدل می طلبد و ذات اقدس الاهی از آن پیراسته است . برتری حالی بر حال دیگر درباره ما انسان ها کاملا درست می نماید . کمال ما انسان ها در همین است که سوء حال را به حسن حال و حسن حال را به احسن حال تبدیل کنیم . حسن حال الاهی به معنای وجود تمام کمالات به نحو اتم و اکمل در ذات اقدس الاهی است . احسن الحال بودن برای ما یعنی رسیدن به تمام آن کمالات به قدر ظرفیت وجودی مان; زیرا ما حالی احسن و برتر از آن نداریم . تحویل حال به احسن الحال همان تغییر سوء حال انسان به حسن حال الاهی است; و این تغییر وقتی تحقق می یابد که:

۱ . از پلیدی گناه رهایی یابیم، زیرا بدترین حال انسان و پست ترین مقام آدم هنگامی است که در باتلاق گناه فرو می رود .

۲ . انجام واجبات را چون چراغی فرا راه خود قرار دهیم تا ما را به سوی حسن حال الاهی رهنمون شود .

۳ . زنگار صفات پلید را از آینه دل بزداییم تا سوء حال ما به حسن حال نگار تبدیل شود . از این رو، یکی از اعمال عید نوروز، روزه گرفتن است تا انسان خود را در راستای رسیدن به احسن حال، یعنی وصول به حسن حال الاهی، قرار دهد و به اخلاق الله متخلق سازد


موضوعات مرتبط: تفسیر دعای تحویل سال
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 0:21 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
 برخیز که فخر هفت اقلیم شویم

/ در نزد خدا و خلق تکریم شویم/

 فرمود ز تولید حمایت بکنیم/

 تا شاهد مرگ طرح تحریم شویم.

 

* چشم آلوده کجا دیخوش آن دمی که بهاران قرارمان باشد، ظهور مهدی زهرا بهارمان باشد. پیشاپیش عید نوروز بر شما و خانواده گرامی مبارکباد. اللهم عجل لولیک الفرج. تعجیل فرجش صلوات.

 دلدار کجا؟ دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا؟ سر عاشق شدنم لطف طبیبانه‌ی توست. ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا؟ کاش در نافله‌ات نام مرا هم ببری، که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا؟ اللهم عجل لولیک الفرج.

* آسمان غرق خیال است کجایی آقا، آخرین جمعه سال است کجایی آقا، یک نفر عاشق اگر بود زمین می‌فهمید، عاشقی بی‌تو محال است کجایی آقا. اللهم عجل لولیک الفرج.

* عید شما هم مبارک. این روزها همه عید و به هم تبریک می‌گن حتی شما که نمی‌شناسمتون! اما مهم آرزوی مبارک بودن روزهای آتی هستش.

* سال پر خیر و برکتی برایتان آرزومندم.

* عید از آن کسیست که آخر سال را جشن بگیرد نه اول آن را. پیشاپیش نوروز ۹۲ مبارک.

* به امید سالی که آخرین سال انتظار باشد. عیدتان مبارک.

* وقتی بهار داره میاد باید گل‌ها رو خبر کرد. می‌خواستم خبرتون کنم بهار داره میاد. پیشاپیش بهار قشنگتان مبارک.

* باعث افتخارست که شادباش اینجانب جلوتر از نسیم خنک نوروزی خدمتتان شرفیاب شود.

* دفتر 365 برگ جدیدت رو دادم به خدا تا بهترین تقدیر رو برات نقاشی کنه. می‌خواستم اولین نفری باشم که با تمام وجود در سال جدید برایت سلامتی، شادمانی، خوبی و برکت آرزو می‌کنم.

* خوش به حال سال شمسی که ماه دوازدهمش آمد، کاش ماه دوازدهم ما هم بیاید. اللهم عجل لولیک الفرج.

* رحم الله امرأ اهدی الی عیوبی. در این آخرین روزهای سال و ایام حسابرسی سال گذشته، خدا رحمت کند کسی را که عیوبم را به بنده تذکر دهد.

* بهار است دل شد خانه او/ مصفی شو شدی کاشانه او/ به یمن عشق حق تا بیکران‌ها/ سر مستی بنه بر شانه او ـــ سرودم به یمن بهار ۹۲ـــ دلتان بهاری. کارتان کامکاری. عمرتان برقراری. فکرتان یادگاری. ذکرتان همنوایی و رحمت خدایی گوارای وجود شما و وابستگانتان باد.

* تحویل نمی‌گیرم!!! سالی را... که بدون حضور تو تحویل شود...

* یا مقلب القلوب والابصار... سال نو آید و نیامد یار، یا مدبر الیل والنهار. بی حضورش چه اشتیاق بهار، یا محول حول و الاحوال منتهی کن فراق را به وصال، حول حالنا الی احسن الحال به امید فرج همین سال.

* سایه حق، سلام عشق، سعادت روح، سلامت تن، سرمستی بهار، سکوت دعا، سرور جاودانه، این است هفت سین آریایی. نوروز پیشاپیش مبارک.

* خوش بحال سال نود؛ ماه دوازدهمش رو دید و عمرش به سر رسید...

* ـــــــــ اینا خط‌های دفترمه، واپسین روزای سال ۹۱یه جمله یادگاری برام بنویس.

* حضرت اباعبدلله الحسین (علیه‌السلام): بدستیکه شیعیان ما قلبشان از هر ناخالصی، حیله و تزویر پاک است. همراه با فرا رسیدن بهار طبیعت، پاکی و بهار هر چه بیشتر دل‌هایتان را برایتان آرزومندم.

* صمیمانه‌ترین شادباش پیشکش شما باد، بهاری باشید.

* هر بهانه‌ای برای تجدید حیات و یادآوری ممات، مبارک و لازم است عید شما و همه مبارک.

* با آرزوی 12 ماه شادی، 52 هفته خنده، 365 روز سلامتی، 8760 ساعت عشق، 525600 دقیقه برکت و 3153600 ثانیه برادری. می‌خوام اولین کسی باشم که سال ۹۲را بر شما و خانواده‌ات تبریک بگویم. سال نو پیشاپیش مبارک باد.

* خدایا مرا به بزرگی چیزهایی که داده‌ای آگاه و راضی کن تا شاید کوچکی چیزهایی که ندارم آرامش‌ام را از من نگیرد؛ بهارتان مبارک.

* دو قدم مانده به خندیدن برگ، یک نفس مانده به ذوق گل سرخ، چشم در چشم بهاری دیگر... تحفه‌ای یافت نکردم که کنم هدیه‌تان، یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی‌تان! پیشاپیش عیدتون مبارک.

* در دوری لذتی است که در باهم بودن نیست. در باهم بودن ترس فراق و در دوری لذت دیدار. (پیشاپیش عیدتان مبارک).

* الهی با خاطری خسته از اغیار و به فضل تو امیدوار، دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته، بدهی کریمی، ندهی حکیمی، بخوانی شاکرم، برانی صابرم. الهی احوالم چنانست که میدانی و اعمالم چنین است که می‌بینی! نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز. بارالها: بهترین‌ها را در این روز برای بهترین‌هایم می‌خواهم. آمین یا رب العالمین.

* عید هم مثل همه روزهاست. امیدوارم همیشه بهاری باشی!

* یادت پرچم صلحی است، میان شورش این همه فکر... پیشاپیش سال نو مبارک.

* ما که پیش سلیمان مورچه‌ای بیش نیستیم! همیشه خدا هم کم میاریم پس ای بزرگ بر ما ببخش و خرده مگیر! عیدتم فول

* یک نفر همره باد آن یکی همسفر شعر و شمیم، یک نفر خسته از این دغدغه‌ها آن یکی منتظر بوی نسیم، همه هستیم در این شهر شلوغ، این کفایت که همه یاد همیم. سال نو پیشاپیش مبارک باد.

* خداوندا کسانی دارم که روزگار فرصت دیدارشان را کمتر نصیبم می‌گرداند، اما تو خود می‌دانی که یادشان در دلم جاوید است، آنانکه رسمشان معرفت، کردارشان جلای روح و یادشان صفای دل است، پس آنگاه که دست نیاز سوی تو برمی‌آورند، پر کن دستانشان را از آنچه که در مرام خدایی توست. پیشاپیش سال نو مبارک.

* چند روز دیگر بهار میاد و همه چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو، روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به همه او تازگی می‌ارزه، «دوستیمون»!

* حسین(ع) جان: «سائل و سینه‌زنی، سیب، سحر، سوره فجر، سوز دل» بهر عزای تو دمادم داریم هفت سین کرمت جور، همیشه آقا ما فقط یک «سفر کرببلا» کم داریم.

* نفستان گرم، دماغتان چاق، غنچه شادی روی لباتون، عیدتان شیرین همچو عسل. «سال نوت مبارک».

* با سلام. خوب هستید؟ امیدوارم سال خوبی را سپری کرده باشید و سال آتی برای شما و خانواده محترمتان سالی توأم با موفقیت، سربلندی و سرافرازی باشد.

* سالی که همه روزهایش عید باشد برایتان آرزومندیم.

* اینقدر منتظر بهار نباش تا ثانیه‌ها دیر نگذرد... !!! بهار می‌آید.

* دو قدم مانده به خندیدن برگ، یک نفس مانده به ذوق گل سرخ، چشم در چشم بهاری دیگر، تحفه‌ای یافت نکردم که کنم هدیه‌تان، یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی‌تان، بهار پیشاپیش مبارک.

* * به نام خدای بهارآفرین، بهار آفرین را هزار آفرین، به جمشید و آیین پاکش درود، که نوروز از او مانده دریادبود... پیشاپیش سال نو بر شما و خانواده محترم مبارک باد، سالی سرشار از لبخند و مهر برایتان آرزومندم.

* یا اباصالح، یابن الحسن ز لطف تو تجلیل می‌شود، امسال هم بدون تو تحویل می‌شود، بر هفت سین سفره قلبم نوشته‌ام، این سفره با سلام تو تکمیل می‌شود. پیشاپیش سال نو را به شما تبریک عرض می‌کنیم.

* خداوندا تقدیرم را امسال زیبا بنویس، کمک کن آنچه را تو زود می‌خواهی من دیر نخواهم، و آنچه را تو دیر می‌خواهی من زود نخواهم (شریعتی). عیدتان مبارک.

* سال کبیسه تون پیشاپیش مبارک و پر از خوبی باشد. (:

* این صبح، این نسیم، این سفره‌ی مهیا شده‌ی سبز، این من و این تو و حالا خدا و بهار مبارک باد. بیا به مثل دانه رویم رو به سمت بهار.

* پیشاپیش ضمن تبریک فرا رسیدن سال جدید، خواهشمندیم هنگام بجا آوردن اعمال نوروز: (روزه‌داری، غسل، پوشیدن جامه‌های پاکیزه و استفاده از بوی خوش، نماز مستحبی مخصوص این روز، بسیار گفتن ذکر «یا ذاالجلال و الاکرام» ما را نیز از دعای خیر خود بهره‌مند سازید! ر.ک مفاتیج/ باب 2/ فصل 11

* شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند. عشق بورز حتی به آنها که دلت را شکستند. دعا کن حتی برای آنان که نفرینت می‌کنند. درخت باش بر غم تبرها. بخند و در این روزها بهار شو که خدا هنوز با ماست. نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، خوش به حال روزگار... آغاز بهار کنار خونوادت پر از شادی انشاءالله.

* صد مبارک به تو آن عید که فردا باشد/ نوروز نوید وصل دل‌ها باشد/ امید که با فضل خداوند جلی/ سال فرج مهدی زهرا باشد... سال نو بر شما مبارک. (2 نفر)

* سالی پر از توام و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم!

* یا مقلب، قلب من در دست توست. یا محول، حال من سرمست توست. کن تو تدبیری که در لیل و نهار، حال قلب من شود همچون بهار. (سال نو مبارک)

* در شکفتن جشن نوروز برایتان در همه‌ی سال سر سبزی، جاودانگی، اندیشه‌ای پویا، آزادی و برخورداری از همه نعمت‌های خدادادی آرزومندم. سال نو بر شما و خانواده گرامی مبارک.

* «یک شاخ رز سفید تقدیم تو باد، خندیدن شاخ بید تقدیم تو باد، تنها دل ساده‌ای ست دارای ما، آن هم شب عید تقدیم تو باد. نوروز مبارک.

* آرزو داریم نوروزی که پیش رو دارید، آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید. نوروز بر شما خجسته باد.

* اسفند رو به پایان است وقت کوچ کردن به فروردین، وقت بخشیدن و صاف کردن دل، پس مرا ببخش: اگر با نگاهی یا صدایی یا زبانی بر دلت ترکی انداخته‌ام! نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار...

* Happy New Year. Jelo jelo mobarak.

* سر سفره تحویل سال که نشستیم، یادمان باشد که حضرت زهرا(س)، اول برای همسایه دعا می‌کرد./ بهار مبارک و عزت مستدام.

* یا مقلب، قلب یاران شاد کن/ یا مدبر، خانه‌ها آباد کن/ یا محول، احسن الحالی نما/ قلب‌ها را از بدی خالی نما.  سال نو پیشاپیش مبارک

* بهار زندگیتان بی انتها/ سالی پر از شادی نثارتان باد. عیدتان مبارک.

* دوستان، امیدوارم در سال جدید به تمام خواسته‌های مادی‌تون برسین و از معنویات بی‌بهره نباشین. عیدتون مبارک.

* سال نو بر شما و خانواده محترم مبارک باد. برای امر فرج دعا کنید. یا علی

* ان شاء الله سالی پر از عطر خدا در پیش داشته باشید.

* هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز.

* سال تولید ملی، حمایت از کار و کالاهای ایرانی مبارک باد. آرزو می‌کنم در سال جدید، خداوند به شما و خانواده محترمتان حیات طیبه عطا بفرماید.

 * سرخوش آن عیدی که آن بانی نور/ از کنار کعبه بنماید ظهور/ قلب‌ها را مهر هم عهدی زند/ از حرم بانگ انا المهدی زند/ سالی با برکت و با موفقیت آرزومندیم.

* صد مبارک به تو این عید که امروز باشد/ نوروز نوید وصل دل‌ها باشد/ امید که با فضل خداوند جلی/ سال فرج مهدی زهرا باشد. سال نو بر شما مبارکباد.

* آهسته میان تنگ، ماهی، دلتنگ گوید: دل تنگ بهتر از صد دل سنگ امسال نهنگ است، خدایا نشود حال دل من قصه ماهی و نهنگ. نوروزتان مبارک.

* خوش به حال سال شمسی، ماه 12امش آمد و رفت. اما ماه 12ام ما هنوز نیامده! به امید رهایی از سال‌های تکراری انتظار و آغاز سال‌های ظهور. سال نو مبارک.

* نوروزتان نو، دست افشان و غزل خوان.

* امام علی(ع): هیچ کرامتی عزت بخش‌تر از تقوا نیست، عید نوروز بر شما مبارک باد.

* اینک بهار تا دروازه‌های شهر رسیده و رستاخیز دوباره در گیتی دمیده. احسن الحال را برایتان آرزو می‌کنم. نوروز بر شما و خانواده محترمتان مبارک.

* بر سر سفره نوروز اگر جایی هست، سخن ساده‌ی تبریک مرا جای دهید. نوروز مبارک.

* سالی گذشت و گشت زمین در مدار تو/ اما نداشت خاتمه‌ای انتظار تو/ قلب مرا ز خانه تکانی معاف کن/ بگذار روی شیشه بماند غبار تو/ یکسال من که هیچ به درد ظهورت نخورده‌ام/ حالا خدا کند که بیایم به کار تو/ سال نو مبارک.

* ای بهترین حال، مهدی جان لیک دیگر امروز بر سر سفره عید همچنان جای تو اما خالیست!! با عرض سلام و تبریک آغاز سالی توأم با ایمان، تندرستی و موفقیت.

* از خرید جنس خارجی ما برائت می‌کنیم/ کار و CAPITAL ایران را حمایت می‌کنیم/ کوری چشم تمام دشمنان اجنبی/ چشم آقا، ما به GDP عنایت می‌کنیم.

* آسمانت بی‌غبار، سهم چشمانت بهار، قلبت از هر غصه دور، بزم عشقت پر سرور، بخت و تقدیرت قشنگ، عمر شیرینت بلند... نوروز مبارک.

* خداوندا اگر داری هوای دادن عیدی، منور کن جهانی را به نور حضرت مهدی(عج). سال نو مبارک باد

* * با آغاز سال جدید، استجابت دعای «حول حالنا الی احسن الحال» را برایتان آرزومندم. نوروز بر شما و خانواده محترمتان مبارک.

* اللهم عجل لولیک الفرج. ان شاء الله سالی سراسر مجاهدت و معنویت داشته باشید. ایمان و تقوایتان بهاری.

* سال را با یاد اماممان آغاز کنیم. هر راه به جز راه تو کج خواهد شد/ بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد/ ما منتظران اگر بخواهیم همه/ امسال همان سال فرج خواهد شد. عید بر شما و خانواده محترمتان مبارک.

* روزگارت پر مراد، روزهایت شاد شاد، آسمانت بی‌غبار، سهم چشمانت بهار، قلبت از هر غصه دور، بزم عشقت پر سرور، بخت و تقدیرت قشنگ، عمر شیرینت بلند، سرنوشتت تابناک، جسم و روحت پاک پاک. عید شما مبارک.


موضوعات مرتبط: جملات عیدانه 1392
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 0:19 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
کمی وقت بگذارید و بخوانید. ارزش خواندن را دارد. باور کنید!
 
دختری بود نابینا که از خودش بخاطر کور بودنش تنفر داشت. او از همه بجز نامزد با محبتش متنفر بود. آن پسر در همه حال کنارش بود. آن دختر می گفت اگر فقط می توانست دنیا را ببیند، با نامزدش ازدواج خواهد کرد.

روزی کسی دو چشم به دختر اهدا کرد و او توانست همه چیز از جمله نامزدش را ببیند. پسر از او پرسید، "حالا که می توانی دنیا را ببینی، با من ازدواج می کنی؟"

دختر وقتی دید نامزدش هم کور بوده شوکه شد و از ازدواج با او سرباز زد. پسر با اندوه زیاد او را ترک کرد و چندی بعد در نامه ای برایش نوشت:

"فقط از چشمانم خوب مراقبت کن عزیزم."

این داستان نشان می دهد که چگونه وقتی شرایط انسان تغییر میکند، فکرش هم دگرگون می شود. تنها اندک افرادی هستند که گذشته اشان را فراموش نمی کنند و در همه حال حتی در سخت ترین موقعیت ها حضور دارند.

زندگی یک نعمت است.

امروز هرگاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آورید، به کسانی فکر کنید که قادر به تکلم نیستند.

قبل از اینکه بخواهید از مزه غذایتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که اصلاً چیزی برای خوردن ندارد.

قبل از اینکه از همسرتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که برای داشتن یک همدم به درگاه خدا زاری می کند.دل شکسته

امروز پیش از آنکه از زندگیتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زود هنگام به بهشت رفته است.......گریه

قبل از آنکه از فرزندانتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که آرزوی بچه دار شدن دارد اما عقیم است..ناراحت

قبل از آنکه شکایت کنید که چرا کسی خانه تان را تمیز نکرده یا جارو نزده، به آدمهایی فکر کنید که مجبورند شب را درخیابانها بخوابند...

پیش از نالیدن از مسافتی که مجبورید رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند..

و پیش از آنکه از شغلتان خسته شوید و از آن شکایت کنید، به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید...

اما قبل از اینکه به فکرِ گرفتن انگشت اتهام به سوی کسی یا محکوم کردن او بیفتید، بیاد بیاورید که هیچ کدام از ما بی گناه نیستیم و همه به یک خالق جواب پس می دهیم......(قابل تامل..!)

و زمانی که افکار ناامید کننده در حال درهم کوبیدن شماست، لبخندی بزنید و خدا را بخاطر زنده بودنتان شکر کنید.لبخند

زندگی یک نعمت است، از آن لذت ببرید، آنرا جشن بگیرید و ادامه اش دهید
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 0:17 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
چهارشنبه 2 اسفند1391 ساعت: 14:14 توسط:سجاد برخی
اینم یه داستان زیبا..........
عدالت و لطف خدا
زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟

داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند.

سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟


زن گفت: من بیوه زن هستم و سه دختر دارم، با دستم ریسندگى مى کنم، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم ، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم .

هنوز سخن زن تمام نشده بود که ...

در خانه داوود (ع) را زدند ، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد ، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید. حضرت داوود (ع) از آن ها پرسید : علت این که شما دسته جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟ عرض کردند: ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم ، ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى ، به او صدقه بدهى.

حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود : پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد و فرمود : این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن ، خداوند به حال و روزگار تو ، آگاهتر از دیگران است.
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 0:16 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
پسر کوچولو به مادر خود گفت : مادر داری به کجا می روی؟
مادر گفت:عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است به شهر ما آمده است.این طلایی ترین فرصتی است که می توانم او را ببینم وبا او حرف بزنم،
خیلی زود برمیگردم.

اگر او وقت آن را داشته باشد که با من حرف بزند چه محشری می شود.


و در حالی که لبخندی حاکی از شادی به لب داشت با فرزندش خداحافظی کرد....
حدود نیم ساعت بعد مادرش با عصبانیت به خانه برگشت.

پسر به مادرش گفت:مادر چرا چهره ی پریشانی داری؟

آیا بازیگر محبوبت را ملاقات کردی؟

مادر با لحنی از خستگی و عصبانیت گفت:من و جمعیت زیادی از مردم بسیار منتظر ماندیم اما به ما خبر رساندند که او نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است.

ای کاش خدا شهرت و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود.

کودک پس از شنیدن حرف های مادر به اتاق خود رفت ولباس های خود رابیرون آورد و گفت:مادر آماده شو با هم به جایی برویم من می توانم این آرزوی تو را برآورده کنم.


اما مادر اعتنایی نکرد و گفت:این شوخی ها چیست او بیش از نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است.

حرف های تو چه معنی ای میدهد؟

پسر ملتمسانه گفت:مادرم خواهش می کنم به من اعتماد کن،فقط با من بیا.

مادر نیز علیرغم میل باطنی خود درخواست فرزند خود را پذیرفت زیرا او را بسیار دوست می داشت.

بنابراین آن دو به بیرون از خانه رفتند.

پس از چندی قدم زدن پسر به مادرش گفت:رسیدیم.

در حالی که به کلیسای بزرگ شهر اشاره می کرد.

مادر که از این کار فرزندش بسیار دلخور شده بود با صدایی پر از خشم گفت:من به تو گفتم که الان وقت شوخی نیست.

این رفتار تو اصلا زیبا نبود.

کودک جواب داد:مادر تو در سخنان خود دقیقا این جمله را گفتی که ای کاش خدا شهرتی و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود پس آیا افتخاری از این بزرگ تر است که با کسی که این شهرت و محبوبیت را داده است نه آن کسی که آن را دریافت کرده است حرف بزنی؟
آیا سخن گفتن با خدا لذت بخش تر از آن نیست که با آن بازیگر محبوب حرف بزنی؟

وقتی خدا همیشه در دسترس ماست پس چه نیاز به بنده ی خدا...

داستان زیبایی بود..نظر شما چیه؟؟؟

[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 0:15 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
روزی یکی از انبیا در خواب دید که خدا به او وحی فرمود:

ای پیامبر من فردا که بیدار شدی به اولین چیزی که برخوردی آن را بخور

دومین چیز را پنهان کن

سومینش را بپذیر

چهارمین را مایوس نکن و از پنجمی فرار کن!

فردا پیامبر به راه افتاد تا به کوهی برخورد که مانعش شده بود باخود گفت چگونه این کوه را ببلعم؟ناگهان از بزرگی کوه کاسته شد و آن کوه کوچک و کوچک تر شد تا به اندازه یک لقمه در آمد.پیامبر وقتی آن را خورد دید خوشمزه است.

در ادامه راه به دومین چیزی که برخورد کرد صندوقی از جواهرات بود.طبق دستور آن را در زیر خاک پنهان کرد.چند قدم برداشت و نگاه به عقب کرد و صندوق را دید که از خاک بیرون آمده.به هرحال او وظیفه خود را انجام داد.

وقتی مشغول قدم زدن در باغ بود کبوتری را دید که از دست باز شکاری فرار میکرد.طبق وحی کبوتر را پذیرفت و در آغوش گرفت.لیکن باز شکاری به او گفت ای رسول خدا این طعمه من بود میخواهی مرا مایوس کنی از خودت؟

پیامبر به یاد چهارمین حکمت افتاد و غذایی برای باز تهیه کرد و به او داد.

و در نهایت به یک مردار متعفن برخورد کرد و از آن فاصله گرفت.

اما بعد پیامبر حکمت این پنج چیز را از خدا خواست:

1-خدا وحی فرمود آن کوهی که به لقمه تبدیل شد خشم و غضب توست که باید آن را مانند لقمه ای فرو بری

{و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس}

2-آن گنجی که دیدی کارهای خیر توست که اگر پنهانی انجام بدهی و آن را آشکار نکنی در قیامت این کار خوب تو را به همه نشان میدهم.

میدانید که اگر کار خیری را پنهانی انجام دهید ثواب بیشتر دارد و باهر بار آشکار سازی یک درجه از آن ثواب عمل صالح کمتر میشود.

3-منظور از کبوتر طرد نکردن است یعنی هیچ کس را از خودت مران

با ضعیفان هرکه گرمی کرد عالمگیر شد        ذره پرور باش تا خورشید تابانت کنند

4-این هم که دیگر مشخص است

5-و اما آن مردار متعفن گناه غیبت است که باید از آن بپرهیزی و فرار کنی چرا که کارهای خوب و اعمال صالح تو را از بین میبرد!

[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 0:11 ] [ ebrahim gerami ] [ ]

آلبرت اينشتاين ( فيزيكدان بزرگ ) : قرآن ، كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست بلكه مجموعه اي از قوانين است كه بشر را به راه راست ، راهي كه بزرگ ترين فلاسفه از تعريف آن عاجزند ، هدايت مي كند .

لئون تولستوي ( نويسنده ي شهير روسي ) : هر كسي بخواهد سادگي و بي پيرايه بودن اسلام را دريابد ، بايد قرآن مجيد را مطالعه كند . در آن جا قوانين و تعليماتي بر مبناي حقايق روشن و آشكار صادر و احكام آسان و ساده براي عموم بيان شده است .

هانري كربن ( فيلسوف فرانسوي ) : اگر انديشه ي محمد (ص) خرافي بود و اگر وحي او وحي الهي نبود ، هرگز جرات نمي كرد بشر را به علم دعوت كند . هيچ يك از افراد بشر و هيچ شيوه ي تفكري به اندازه ي محمد (ص) و قرآن ، انسان را به دانش دعوت نكرده اند . تا آن جا كه در قرآن ، نهصد و پنجاه بار از علم ، فكر و عقل سخن به ميان آمده است . ( قرآن از ديدگاه 114 دانشمند جهان / محمد عقيلي)

حديثي از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : غريبان دنيا چهارند : قرآني كه در حافظه ي ستمگر است ، مسجدي كه در محله اي باشد و مردم در آن نماز نخوانند ، مصحفي ( قرآن ) كه در خانه اي باشد و خوانده نشود و مرد پرهيزگاري كه در ميان مردماني بد به سر مي برد . ميزان الحكمه ، حديث 16711

[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 23:57 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
اگر قرآن سيد الكلام است ، امام حسين سيد الشهداء است . اگر در صحيفه ي سجاديه درباره ي قرآن مي خوانيم ( و ميزان القسط ) ، امام حسين مي فرمايد ( امرت بالقسط ) . اگر قرآن موعظه ي پروردگار است ( موعظه من ربكم ) ، امام حسين در روز عاشورا فرمود : عجله نكنيد تا شما را به حق موعظه كنم ( لا تعجلوا حتي اعظكم بالحق ) . اگر قرآن مردم را به رشد هدايت مي كند ( يهدي الي الرشد ) ، امام حسين نيز مي فرمايد : من شما را به راه رشد دعوت مي كنم ( ادعوكم الي سبيل الرشاد ) .

اگر قرآن عظيم است ( والقرآن العظيم ) ، امام حسين نيز سوابق عظيمي دارد ( عظيم السوابق ) . اگر قرآن حق و يقين است ( وانه لحق اليقين ) ، در زيارت امام حسين نيز مي خوانيم : آنقدر صادقانه و خالصانه عبادت كردي كه به درجه ي يقين رسيدي ( حتي اتاك اليقين ) . اگر قرآن مقام شفاعت دارد ( نعم الشفيع القرآن ) ، امام حسين نيز مقام شفاعت دارد ( وارزقني شفاعه الحسين ) . اگر در دعاي چهل و دوم صحيفه ي سجاديه درباره ي قرآن مي خوانيم كه پرچم نجات است ( علم النجاه ) ، در زيارت امام حسين عليه السلام نيز مي خواانيم كه او نيز پرچم هدايت است ( انه رايه الهدي ) .

اگر قرآن شفا دهنده است ( وننزل من القرآن ما هو شفاء ) ، خاك قبر امام حسين نيز شفاست ( طين قبر الحسين شفاء ) . اگر قرآن منار حكمت است ، امام حسين نيز باب حكمت الهي است ( السلام عليك يا باب حكمه رب العالمين ) . اگر قرآن امربالمعروف و نهي از منكر مي كند ( فالقرآن آمر و زاجر ) ، امام حسين نيز فرمود : هدف من از رفتن به كربلا امر به معروف و نهي از منكر است ( اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر ) .

اگر قرآن نور است ( نورا مبينا ) ، امام حسين نيز نور است ( كنت نورا في الاصلاب الشامخه ) . اگر قرآن براي تاريخ و همه ي مردم است ( لم يجعل القرآن لزمان دون زمان و لا للناس دون الناس ) ، درباره ي امام حسين نيز مي خوانيم كه اثار كربلا از تاريخ محو نخواهد شد ( لا يدرس اثره و لا يمحي اسمه ) . اگر قرآن كتاب مباركي است ( كتاب انزلناه اليك مبارك ) ، شهادت امام حسين نيز براي اسلام سبب بركت و رشد است ( اللهم فبارك لي في قتله ) .

اگر در قرآن هيچ انحرافي نيست ( غير ذي عوج ) ، درباره ي امام حسين مي خوانيم : لحظه اي از حق به باطل گرايش پيدا نكرد ( لم تمل من حق الي الباطل ) . اگر قرآن ، كريم است ( انه لقرآن كريم ) ، امام حسين نيز داراي اخلاق كريم است ( و كريم الخلائق ) . اگر قرآن عزيز است ( انه لكتاب عزيز ) ، امام حسين فرمود : هرگز زير بار ذلت نمي روم ( هيهات منا الذله ) . اگر قرآن ريسمان محكم است ( ان هذا القرآن ... العروه الوثقي ) ، امام حسين نيز كشتي نجات و ريسمان محكم است ( ان الحسين سفينه النجاه و العروه الوثقي ) .

اگر قرآن بينه و دليل آشكار است ( جائكم بينه من ربكم ) ، امام حسين نيز اين گونه است ( اشهد انك علي بينه من ربك ) . اگر قرآن را بايد آرام و با تاني تلاوت كرد ( و رتل القرآن ترتيلا ) ، زيارت قبر حسين را نيز بايد با گام هاي آهسته انجام داد ( و امش بمشي العبيد الذليل ) . اگر تلاوت قرآن بايد با حزن باشد ( فاقروه بالحزن ) ، زيارت امام حسين نيز بايد با حزن باشد ( و زره و انت كئيب شعث ) . (منبع : سخني از آقای قرائتی در كتاب گلبرگ هاي حسيني / محمد مطهر)

[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 23:57 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن كدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه "ان الله لا یغفر ان یشرك به و یغفر ما دون ذلك لمن یشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد) سوره نساء آیه 48
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه "و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110
امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست .

 بعضى دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم" (اى بندگان من كه دراثر گناه، بر خویشتن زیاده روی کرده اید، ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است) سوره زمرآیه53
امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله" (پرهیزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى كنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بیامرزد)
سوره آل عمران آیه135
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم كه فرمود:
امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكرى للذاكرین"
سوره هود آیه 114

و فرمود: اى على! آن خدایى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشیر و نذیرم قرار داده یكى از شما كه برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش كنار نمى‏رود مگر آنكه از گناهانش چیزى نمى‏ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می‏كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد
بعد فرمود: یا على جز این نیست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حكم را دارد.
برگرفته ازوبلاگ مطالب ناب

[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 23:56 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
1 . جواني مي گفت : حضرت اميرمومنان كلماتي در گوشم فرمود كه نمي دانستم چه مي فرمايد ، ولي بعد ديدم كه حافظ كل قرآن هستم .

2 . شنيديم كه در مجلس " پاريس " يك نفر از نمايندگان در حالي كه نطق مي كرد ، قرآن را به دست گرفت و گفت : " تا اين كتاب در دست مسلمانان باشد ، نمي توانيم بر آن ها حكومت كنيم " .

3 . اگر كسي به قرآن نگاه كند ، خواهد ديد كه قرآن موجودي غير از موجودات است و اگر كسي با عينك درست به قرآن نگاه كند ، مي بيند كه حضرت رسول و ائمه با او مكالمه مي كند .

4 . انسان مي تواند قرآن را آينه قرار دهد براي غايب (ع) و غايب (ع) را آينه قرار دهد براي قرآن . و مي شود گفت كه اين دو شريك و عديل يكديگرند و واسطه ي بين مخلوق و خالق هستند و در درجه ي  دعوت الي الله ، افتراقي نمي كنند .

5 . يك روز به آقا عرض كردم : من در هر ماه يك جزء قرآن را به نام يكي از امامان مي خوانم و ثواب آن را به آن امام هديه مي كنم . ايشان فرمودند : به جاي اين كار قرآن را حفظ كن . شنيدم كه آقاي خويي در اواخر عمر خود قرآن حفظ مي كردند .

( مطالب برگفته از كتاب نكته هاي ناب ، رضا باقي زاده )

[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 23:56 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
 

                 

              http://atasheentezar.persiangig.com/parcham/parcham3.gif

 

خداوند همه نعمت‏ ها را به حضرت سلیمان علیه ‏السلام عطا كرده بود، تا آن جا كه به سخن حیوانات آگاهى داشت و مى ‏توانست با آن‏ها گفتگو كند و جن و انس و پرندگان نیز در خدمت او بودند که این نشان از ارزش و مقام آن حضرت در نزد خداوند متعال است. و خداوند به هرکس هرآنچه بخواهد می دهد.

سوره 27 ام در قرآن کریم نمل (مورچه) نام دارد که به دلیل آورده شدن داستان حضرت سلیمان و مورچه و سخن گفت آن حضرت با مورچه به این نام آورده شده


داستان اول

روزى آن حضرت با لشكر عظیمش كه از جن و انس و پرندگان تشكیل مى‏ شد با نظم و صف‏ آرایى خاص، و شكوه بى نظیر حركت مى‏ كردند تا. به وادى مورچگان رسیدند. سلیمان علیه ‏السلام نیز كنار تختش بود. و باد آن را با كمال نرمش و آرامش در فضا حركت مى‏ داد....
حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا یَحْطِمَنَّكُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ; تا آنگاه كه به وادى مورچگان رسیدند مورچه ‏اى [به زبان خویش] گفت اى مورچگان به خانه‏ هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال كنند. (نمل آیه 18)

سلیمان علیه‏ السلام صداى آن مورچه را شنید، از سخن او خندید و به یاد نعمت‏ هاى الهى افتاد، كه خداوند آن چنان به او مقام ارجمند داده كه حتى صداى مورچه را مى ‏شنود و از مفهوم آن آگاهى دارد. قرآن این بخش را در سوره نمل آیه 19 چنین بیان نموده است:

فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِكَ فِی عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ;  [سلیمان] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏ اى سپاس بگزارم و به كار شایسته‏ اى كه آن را مى‏ پسندى بپردازم و مرا به رحمت‏ خویش در میان بندگان شایسته ‏ات داخل كن (نمل آیه 19)

در مورد این واقعه از حضرت رضا علیه ‏السلام نقل شده كه فرمودند: در حالى كه سلیمان علیه ‏السلام بر روى تختش در فضا حركت مى‏ كرد، باد صداى آن مورچه را به گوش سلیمان علیه ‏السلام رسانید. سلیمان علیه ‏السلام در همانجا توقف كرد و به مأمورانش فرمود: آن مورچه را نزد من بیاورید. مأموران بى درنگ آن مورچه را به حضور سلیمان علیه‏ السلام بردند. سلیمان به آن مورچه فرمود: آیا نمى ‏دانى كه من پیامبر خدا هستم و به هیچكس ظلم نمى‏ كنم؟

مورچه عرض كرد: آرى، این را مى‏ دانم.

سلیمان علیه‏ السلام فرمود: پس چرا مورچگان را از ظلم من هشدار دادى؟

مورچه عرض كرد: ترسیدم مورچگان حشمت و شكوه تو را بنگرند و مرعوب و شیفته زرق و برق دنیا شوند و در نتیجه از خداوند دور گردند، خواستم آن‏ها به لانه ‏هایشان بروند و شكوه تو را مشاهده نكنند...

سپس مورچه به سلیمان علیه ‏السلام عرض كرد: آیا مى ‏دانى چرا خداوند در میان آن همه نیروهاى عظیم مخلوقاتش، باد را تحت تسخیر تو قرار داد؟ سلیمان گفت: راز این موضوع را نمى ‏دانم.

مورچه گفت: مقصود خداوند این است كه اگر همه مخلوقاتش را مانند باد در تحت تسخیر تو قرار مى ‏داد، زوال و فناى همه آن‏ها مانند زوال و فناى باد است (بنابراین اكنون كه بنیاد جهان بر باد است، به آن مغرور مشو). سلیمان از این نصیحت پرمعناى مورچه خندید. (تبسمى که از گفتار مورچه به سلیمان دست داد، به سبب تعجبى بود که از این سخن مورچه کرد).(1)

خواجوى كرمانى به همین مناسبت مى ‏گوید:

پیش صاحب ‏نظران ملك سلیمان بادست             بلكه آنست سلیمان كه ز ملك آزاد است
این كه گویند كه برآب نهادست جهان            مشنو اى خواجه كه چون درنگرى بر باد است
خیمه انس مزن بر در این كهنه رباط              كه اساسش همه بى موقع و بى بنیاد است
دل درین پیرزن عشوه گر دهر مبند             كاین عروسیست كه در عقد بسى داماد است


داستان دوم (2)

حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .

سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.

مورچه گفت : ” ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد .

این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او مرا به بیرون آب دریا می آورد”

سلیمان به مورچه گفت : وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟

مورچه گفت آری او می گوید :
یا مَن لا یَنسانِى فِى جَوفِ هذِهِ الصَّخرَةِ تَحتَ هذِهِ اللُّجَّةِ بِرِزقِكَ، لا تَنسِ عِبادِكَ المومنینَ بِرحمَتِكَ؛ ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن.

پی نوشت: 1) عیون اخبار الرضا علیه ‏السلام، طبق نقل تفسیر نورالثقلین، ج 4،ص 82 و 83.
2) کتاب قصص انبیاء از هبوط آدم(ع) تا پیامبر اسلام(ص)

پایگاه قرآنی کلام الهی

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:50 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
خدایاباهام قهری؟؟ 

خدایاباهام قهری!!!

بنده من نمازشب بخوان که یازده رکعت است...

-خدایا!خسته ام ،نمیتوانم نصف شب یازده رکعت بخوانم!

-بنده من! قبل ازخواب این سه رکعت رابخوان...

خدایا!سه رکعت زیاد است!

-بنده من! قبل ازخواب وضو بگیر ورو به آسمان کن وبگو.....

-خدایامن در رختخواب هستم واگربلند شوم، خواب از سرم میپرد!

-بنده من ! همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله...

-خدایا!هوا سرد است و نمی توانم دستهایم را از زیر پتو در بیاورم!

-بنده من! در دلت بگو یا الله،  ما نماز شب را برایت حساب می کنیم.........

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.......

-ملائکه من! ببینید من این قدر ساده گرفته ام ، اما بنده من خوابیده است.

چیزی به اذان صبح نمانده است، اورابیدار کنید،دلم برایش تنگ شده است، دیشب بامن حرف نزده است....

-خداوندا!دوبار اورابیدارکردیم، امابازهم خوابید....

-ملائکه من درگوشش بگوید: پروردگار ت منتظر توست....

--پروردگارا ! باز هم بیدار نمی شود!!

اذان صبح را می گویند،  هنگام طلوع آفتاب است....

--ای بنده من ! بیدار شو، نماز صبحت قضا میشود....

خورشید از مشرق سر بر می آورد.

خداوند رویش را برمی گرداند.

ملائکه من ! آیا حق ندارم با این بده ام قهر کنم؟؟

وای نه.....!

خدای مهربونم.......با من هم قهری؟؟!

ولی باز هم خداوند ما را می بخشد

ولی باز هم..................................................................................

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:49 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
آينده بشريت از ديدگاه قرآن بسياري از آيات قرآن مجيد مويد اين حقيقت است و دوران خوشي و امنيت را نويد مي دهد که يقينا همه ي جهان را فرا خواهد گرفت و بشريت از رفاه و عدالت و آزادي و از تمام مايحتاج يک زندگي آبرومندانه برخوردار خواهد شد.
قرآن مجيد مي فرمايد:
«و لقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون» [1] . «و ما بعد از تورات در زبور داود نوشتيم و در کتب انبياء سلف وعده داديم که البته بندگان نيکوکار من ملک زمين را وارث و متصرف خواهند شد.» پس اسلام ادامه ي اديان پيشين آسماني است که جملگي به بشريت، آينده ي سعادت باري را نويد مي دهند تا فرمانروائي زمين تا فرمانروائي زمين و جهان از آن طلايه داران با ايمان و نيکوکار گردد و زماني که اين فرمانراوائي بدست طلايه داران با ايمان و نيکوکار بيفتد فرصتي براي سعادت و يک دوره رفاه، دست خواهد داد.
خداوند بزرگ مي فرمايد:
«انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحياة الدنيا و يوم يقوم الاشهاد» [2] . «ما (که خداي توانائيم) البته رسولان خود و اهل ايمان را هم در دنيا (بر دشمنانشان) ظفر و نصرت مي دهيم و هم روز قيامت که گواهان (اعمال نيک و بد) به شهات برخيزند.»
بديهي است پيامبران که خود، خواهان خوشبختي و عدالت و آزادي اند و پيروانشان که خويشتن را وقف خدمت آرمان هاي مقدس ياد شده کرده اند از گزند و آسيب در امان نبوده اند. آنچه پيامبران و پيروانشان متحمل شدند به مراتب سخت تر از رنج هائي است که ساير مردم کشيدند؛ زيرا آنان جبهه ي مبارزه و جهاد را بخاطر خوشبختي بشريت و حيثيت او رهبري مي کردند، لذا سرنيزه هاي ستم و طغيان بسوي سينه هاي آنان روانه گشت و زندگي دنيائي آنان مبدل به يکپارچه درد و رنج و تعب در راه خدا شده بود. و لکن خداوند تبارک و تعالي به پيامبران و اهل ايمان وعده ي برآورده شدن آرمانهاي والايشان و چشيدن طعم شيرين پيروزي سريع در دنيا و لذت اجر و ثوابش در آخرت را داده است.
بفرموده ي خدايتعالي:
«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و لو کره المشرکون» [3] .«اوست خدائي که رسول خود (محمد مصطفي صلي الله عليه و آله) را با دين حق بهدايت خلق فرستاد تا بر همه ي اديان عالم تسلط و برتري دهد هرچند مشرکان و کافران ناراضي و مخالف باشند». اين آيه سه بار در قرآن کريم تکرار شده است تا وعده ي پروردگار را در مورد گسترش دين اسلام در پهنه ي گيتي و پيدايش حقيقي و بکار بردن آنرا در پي ناکامي همه ي مکاتب و اديان ديگر به ثبوت برساند.
بفرموده ي خداي تبارک و تعالي:
«و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» [4] . «ما اراده کرديم که بر ناتوان شدگان زمين منت گذارده و آنها را پيشوايان خلق قرار دهيم و وارث ملک و جاه فرعونيان گردانيم.» پروردگار، گروه هاي ستمديده و مستضعف و رنجديده ي زمين که بهترين نمونه هاي آنان ائمه ي برحق و اهل بيت محمد صلوات الله عليهم اجمعين هستند منت خواهد گذارد تا عملا رهبري جهان را بعهده گيرند و در پناه حکومت عدل و ايمان وارثان ثروتهائي شوند. اينها همه به راستي نشانه هاي روشني است که تاکيد بر اين دارند که حق سرانجام پيروز شده و پيروان حق زمام جهان را بدست گرفته و آن را بساحل امن و امان رهنمون خواهند شد. بي شک اين وعده ها در تاريخ گذشته ي انسان تحقق نيافت و تا به امروز نيز جامه عمل نپوشيده است و جز دو راه چاره اي نيست: يا اينکه بدرستي اين وعده مشکوک باشيم که بايد از اين تفکر پناه بر خدا برد يا اينکه بر اين عقيده باشيم که اين وعده ها درآينده تحقق خواهند يافت و يقينا نمي توان در صحت و درستي اين وعده ها تشکيک نمود زيرا که: «وعد الله لا يخلف الله وعده» [5] . اين وعده الهي است و خدا هرگز خلاف وعده نمي کند.
و نيز بر مبناي آيه ي شريفه ي قرآن که مي فرمايد:
«ان الله لا يخلف الميعاد» [6] . بدرستيکه خداوند خلاف وعده نخواهد کرد.
ناگزيريم که مطمئن باشيم که اين وعده ها در آينده بصورت يک حقيقت واقعي درآيند هر چند که اين آينده دور باشد.
پی نوشت
[1] قرآن کريم، سوره ي انبياء آيه ي 105.
[2] قرآن کريم، سوره ي غافر آيه ي 51.
[3] قرآن کريم، سوره ي توبه آيه ي 33.
[4] قرآن کريم، سوره ي قصص آيه ي 5.
[5] قرآن کريم، سوره ي روم، آيه ي 6.
[6] قرآن کريم، سوره ي آل عمران، آيه ي 9.

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:48 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
قرآن و پزشکی قرآن در بیش از 700 آیه ماده ، علم را به كار برده و مسلمانان را به تفكر و تعمق در پدیده های طبیعت دعوت نموده است . حدود 750 آیه به خدا شناسی از راه علوم طبیعی مربوط می شود و در كنار این دعوت عمومی به دانش ، انسان را به شاخه های علوم پزشكی متمایل می كند ؛ آن جا كه می فرماید : «فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ»: پس انسان كه از چه چیزی خلق شده است . «أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَیْفَ خُلِقَتْ»: آیا به شتر نمی نگرند كه چگونه آفریده شده است ؟ «فلینظر الانسان الی طعامه » : پس انسان به غذای خویش بنگرد. برخی از احكام دین در قرآن فایده های پزشكی و بهداشتی دارند كه باپیشرفت علم پزشكی بدان پی برده شده است . بهداشت غذایی قرآن با نزول چند دسته از آیات ، اصلاح رژیم غذایی را برای بشریت آورده و احكامی در این مورد صادر كرده است : الف – ویژگی های غذا 1- غذا پاك باشد ، یعنی نجس نباشد . 2- غذا پاكیزه باشد یعنی پلید (خبیث) نباشد . 3- حلال باشد و حرام نباشد. از آن جا كه میل به غذا های پاك و پاكیزه ریشه در طبع انسان دارد و امری است كه از درون ساختمان وجودی او ریشه می گیرد ، بابراین دستور اسلام به خوردن غذاهای طییب ، نوعی دستور ارشادی است نه حكم یا دستور تاسیسی . الف)ممنوعیت غذاهای بهداشتی (پلید) خباثت به چیزی گفته می شود كه پلید است ، یعنی امور پست و فاسد و گندیده و متعفن و غیر مطبوع كه طبع انسان آن را نمی پسندد . بر این اساس ، خوردن خوراك های خبیث كه طبیعت انسان از آن ها متنفر است (میوه گندیده و ....) ، حرام است . زیرا افساد غذا و گندیدن و كپك زدن آن ها به واسطه تاثیر میكروب ها و قارچ های سمی كه روی آن ها نشسته است و آن ها را میموم و آلوده می كند ، باعث انواع بیماری ها از جمله سرطان و ... می شود . همچنین خوردن نجاسات ، آب بینی ، فرو بردن خلطه سینه ، خوردن خاك ، خوردن خون ، مردار ، شراب ، گوشت خوك و برخی از اجزای حیوان حلال گوشت ، جرو غذاهای خبیثه محسوب می شود و اسلام به واسطه ضرر های جبران ناپذیر كه خوردن این دسته از غذا ها بر جسم وارد می سازند ، خوردن آن ها را حرام كرده است . ب)ممنوعیت اسراف در غذا خوردن اسراف در تغذیه به معنای پر خوری است كه در قرآن نكوهش شده است و جزو گانهان كبیره است و آیاتی در مذمت آن نازل شده است : از جمله انه لا یحب المسرفین . زیرا عدم حب الهی دال بر مبغوضیت است . نیاز های طبیعی بدن انسان به عناصر اصلی غذایی ( مواد قندی ، چربی ، پروتئین و ویتامین ) با توجه به سن ، جنس و نوع فعالیت ، برای افراد گوناگون متغاوت است و اگر تغذیه از اعتدال خارج شود ، برای انسان مضر است .بنابرین قرآن به قاعده كلی منع اسراف در خوردن و آشامیدن اشاره میكند كه امروزه در علوم پزشكی وطب پیشگیری ، جایگاه ویژه ای دارد . متخصصان علوم پزشكی و صاحب نظران تغذیه ، ضررهای پرخوری را برشمرده اند : 1. سوء هاضمه و گشاد شدن معده و بزرگ شدن شكم . 2. بزرگ شدن معده كه عارضه ای بسیار خطرناك است . 3. سوزش قلب ،زیرا غذای بیش از حد نیاز مانند بار سنگینی است كه بر دوش قلب گذاشته می شود 4. چاقی خود بیماری خطرناك است . 5. تصلب شرائین . 6. نقرس كه یك بیماری مفصلی همراه با حملات دردناك و افرادی بدان مبتلا می شوند كه غذای اصلی انان را مواد گوشتی تشكیل می دهد ( اسراف در خوردن نوعی غذا ) . 7 . سنگ كلیه ، افرادی كه بیش تر غذای آنان را مواد گوشتی ، شیر و پنیر تشكیل می دهد، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سنگ كلیه قرار دارند ( اسراف در خوردن نوعی غذا ) . علاوه بر ضررهایی كه پر خوری بر خسم می گذارد ، عوارض روانی و روحی از جمله : سستی اراده ، كودنی ، میل به خواب مفرط و ... را نیز باعث می شود . بسیاری از متخصصان علوم پزشكی اعتقاد دارند كه آیه «كلوا واشربوا و لا تسرفوا »، یك دستور مهم بهداشتی است . زیرا تحقیقات نشان داده ، این آیه نوعی درمان سرطان یا پیشگیری از آن است . ** ارائه یك قاعده ی كلی درباره تغذیه ، یكی از مطالب عالی قرآن كریم است كه نقش به سزایی در سلامت انسان دارد و می تواند یكی از معجزات علمی قرآن محسوب شود . ج) ممنوعیت خوردن گوشت مردار مردارعبارت است از جسم انسان یا حیوان مرده كه یا خود مرده باشد و یا بر خلاف دستور شرع كشته شده باشد . خدا در قرآن می فرماید : " انما حرم علیكم المیته و ..." همانا او گوشت مردار را بر شما حرام كرد . آیه فوق در چهار سوره قرآن با الفاظ متفاوت تكرار شده است . به نظر متخصصان علوم پزشكی ، خون پس از مرگ جانور با توجه به تركیبات آن ( به رغم این كه قبل از مرگ بهترین وسیله دفاع از بدن بود )، به محل مناسبی برای رشد میكروب ها تبدیل خواهد شد . دربدن مردار ، پس از یك ساعت خون رسوب می كند و پس از سه چهار ساعت عضلات منقبض می شوند و به خاطر وجود اسید ها( فسفریك و فورمیك و لاكتیك ) بدن خشك می شود . سپس حالت قلیایی به بدن بر می گردد و خشك میشود . سپس میكروب های موجود در خون بدن شروع به تكثیر می كنند. در نتیجه بدن متعفن و متلاشی می شود . محبوس بودن خون نیز تعفن را تسریح و به تولید مثل میكروبها كمك می كند . اما در ذبع شرعی ،(سر بریدن حیوان ) بریده شدن ورید ها و شریان های بزرگ گردن باعث خروج تمام خون تمام خون بدن حیوان خواهد شد و دست و پا زدن حیوان ذبع شده نیز به این امر كمك خواهد كرد. حكمت و فلسفه حرام بودن خوردن گوشت مردار به دلیلی است كه شرح دادیم . از این طریق می توان به حكمت غسل مس میت و دفن میت نیز پی برد. باید اشاره كرد این علوم فقط گوشه ای از حكمت های خداوند است كه بشر از طریق پیشرفت علم توانسته است بدان ها دست یابد . ای بسا حكمت های بی شماری در پس پرده وجود دارند كه بشر از درك آن ها عاجراست. د)ممنوعیت خوردن گوشت خوك خوك یك از حیوانات پستاندار است كه در خشكی زندگی می كند و از گوشت و شیر آن استفاده می شود. ولی از نظر اسلام ، نام این حیوان در فهرست غذاهای ممنوع قرار دارد . خدا در قرآن می فرماید « انما حرم علیكم المیته و الدم و لحم الخنزیر و ... » : خداوند تنها گوشت مردار و خون و گوشت خوك و ... را حرام كرده است . علت تأكید قرآن بر این مطلب به خاطر خطرات جسمی و روحی مصرف گوشت خوك و نیز آلودگی جامعه بشری به آن است . مصرف گوشت خوك بین یهودیان نیز ممنوع است و یكی از غذاهای حرام در شریعت موسی (ع) نیز است . اما متأسفانه هنوز مصرف گوشت خوك در برخی نقاط دنیا هنوز رواج دارد . خوك حتی نزد اروپائیان كه بیش تر گوشت آن را می خورند ، سمبل بی غیرتی است . خوك غیرت ناموسی ندارد و نقطه مقابل خروس است . جفت خود را در معرض استفاده خوك های نر دیگر قرار می دهد و از این عمل ، علاوه بر آن كه باك ندارد ، لذت هم می برد و این صفت در گوشتش تأثیراتی دارد . افرادی كه از این نوع گوشت تغذیه می كنند ، همان اخلاق و صفات رذیله را حاصل می كنند . در حالی كه غیرت نسبت به دین و ناموس از صفات انبیا و ائمه و طاهرین و مؤمنین است . علاوه بر این ضررهای روانی و اخلاقی كه از خوردن گوشت خوك حاصل می شود ، دو دسته بیماری را سبب می شود : الف) بیماری هایی از جمله عوامل مبتدا به آنها گوشت خوك است مانند : 1-اسهال خونی : در گوشت خوك انگل هایی به نام بالانتن دیوم زندگی می كنند كه از اهم منابع انتشار این بیماری در سرتاسر جهان است . 2- انتامیب هیستولیتك : كه انسان را به اسهال آمیبی مبتلا می سازد و خوك نقش ناقل این میكروب به انسان را ایفا می كند . 3- بیماری باد سرخ : نوعی بیماری است كه خوك به ان مبتلا می شود و به گروه خاصی از انسان ها ، از قبیل قصاب ها و دباغ ها انتقال می یابد و در انسان به صورت لكه های سرخ و دردناك ، تؤام با سوزش شدید روی دست ظاهر می شود . 4- تصلب شرائین : میزان چربی و اسیداوریك در گوشت خوك بسیار زیاد است و خوردن آن ، نقش مهمی در تصلب شرائین در انسان دارد. علاوه بر این ها خوك از خوردن چیزهای پلید و كثیف ، مانند مدفوع خود باك ندارد ، لذا بدن خوك جایگاه انواع میكروب هاست . ب) بیماری هایی كه تنها به علت خوردن گوشت خوك در انسان به وجود می آیند ، عبارتند از : 1- كرم كدو : طول كرم كدو 2تا 3 سانتی متر است و در عضلات و مغز خوك وجود دارد كه انسان با خوردن گوشت و یا مغز خوك به آن مبتلا می شود . از عوارض این بیماری ، نارسایی هایی در دستگاه گوارش است . مرض لادرری از همین كرم كدو به انسان منتقل می شود . 2- تری شینوز : طول كرم تری شینوز 3 تا 5 میلی متر است . این كرم از طریق خوردن گوشت خام یا نیم پز وارد بدن می شود و ضمن ایجاد جوش های پوستی ، در عضلات انسان تخم گذاری می كند كه باعث درد شدید عضلات ، سختی نفس ، ناتوانی هنگام سخن گفتن و جویدن ،و گاهی فلج عضلات تنفسی می شود . كرم ترشین در طول یك ماه ، پانزده هزار تخم می گذارد . در یك كیلو گوشت خوك ممكن است 400 میلیون نوزاد كرم وجود داشته باشد . این كرم اولین بار در سال 1835 میلادی ، توسط یك دانشمند انگلیسی به نام پاژت كشف شد . تری شینوز می تواند به قلب نفوذ كند و باعث سكته های قلبی شود . پختن گوشت هم این كرم را نابود نمی كند . 3- بوتولیسم : گوشت خوك ثقیل الهضم است و معده را به زحمت می اندازد و باعث بوتولیسم می شوند هـ) ممنوعیت نوشیدن شراب (خمر) « خمر» به معنی پوشش است و به هرچیزی كه چیز دیگری را بپوشاند و مخفی كند ، «خمار» گویند . در شریعت به هر مكسر (مست كننده ) خمر گویند ، خواه از انگور ، خرما ، كشمش یا هر مشروب الكلی دیگری می باشد . استعمال واژه خمر برای این مایعات مكسر به این علت است كه آنها روی عقل پرده ای می افكنند و نمی گذارند ، بد را از خوب و زشت را از زیبا تمیز دهد . بدین دلیل ، نوشیدن آن حرام است . اولین كسی كه به وجود ماده ای در خمر پی برد كه سریع التبخیر است و بصیزت را ار انسان دور می كند ، جابرین حیان ، در قرن دوم هجری بود . اثرات مضر نوشیدن مشروبات الكلی 1-عقل ، عالی ترین موهبت الهی به انسان است و اندیشه ، امتیاز انسان به سایر حیوانات است . هنگامی كه شراب انسان را مست می كند ، عقل را زایل می سازد ، او را از حوزه انسانیت خارج می سازد و به یك حیوان تبدیل می كند . 2- اگر دولت ها ضمانت كنند كه درب نیمی از میخانه ها را ببندند ، می توان ضمانت كرد ، دیگر به نیمی از بیمارستان ها و تیمارستان ها نیاز نداریم . 3- مانع یاد خدا و نماز است . 4- در شخص الكلی عاطفه خانوادگی و محبت نسبت به زن و فرزند ضعیف می شود . الكل با سرعت شگفت انگیزی از طریق بافت های مخاطی دهان و ریه و معده جذب و وارد خون می شود . پس از ورود الكل به معده ، با توجه به نسبت آب مجود در آن ، در تمام بافت های بدن توزیع می شود . اگر زن باردار مقداری مشروب الكلی مصرف كند ، مقداری از الكل به جنینش می رسد و تقریبا روی مغز اثر می گذارد . 5 تا 10 درصد الكل مصرف شده بدون هیچ گونه تبدیلی به وسیله كلیه و ریه دفع و بقیه در معرض اكسیده شدن در كبد قرارز می گیرد و به گاز دی اكسید كربن (C02) و آب و انرژی تبدیل می شود . میزان واحد كالری به دست آمده از یك گرم الكل 7 كالری است كه باعث بی میلی به غذا می شود . در نتیجه شخص دچار كمبود مواد غذایی در بدن می شود . مصرف زیاد الكل یا در واقع مشروبات الكلی ، باعث گیجی و مستی می شود و عضوی كه بیش از همه تأثیر می پذیرد ، مغز است و قدرت عكس العمل مغز به شدت كاهش می یابد . در چنین شرایطی ، انسان در معرض خطراتی همچون : تصادف ، سقوط ، اغما و مرگ در اثر تنگی نفس قرار می گیرد . اثرات مضر نوشیدن مشروبات الكلی از نظر پزشكی عبارتند از : 1. ابتلا به بیماری های عصبی ، گوارشی ، قلبی ، خونی و روانی ، به دلیل اعتیاد به الكل . 2. اختلال در كار تعدادی از اعصاب كه باعث ضعف عضلات ، لرزش اندام ها و درد در ناحیه دست و پا می شود . 3. اختلال در یك عصب كه با توج به نوع عصب ممكن است به صورت فلج عصب صورت یا چشم باشد . 4. التهاب مری ، استفراغ شدید خونی و سرطان مری . 5. التهاب حاد و مزمن معده ، زخم معده و سرطان معده . 90 درصد مبتلایان به سرطان معده از معتادان به مشروبات الكلی هستند . 6. كاهش نارسایی های فراوان مربوط به كبد و لوزالمعده . 7. كاهش پروتئین در بدن . 8. ضعف ماهیچه های قلب . مصرف مشروبات الكلی باعث چاقی و افزایش چربی خون می شود . 9. كاهش آهن خون ، اسید كولیك ، و ویتامین * در خون . 10 . كاهش گلبول های قرمز خون و در نتیجه ، زرد شدن پوست بدن . 11 . هذیان گویی ، رعشه و هیجان زدگی . 12 . ابتدا به جنون كورساكوف كه عبارت است از ضعف ذاكره ، هذیان گویی ، التهاب پایانه عصبی و از بین رفتن قدرت تشخیص و شناخت . 13 . اختلال در فعالیت های مغزی ، ناتوانی دركنترل عواطف و از دست دادن قدرت تفكر . جلوگیری از نوشیدن شراب و حكم به پلید بودن آن ، یكی از معجزات علمی قران كریم است ، چرا كه در شرایطی این احكام صادر شد كه بشریت با علاقه و اشتها به شراب خواری روی آورده بود و از ضررهای بهداشتی آن اطلاع چندانی نداشت . در حقیقت ، این ممنوعیت یكی از خدمات دین اسلام به بشریت بوده است . امروزه علوم پزشكی ضررهای بی شماری را برای نوشیدن مشروبات الكلی مطرح كرده اند كه در جایگاه خود بایست بررسی شوند .

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:47 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
و از آن طرف گفتگوی ویژه خبری از آن جمله گفتگوهایی است که با دعوت از مسئولان و دست‌اندرکاران مهم‌ترین مشکلات اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور در این برنامه و به نحوی سعی در برطرف کردن آن‌ها را دارد؛ و یا برنامه صندلی داغ که با حضور افراد مختلف علت موفقیت‌ها و شکست‌ها و تجربه های تلخ و شیرینی را که در سال‌های مختلف بدست آورده‌اند جویا می‌شود.
حال یکی از گفتگوهای ویژه و صندلی داغ که گوش فرا دادن به آن که می‌تواند زندگی ما را متحول کند گفتگوهایی است که بهشتیان و جهنمیان در جنت و دوزخ با یکدیگر برقرار می‌کنند و در این گفتگوها به بررسی و ارائه مهم‌ترین دلائل خود برای موفقیت و شکست در زندگی می‌پردازند و اینکه چرا عده ای بهشتی شدند و عده ای دیگر مجبورند مدت‌های زیادی را در عذاب و سختی به سر ببرند.
قست اول: چرا بهشتی شدی؟
وقتی بهشتیان در باغ‌های جاویدان الهی از نعمت‌های ویژه خداوند بهرمند می‌شوند و وقتی وعده های الهی محقق می‌بینند از یکدیگر دلائل بهشتی شدن خود را پرس و جو می‌کنند و هر یک دلائلی را بیان می‌کنند تا اینکه عده ای مهم‌ترین دلیل برای بهشتی شدن خویش را این‌گونه بیان می‌کنند:
(وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ یَتَساءَلُونَ. قالُوا إِنَّا کُنَّا قَبْلُ فی أَهْلِنا مُشْفِقینَ. فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُوم. إِنَّا کُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحیم: و برخی‌شان رو به برخی کنند [و] از هم پرسند .گویند: ما پیش‌تر در میان خانواده خود بیمناک بودیم. ما از دیر باز او را می‌خواندیم، که او همان نیکوکار مهربان است . ما از دیر باز او را می‌خواندیم، که او همان نیکوکار مهربان است.) (طور: 25-28)
وَ نادی أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَی الْکافِرینَ : و دوزخیان، بهشتیان را آواز می‌دهند که: «از آن آب یا از آنچه خدا روزیِ شما کرده، بر ما فرو ریزید.» می‌گویند: «خدا آن‌ها را بر کافران حرام کرده است.
علامه طباطبایی معنای این آیات را این گونه بیان می‌کنند که ما در دنیا نسبت به خانواده خود اشفاق داشتیم، هم آنان را دوست می‌داشتیم و به سعادت و نجاتشان از مهالک و ضلالت‌ها عنایت داشتیم، و هم از اینکه مبادا گرفتار مهالک شوند می‌ترسیدیم، و به همین منظور به بهترین وجهی با آنان معاشرت می‌کردیم، و نصیحت و دعوت به سوی حق را از ایشان دریغ نمی‌داشتیم.
قسمت دوم: یک خاطره از سال‌های گذشته
(فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ یَتَساءَلُون. قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّی کانَ لی قَرین. یَقُولُ أَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُصَدِّقین. أَ إِذا مِتْنا وَ کُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَدینُون. قالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُون. فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فی سَواءِ الْجَحیم. قالَ تَاللَّهِ إِنْ کِدْتَ لَتُرْدین؛ و لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّی لَکُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرین. أَ فَما نَحْنُ بِمَیِّتین. إِلاَّ مَوْتَتَنَا الْأُولی وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبین. إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ:
پس برخی‌شان به برخی روی نموده و از همدیگر پرس‌وجو می‌کنند. گوینده‌ای از آنان می‌گوید: «راستی من [در دنیا] هم‌نشینی داشتم، [که به من] می‌گفت:» آیا واقعاً تو از باور دارندگانی؟ آیا وقتی مردیم و خاک و مشتی استخوان شدیم، آیا واقعاً جزا می‌یابیم؟ [مؤمن] می‌پرسد: «آیا شما اطلاع دارید [کجاست]؟»
پس اطّلاع حاصل می‌کند، و او را در میان آتش می‌بیند. [و] می‌گوید: «به خدا سوگند، چیزی نمانده بود که تو مرا به هلاکت اندازی؛ و اگر رحمت پروردگارم نبود، هرآینه من [نیز] از احضار شدگان بودم [و از روی شوق می‌گوید:] »آیا دیگر روی مرگ نمی‌بینیم، جز همان مرگ نخستین خود ؟ و ما هرگز عذاب نخواهیم شد!؟ راستی که این همان کامیابی بزرگ است. (صافات: 50-60)
قسمت سوم: وعده های خداوند محقق می‌شود؟
(وَ نادی أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمینَ: و بهشتیان، دوزخیان را آواز می‌دهند که: «ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود درست یافتیم؛ آیا شما [نیز] آنچه را پروردگارتان وعده کرده بود راست و درست یافتید؟» می‌گویند: «آری.» پس آواز دهنده‌ای میان آنان آواز درمی‌دهد که: «لعنت خدا بر ستمکاران باد») (اعراف: 44)
قست چهارم: چرا جهنمی شدم؟
(إِلاَّ أَصْحابَ الْیَمین. فی جَنَّاتٍ یَتَساءَلُونَ. عَنِ الْمُجْرِمینَ. ما سَلَکَکُمْ فی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکینَ؛ و کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضینَ؛ و کُنَّا نُکَذِّبُ به یومِ الدِّینِ. حَتَّی أَتانَا الْیَقینُ: بجز یاران دست راست. در میان باغ‌ها. از یکدیگر می‌پرسند، درباره مجرمان، چه چیز شما را در آتش [سَقَر] درآورد؟ , گویند: «از نمازگزاران نبودیم، و بینوایان را غذا نمی‌دادیم، با هرزه‌درایان هرزه‌درایی می‌کردیم، و روز جزا را دروغ می‌شمردیم، تا مرگ ما در رسید»)(المدثر:39-47)
قسمت پنجم: التماس دوزخیان از اهل بهشت
وَ نادی أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَی الْکافِرینَ : و دوزخیان، بهشتیان را آواز می‌دهند که: «از آن آب یا از آنچه خدا روزیِ شما کرده، بر ما فرو ریزید.» می‌گویند: «خدا آن‌ها را بر کافران حرام کرده است.»(اعراف: 50)
وقتی بهشتیان در باغ‌های جاویدان الهی از نعمت‌های ویژه خداوند بهرمند می‌شوند و وقتی وعده های الهی محقق می‌بینند از یکدیگر دلائل بهشتی شدن خود را پرس و جو می‌کنند و هر یک دلائلی را بیان می‌کنند تا اینکه عده ای مهم‌ترین دلیل برای بهشتی شدن خویش را این‌گونه بیان می‌کنند:و برخی‌شان رو به برخی کنند [و]از هم پرسند .گویند:ما پیش‌تر در میان خانواده خود بیمناک بودیم.ما از دیر باز او را می‌خواندیم، که او همان نیکوکار مهربان است.ما از دیر باز او را می‌خواندیم، که او همان نیکوکار مهربان است
قسمت ششم: پشیمانی جهنمیان
(وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ یَتَساءَلُون. قالُوا إِنَّکُمْ کُنْتُمْ تَأْتُونَنا عَنِ الْیَمین. قالُوا بَلْ لَمْ تَکُونُوا مُؤْمِنین؛ و ما کانَ لَنا عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ بَلْ کُنْتُمْ قَوْماً طاغین. فَحَقَّ عَلَیْنا قَوْلُ رَبِّنا إِنَّا لَذائِقُون. فَأَغْوَیْناکُمْ إِنَّا کُنَّا غاوینَ: و بعضی روی به بعضی دیگر می‌آورند [و] از یکدیگر می‌پرسند. [و] می‌گویند: «شما [ظاهراً] از درِ راستی با ما درمی‌آمدید [و خود را حق به جانب می‌نمودید. ]متّهمَان» می‌گویند: «[نه!] بلکه با ایمان نبودید؛ و ما را بر شما هیچ تسلّطی نبود، بلکه خودتان سرکش بودید. پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد؛ ما واقعاً باید [عذاب را] بچشیم؛ و شما را گمراه کردیم، زیرا خودمان گمراه بودیم.»)(صافات:27-33)
قسمت هفتم: جنگ و دعوا در میان دوزخیان
(قالَ الَّذینَ اسْتَکْبَرُوا لِلَّذینَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناکُمْ عَنِ الْهُدی بَعْدَ إِذْ جاءَکُمْ بَلْ کُنْتُمْ مُجْرِمین‌وَ قالَ الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذینَ اسْتَکْبَرُوا بَلْ مَکْرُ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ نَکْفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْداداً وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فی أَعْناقِ الَّذینَ کَفَرُوا هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کانُوا یَعْمَلُونَ : و کسانی که زیردست بودند به کسانی که [ریاست و] برتری داشتند، می‌گویند: «[نه]، بلکه نیرنگ شب و روز [شما بود] آنگاه که ما را وادار می‌کردید که به خدا کافر شویم و برای او همتایانی قرار دهیم.» و هنگامی که عذاب را ببینند پشیمانی خود را آشکار کنند؛ و در گردن‌های کسانی که کافر شده‌اند غُلها می‌نهیم؛ آیا جز به سزای آنچه انجام می‌دادند می‌رسند؟)(سبا:32-33)
بررسی هر کدام از این سخنان و عملی کردن آن‌ها در زندگی می‌تواند نقش مهمی در پیشرفت و رشد ما داشته باشد چرا که سخنان بهشتیان مبنی بر موفقیت‌های بی نظیرشان در دنیا و سخنان دوزخیان مبنی بر شکست‌ها و پشیمانی آن‌ها به خوبی می‌تواند نقشه زندگی ما و راه پرپیچ و خمی را که در مسیر ما قرار دارد را ترسیم کند.

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:45 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
ـ محتوای سوره ی مبارکه ی انعام : مبارزه با شرک و بت پرستی ، دعوت به اصول سه گانه ی توحید ـ نبوت ، معاد و ذکر اعمال و کردار و بدعتهای مشرکان.
7 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی اعراف : ذکر مسأله ی مبدأ و معاد ، داستان آفرینش آدم ، ذکر سرگذشت اقوام نوح و لوط و شعیب ( ع ) و سرگذشت بنی اسرائیل و مبارزه ی حضرت موسی ( ع ) با فرعون.
8 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی انفال : ذکر مسائل مالی و اقتصادی اسلام از جمله : انفال و غنایم ، بیان صفات و امتیازات مؤمنان واقعی ، داستان جنگ بدر ، ذکر احکام جهاد ، ذکر جریان شب تاریخی هجرت پیامبر ( ع ) از مکه به مدینه ، وضع مشرکان و خرافات آنها قبل از اسلام ، بیان حکم خمس ، بیان برتری معنوی مسلمانان بر کفار ، حکم اسیران جنگی ، بیان مبارزه با منافقان و راه شناخت آنان .
9 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی انفال : قطع رابطه با مشرکان ، بیان سرنوشت منافقان و نشانه های آنان ، ذکر انحراف اهل کتاب از حقیقت توحید ، بحثهای مربوط به جهاد ، ستایش مجاهدان راه خدا ، اشاره به زکات ، بیان پرهیز از تراکم ثروت ، لزوم تحصیل علم ، ذکر داستان هجرت پیامبر (ص ) ، بیان مسأله ی ماه های حرام ، موضوع گرفتن جزیه از اقلیت های مذهبی.
10 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی یونس : تکیه بر مسأله ی مبدأ و معاد ، مسأله ی وحی و مقام پیامبر اسلام ( ص ) ، بیان نشانه های عظمت خداوند ، ذکر زندگی پیامبران از جمله : نوح ( ع ) ، موسی ( ع ) و یونس ( ع ) ، بیان لجاجت و سرسختی بت پرستان  در برابر حق .
11 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی هود : ذکر سرگذشت پیامبران مخصوصا " حضرت نوح (ع) ، مبارزه با شرک و بت پرستی ، ذکر مسأله ی معاد ، دستور استقامت کردن به مؤمنان ، ذکر سرگذشت هود و صالح و ابراهیم و لوط و حضرت موسی ( ع ) و مبارزات آنان.
12 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی یوسف : تمام آیات این سوره جز چند آیه ی آخر در مورد سرگذشت جالب و شیرین و عبرت انگیز حضرت یوسف ( ع ) است که به احسن القصص معروف می باشد.
13 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی رعد : بیان حقانیت و عظمت قرآن ، ذکر اسرار آفرینش آسمانها و بیان معاد ، اشاره به تسبیح کردن رعد ، ذکر سجده ی آسمانیان و زمینی ها در برابر عظمت خدا ، بیانمثالهای زیبا برای شناخت حق و باطل ، ذکر وفای به عهد و صله ی رحم و صبر و استقامت و انفاق کردن در پنهان و آشکار و بیان سرگذشت اقوام یاغی و سرکش و تهدید کفار.
14 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی ابراهیم : بیان داستان قهرمان توحید حضرت ابراهیم ( ع )  ، ذکر تاریخ انبیای گذشته مانند : حضرت نوح و موسی ( ع ) و قوم عاد وثمود و بیان مسأله ی مبدأ و معاد.
15 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی حجر : سفارش به مطالعه در اسرار آفرینش ، باین مسأله ی معاد و کیفر بدکاران ، ذکر اهمیت قرآن ، بیان داستان آدم و سرکشی ابلیس ، اشاره به سرگذشت اقوامی چون قوم لوط و صالح و شعیب ( ع ) .
16 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی نحل : بیان پاره ای از نعمت های خداوند از قبیل باران و نور آفتاب ، انواع گیاهان و میوه ها و مواد غذایی و حیواناتی که خدمتگزار انسانها هستند ، اشاره ی پرمعنی و کوتاه به زنبور عسل ، ذکر دلایل توحید ، بیان معاد و تهدید مشرکان ، دستور به عدل واحسان و هجرت و جهاد و نهی از فحشاء و ظلم وستم و پیمان شکنی ، ذکر کوتاهی از حضرت ابراهیم ( ع ) .
17 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی اسراء : بیان دلایل نبوت ، ذکر داستان معراج پیامبر ( ص ) ، بیان تاریخ پرماجرای بنی اسرائیل ، ذکر مسأله وجود حساب و کتاب در زندگی این جهان ، حق شناسی به خصوص در رابطه با پدر و مادر ، تحریم اسراف و تبذیر کردن و همچنین بخل و فرزند کشی (در جاهلیت بوده است. ) و زنا و خوردن مال یتیم و کم فروشی و تکبر و خونریزی ، بیان تأثیر قرآن در درمان هر گونه بیماری اخلاقی و اجتماعی ، ذکر معجزه بودن قرآن.
18ـ محتوای سوره ی مبارکه ی کهف : ذکر داستان اصحاب کهف ، ذکر داستان ملاقات حضرت موسی و خضر ( هر چند نام خضر در این سوره نیامده است. ) و بیان درسی عمیق و زیبا در این باره ، بیان ماجرای ذوالقرنین و یأجوج و مأجوج.
19 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی مریم : بیان سرگذشت حضرت زکریا و حضرت مریم و عیسی ( ع ) و ابراهیم ( ع ) قهرمان توحید و فرزندش اسماعیل و ادریس پاره ای دیگر از پیامبران بزرگ الهی ، بیان مباحثی از قیامت ، نفی فرزند داشتن خداوند و بیان مأله ی شفاعت.
20 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی طه : اشاره به عظمت قرآن وبیان صفات جلال و جمال خداوند ، ذکر داستان حضرت موسی و گوساله پرستی بنی اسرائیل ، اشاره به مسأله ی معاد و بیان سرگذشت آدم ( ع ) و حوا در بهشت و هبوط آنان.
21 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی انبیاء : اشاره به فرازهایی از حالات 16 تن از پیامبران بزرگ الهی که عبارتند از : حضرت موسی ، هارون ، ابراهیم ، لوط ، اسحاق ، یعقوب ، نوح ، داود ، سلیمان ، ایوب ، اسماعیل ، ادریس ، ذوالکفل ، ذاالنون ( یونس ) ، زکریا و یحیی ( ع ) . همچنین اشاره به توحید و پیروزی حق علی باطل .
22 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی حج : ذکر آیاتی در مورد معاد و بیان دلایل آن ، بررسی سرگذشت عبرت انگیز گذشتگان از جمله قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهیم و لوط ، قوم شعیب و قوم موسی . بیان مباحثی در مورد مسأله ی حج و سابقه ی تاریخی آن از زمان حضرت ابراهیم و بیان مسأله ی قربانی کردن در حج و طواف ... ، تشویق به نماز و زکات و امر به معروف و نهی از منکر و بیان توکل کردن به خداوند.
23 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی مؤمنون : بیان اوصاف مؤمنان ، بیان خداشناسی همراه با آوردن نشانه های مختلفی از نظام شگرف آفرینش انسان و حیوانات وگیاهان ، بیان سرگذشت پیامبرانی چون : نوح ، هود ، موسی و عیسی ( ع ) ، بحثهایی درباره ی معاد.
24 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی نور : این سوره را می توان سوره پاکدامنی و عفت و مبارزه با آلودگیهای جنسی دانست. چرا که قسمت عمده ی دستوراتش بر محور پاکسازی اجتماع از طرق مختلف از آلودگیهای جنسی دور می زند.
25 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی فرقان : ذکر دلایل توحید و اشاره به منطق ضعیف مشرکان ، ذکر نشانه های عظمت خداوند مانند : روشنایی آفتاب ، ظلمت و تاریکی شب ، باد و باران ، زنده شدن زمین ، آفرینش آسمانها و زمین و خورشید و ماه و سیر منظم آنها ، بیان صفات مؤمنان راستین.
26 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی شعراء : بیان عظمت قرآن ، فرازهایی از سرگذشت هفت پیامبر بزرگ الهی که عبارتند از : ابراهیم ، نوج ، هود ، صالح ، لوط ، شعیب و حضرت موسی ( ع ) و مباحثی پیرامون شعرا.
27 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی نمل : اشاره به معاد ، ذکر سرگذشت پنج پیامبر بزرگ الهی ، بیان داستان حضرت سلیمان و ملکه ی سبا و سخن گفتن پرندگانی چون هدد و حشراتی مانند مورچه با آن حضرت .
28 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی قصص : ذکر تاریخچه ی بین اسرائیل ، بیان داستان قارون آن مرد ثروتمند و مستکبر که سرگذشتی چون فرعون داشت و با این تفاوت که قارون در خاک فرورفت و فرعون در آب غرق شد.
29 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی عنکبوت : بیان مسأله ی امتحان شدن انسانها ، ذکر وضع منافقان، ذکر گوشه هایی از مبارزات پیامبران بزرگ الهی چون : حضرت نوح ، ابراهیم ، لوط ، شعیب و بیان مسأله ی توحید و ضعف و ناتوانی معبودهای ساختگی .
30 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی روم : پیشگوی پیروزی رومیان بر ایرانیان در جنگی که در آینده درگیر می شد ، بیان گوشه ای از طرز فکر و حالات افراد بی ایمان ، اشاره به مسأله ی مالکیت و حق ذی القربی و نکوهش رباخواری.
31 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی لقمان : اشاره به عظمت قرآن ، ذکر قسمتی از سخنان حکمت آمیز لقمان به فرزندش ، بیان دلایل توحید و اشاره ی کوتاهی به مسأله ی معاد و بیان علم غیب خداوند.
32 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی سجده : بیان عظمت قرآن ، ذکر آفرینش انسان از خاک و آب و روح الهی ، ذکر معاد و انذار و بشارت ، اشاره ی کوتاهی به تاریخ بنی اسرائیل .
33 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی احزاب : اشاره به پاره ای از خرافات دوران جاهلیت مانند مسأله ی ظهار ( یک شیوه ی طلاق درجاهلیت بوده است. ) ، اشاره به جنگ احزاب ، اشاره به همسران پیامبر که باید در همه ی امور الگو باشند ، اشاره به داستان زید پسرخوانده پیامبر اسلام ( ص ) و ذکر مسأله ی حجاب .
34 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی سبأ : بیان مسأله ی توحید و نبوت و معاد ، ذکر نعمت های الهی ، بیان سرنوشت شکرگزاران و کافران ، دعوت انسانها به تفکر و اندیشه و عمل صالح .
35 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی فاطر : بیان عظمت خداوند و مسأله ی توحید ، اشاره به مسأله ی رهبری انبیاء و مبارزه ی آنان با کافران ، بیان اندرز و مواعظ الهی در زمینه های مختلف .
36 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی یس : بیان رسالت پیامبر اسلام ( ص )  قرآن مجید و هدف نزول آن ، اشاره به رسالت بعضی از پیامبران الهی ، ذکر مباحثی درباره ی توحید ، معاد و پایان جهان و بهشت و دوزخ .
37 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی صافات : بحثی پیرامون گروههایی از ملائکه  ،بیان عاقبت کافر ، ذکر قسمتی از تاریخ انبیای بزرگ الهی مانند : حضرت نوح ، ابراهیم ، اسحاق ، موسی و هارون ، الیاس ، لوط و یونس ( ع ) و بیان یکی از انواع شرک که عبارت باشد از اعتقاد به خویشاوندی خداوند با جن یا فرشتگان ، بیان پیروزی لشکر حق بر کفر و نفاق .
38 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی ص : ذکر مسأله ی نبوت پیامبر اسلام ( ص ) و اشاره به گوشه هایی از تاریخ پیامبران مخصوصا" : حضرت داود ، سلیمان و ایوب ، بیان سرنوشت کفار ، بیان آفرینش انسان و مقام والای او و سجده کردن فرشتگان برای آدم.
39 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی زمر : بیان توحید و معاد ، بیان پاداش و عذاب در قیامت ، بیان اهمیت قرآن مجید ، اشاره ی کوتاه به سرگذشت اقوام گذشته و ذکر مسأله ی توبه .
40 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی مؤمن : طرح داستان حضرت موسی ( ع ) و فرعون ، اشاره به مؤمن آل فرعون ، دعوت پیامبر (ص) به صبر و شکیبایی و اشاره به قیامت و توحید.
41 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی فصلت : توجه دادن به قرآن ، اشاره به آفرینش آسمان و زمین و مراحل پیدایش کره ی زمین و کوهها و گیاهان و حیوانات ، اشاره به سرگذشت اقوام مغرور و سرکش گذشته از جمله قوم عاد و ثمود و اشاره ی کوتاهی به داستان حضرت موسی ( ع ) .
42 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی شوری : اشاره به وحی و ارتباط پیامبران با خداوند ، بیان یک سلسله مباحث اخلاقی مانند : استقامت ، توبه ، عفو و گذشت ، فرونشاندن آتش خشم ، دوری کردن از لجاجت و دنیاپرستی و جزع وفزع به هنگام بروز مشکلات.
43 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی زخرف : اشاره به اهمیت قرآن و نبوت پیامبر اسلام ، مبارزه با تقلیدهای کورکورانه ، اشاره به ارزش های باطلی که حاکم بر افراد بی ایمان است ،  بیان اندرزهای سودمند و مؤثر.
44 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی دخان : بیان عظمت قرآن و اینکه در شب قدر نازل شده است ، اشاره به سرگذشت حضرت موسی و قوم بنی اسرائیل در مقابل فرعون ، اشاره به هدف آفرینش و بیهوده نبودن خلقت آسمان و زمین.
45ـ محتوای سوره ی مبارکه ی جاثیه : بیان عظمت قرآن ، ذکر پاره ای از ادعهای طبیعی مسلکان و پاسخ قاطع به آنها ، اشاره ی کوتاهی به سرنوشت بعضی اقوام گذشته چون بنی اسرائیل ، دعوت به عفو و گذشت در عین قاطعیت و عدم انحراف از حق ، اشاره به حودث تکان دهنده ی قیامت ، مخصوصا" مسأله ی نامه ی اعمال که تمامی کارهای انسان را بی کم و کاست در بر می گیرد.
46ـ محتوای سوره ی مبارکه ی احقاف : ذکر عظمت قرآن ، اشاره به داستان قوم عاد که ساکن سرزمین احقاف بودند، اشاره به گسترش و عمومیت دعوت پیامبر اسلام تا آنجا که غیر از انسانها طایفه ی جن را نیز شامل می شود. -47 محتوای سوره ی مبارکه ی محمد ( ص ) : بیان مسأله ی ایمان و کفر و مقایسه ی حال مؤمنان و کافران ، بیان مسأله ی جهاد ، ذکر شرح حال منافقان ، بررسی سرنوشت اقوام گذشته ،  بیان آزمایش الهی به تناسب مسأله ی جنگ ، ذکر مسأله ی انفاق که آن نیز نوعی جهاد است و نقطه ی مقابل آن بخل.
48ـ محتوای سوره ی مبارکه ی فتح : اشاره به پیروزی اسلام و تأکید بر تحقق خواب پیامبر ( ص ) مبنی بر وارد شدن به مکه و انجام مناسک عمره ، اشاره به حوادث صلح حدیبیه و مسأله ی بیعت رضوان ، اشاره به مقام پیامبر ( ص ) و هدف والای ایشان ، معرفی کسانی که از شکرت در جهاد معاف هستند ،اشاره به ویژگی های پیروان پیامبر اسلام
 ( ص ) و صفات مخصوص آنها
49ـ محتوای سوره ی مبارکه ی حجرات : بیان آداب برخورد با پیامبر بزرگ اسلام ( ص ) ، اشاره به یک سلسله اصول اخلاق اجتماعی اسلام ، بیان دستوراتی که در زمینه ی چگونگی حل و فصل اختلافات داخلی که احیانا" در میان مسلمانان روی می دهد ، اشاره به اینکه ایمان تنها به گفتار نیست.
50 50ـ محتوای سوره ی مبارکه ی ق : تقریبا" تمام آیات این سوره بر محور معاد دور می زند و مباحثی چون ثبت اعمال و اقوال ، مرگ و انتقال از این جهان به جهان دیگر ، حوادث قیامت و استدلال بر مسأله ی معاد را مطرح
می نماید.
. البته در این میان به اقوام طغیانگر گذشته چون فرعون و قوم عاد و قوم لوط و قوم شعیب وتبع اشاره می کند                       
51ـ محتوای سوره ی مبارکه ی الذاریات : بیان مسأله ی معاد ، اشاره به توحید ، ذکر داستان فرشتگانی که میهمان حضرت ابراهیم شدند ، اشاره به داستان حضرت موسی ( ع ) و قوم عاد و ثمود و قوم نوح
52ـ محتوای سوره ی مبارکه ی طور : اشاره به نعمتها و مواهب الهی برای مؤمنان در قیامت ، اشاره به نبوت پیامبر
( ص ) ، بیان مسأله ی توحید ومعاد ، ذکر عذابهای الهی برای کافران
53ـ محتوای سوره ی مبارکه ی النجم : اشاره به تماس مستقیم پیامبر ( ص ) با پیک وحی ( جبرئیل ) ، اشاره به معراج پیامبر ( ص ) ، بیان خرافات مشرکان در مورد بتها ، بازگذاشتن راه توبه ، ذکر اقوام گذشته مانند : قوم عاد و ثمود و نوح و لوط.
54ـ محتوای سوره ی مبارکه ی قمر : بیان نزدیکی قیامت و موضوع شق القمر ، اشاره به قوم سرکش نوح و مسأله ی طوفان ، ذکر داستان قوم عاد و ثمود و مخالفاتشان با حضرت صالح  و مسأله ی ناقه ( شتر ) ، اشاره به قوم لوط و سخنی کوتاه در مورد مؤمن آل فرعون.
55ـ محتوای سوره ی مبارکه ی الرحمن : اشاره به نعمتهای الهی ، اشاره به چگونگی خلقت جن و انسان ،
 بیان نشانه ها ی خداوند در زمین و آسمان ، ذکر نعمت های ابدی جهان آخرت و عذابهای دردناک مشرکان و کافران.
56ـ محتوای سوره ی مبارکه ی واقعه : بیان نشانه های ظهور قیامت و گروه بندی انسانها  ،ذکر مقامات مقربین و اصحاب یمین و انوع مواهب الهی برای آنها ، ذکر اصحاب شمال و مجازاتهای دردناک آنها در دوزخ ، بیان حالت احتضار و انتقال از این جهان.
57ـ محتوای سوره ی مبارکه ی حدید : بیان توحید و صفات خداوند که حدود بیست و هفت صفت از صفات الهی در آن آمده است. اشاره به عظمت قرآن ، ذکر انفاق در راه خدا ، اشاره به  عدالت اجتماعی که از اهداف مهم انبیاء است ، مذمت و نکوهش رهبانیت و انزوای اجتماعی.
58ـ محتوای سوره ی مبارکه ی مجادله : اشاره به حکم ظهار ، بیان دستورهایی در آداب مجالست از جمله منع کردن از نجوی ( در گوشی حرف زدن. ) ، بحث در مورد منافقان و دعوت به حزب الله
59ـ محتوای سوره ی مبارکه ی حشر : اشاره به تسبیح کردن عمومی موجودات در برابر خداوند ، اشاره به ماجرای درگیری مسلمانان با یهودیان پیمان شکن مدینه و اشاره به منافقان مدینه ، بیان صفات جمال و جلال خدا و اسماء حسنی
60ـ محتوای سوره ی مبارکه ی ممتحنه : بیان مسأله ی ( حب فی الله ) و ( بغض فی الله ) و نهی از طرح دوستی با مشرکان ، اشاره به زنان مهاجر و آزمایش و امتحان آنها.
61ـ محتوای سوره ی مبارکه ی صف : دعوت به هماهنگی گفتار و کردار و پرهیز از سخن گفتن بدون عمل کردن ، دعوت به جهاد ، اشاره به پیمان شکنی بنی اسرائیل ، بشارت عیسی ( ع ) به آمدن پیامبر اسلام ( ص ) ، تضمین پیروزی اسلام بر همه ی ادیان ، اشاره به زندگی حواریون حضرت عیسی ( ع).
62ـ محتوای سوره ی مبارکه ی جمعه : بیان توحید و هدف بعثت پیامبر اسلام ( ص )  ، ذکر مسأله ی معاد ، اشاره به برنامه ی سازنده ی نماز جمعه و بعضی خصوصیات این عبادت بزرگ ، اشاره به تسبیح عمومی موجودات  ، دستور مؤکد برای انجام نماز جمعه و تعطیل کسب و کار برای شرکت در آن.
63ـ محتوای سوره ی مبارکه ی منافقین : محور اصلی این سوره منافقان است که شامل نشانه های آنان ،
بر حذر داشتن مؤمنان از توطئه های آنها می باشد و همچنین توصیه به انفاق در راه خدا و غافل نشدن از ذکر او -64 محتوای سوره ی مبارکه ی تغابن : بیان توحید و صفات و افعال خداوند ، اشاره به این که روز قیامت روز مغبون شدن گروهی و برنده شدن گروه دیگر است ، دستور به اطاعت از خدا و پیامبر و دعوت به انفاق کردن.
65ـمحتوای سوره ی مبارکه ی طلاق : بیان احکام مربوط به طلاق و اشاره هایی به مبدأ و معاد و نبوت و پیامبر و بشارت وانذار.
66ـ محتوای سوره ی مبارکه ی تحریم : اشاره به موضوع مربوط به پیامبر (ص ) با بعضی از همسرانش ، دستور به مراقبت در امر تعلیم و تربیت خانواده  ، اشاره به توبه و جهاد ، اشاره به دوتن از زنان صالح یعنی حضرت مریم و همسر فرعون و دو نفر از زنان ناصالح مانند همسر نوح و همسر لوط

67 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی ملک : اشاره به صفات خداوند و نظام شگفت خلقت ، خصوصا" آفرنیش آسمانها و ستارگان و زمین و پرندگان و آبهای جاری و آفرینش گوش و چشم ( ابزار شناخت ) .
68 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی قلم : ذکر قسمتی از صفات ویژه ی رسول خدا ( ص ) مخصوصا" اخلاق برجسته ی ایشان ، بیان قسمتی از صفات زشت دشمنان ، بیان عظمت قرآ« و اشاره به قیامت.
69 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی الحاقة : بیان مسائل مربوط به قیامت که سه نام از نامهای قیامت یعنی « حاقة ، قارعة ، واقعة » را در این سوره ذکر فرموده است. اشاره به سرنوشت اقوام گذشته مخصوصا" قوم عاد ، قوم ثمود و قوم فرعون ، اشاره به عظمت قرآن و پیامبر ( ص ) .
70 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی معارج : بیان خصوصیات قیامت ، ذکر پاره ای از صفات انسانهای خوب و بد ، اشاره به عذاب شدن یکی از منکران پیامبر ( ص ) .
71 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی نوح : این سوره سرگذشت حضرت نوح را بیان می کند.
72 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی جن : مباحث این سوره عمدتا" درباره ی موجود ناپیدایی به نام جن می باشد که به ایمان آوردن آنها به پیامبر اسلام (ص ) و خضوع آنها در برابر قرآن مجید و اعتقادشان به معاد و این که دارای گروهی مؤمن و گروهی کافر هستند اشاره شده است.
73 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی مزمل : دعوت پیامبر به قیام شبانه برای عبادت و تلاوت قرآن ، اشاره به معاد ، اشاره به حضرت موسی ، دعوت به نماز و زکات و انفاق در راه خدا.
74 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی مدثر : دعوت پیامبر به قیام و ابلاغ آشکار پیام الهی و صبر و استقامت ، تأکید بر امر قیامت از طریق سوگندهای مکرر و اشاره به ارتباط سرنوشت هر انسانی با اعمال او.
75 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی قیامت : مباحث این سوره بر محور قیامت و معاد دور می زند ، از جمله بیان حوادث عجیب و هول انگیز که در پایان این جهان و آغاز قیامت روی می دهد و لحظات پراضطراب مرگ و انتقال از این جهان به جهان دیگر.
76 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی انسان : اشاره به آفرینش انسان ، اشاره به اهمیت قرآن ، بیان حاکمیت مشیت و خواست الهی در عین مختار بودن انسان.
77 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی مرسلات : بیشترین مطلبی که در این سوره طرح شده است ، مسائل مربوط به قیامت می باشد.
78 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی نبأ : طرح حادثه بزرگ قیامت در قالب سؤال ، اشاره به قدرت خداوند در آسمان و زمین ، اشاره به نعمت های الهی برای نیکوکاران و عذابهای دردناک برای طغیانگران و کافران.
79 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی النازعات : این سوره بر محور مسائل مربوط به معاد دور می زند و اشاره ای هم به داستان حضرت موسی و سرنوشت فرعون می نماید و اینکه هیچکس غیر ازخدا از تاریخ وقوع روز قیامت باخبر نیست.
80 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی عبس : طرح مسأله ی معاد ، اشاره به کسی که در برابر مرد نابینای حقیقت جو برخورد مناسبی نداشت ، بیان و ارزش و اهمیت قرآن .
81 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی تکویر : بیان مسأله ی قیامت و دگرگونی عظیم در پایان این جهان ، اشاره به عظمت قرآن.
82 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی انفطار : این سوره نیز بر محور مسائل مربوط به قیامت دور می زند و انسان را به نعمت های خداوند و فرشتگانی که مأمور ثبت اعمال انسانها هستند ، توجه می دهند.
83 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی مطففین : اشاره به کم فروشان و تهدید آنها ، اشاره به سرنوشت بدکاران در روز قیامت و نعمتهای عظیم الهی برای نیکوکاران.
84 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی انشقاق : این سوره نیز عموما" به مسأله ی معاد اشاره دارد و حوادث هولناک روز قیامت را بیان می کند.
85 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی بروج : اشاره به اصحاب اخدود ، اشاره به داستان فرعون و ثمود و اقوام گردنکش و طغیانگری که نابود شدند ، بیان عظمت قرآن و اهمیت آن.
86 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی طارق : اشاره به مسأله ی معاد و بیان اهمیت و ارزش و عظمت قرآن مجید.
87 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی اعلی : اشاره به دستورات الهی به پیامبر در زمینه ی تسبیح پروردگار و ادای رسالت ، اشاره به مؤمنان خاضع و کافران شقی و ذکر عوامل شقاوت و سعادت.
88 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی الغاشیة : اشاره به معاد ، بیان مسأله ی توحید و اشاره به آفرینش آسمان و خلقت کوه ها و زمین و اشاره به نبوت.

89 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی فجر : تهدید کافران به عذاب ، اشاره به اقوام طغیانگری چون عاد و ثمود و فرعون ، اشاره به امتحان شدن انسان و بیان مسأله ی معاد.
90 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی بلد : اشاره به این که زندگی انسان در این دنیا همواره توأم با مشکلات و رنج است ، ذکر پاره ای از نعمت های الهی و ناسپاسی انسان ، اشاره به گروه مؤمنان و گروه کافران و سرنوشت آنها.
91 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی الشمس : اشاره به تهذیب نفس و تطهیر قلب از ناپاکیها و اشاره به اقوام طغیانگر گذشته مانند : قوم ثمود.
92 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی اللیل : این سوره مردم را به دو گروه تقسیم می کند : انفاق کنندگان با تقوی و بخیلانی که منکر پاداش الهی هستند و پایان کار گروه اول را خوشبختی و آرامش و پایان کار گروه دوم را سختی و بدبختی می شمرد.
93 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی الضحی : این سوره به پیامبر بشارت می دهد که خداوند هرگز تو را رها نساخته است و سپس وعده ی عطا و بخشش فراوان به او می دهد.
94 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی شرح : در این سوره نیز به قسمتی از مواهب الهی به پیامبر ( ص ) اشاره شده است.
95 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی التین : این سوره به آفرنیش زیبای انسان و مراحل تکامل و عوامل انحطاط او اشاره دارد و نیز مسأله ی معاد و حاکمیت خداوند را بیان می کند.
96 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی علق : این سوره ابتدا به پیامبر دستور قرائت و تلاوت قرآن را می دهد و سپس به آفرنیش انسان اشاره می کند و به انسانهای ناسپاس وعده ی مجازات دردناک می دهد.
97 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی قدر : این سوره به بیان نزول قرآن مجید در شب قدر می پردازد و سپس اهمیت شب قدر و برکات و آثار آن را متذکر می شود.
98 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی بینه : این سوره به رسالت جهانی پیامبر اکرم (ص ) اشاره دارد و همچنین به موضعگیری های مختلف اهل کتاب و مشرکان در برابر اسلام اشاره می کند.
99 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی زلزله : این سوره نشانه های وقوع قیامت را بیان می دارد.
100 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی عادیات : این سوره به پاره ای از ضعفهای نوع انسان همچون بخل و دنیا پرستی اشاره می نماید و در نهایت مسأله ی قیامت را مطرح می کند.
101 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی قارعه : این سوره به طور کلی از معاد و مقدمات آن سخن می گوید و به پاداش درستکاران و عذاب بدکاران اشاره می کند.
102 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی تکاثر : این سوره در ابتدا به سرزنش افرادی می پردازد که بر اساس مطالب موهوم بر یکدیگر تفاخر می کنند و سپس به معاد اشاره می شود.
103 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی عصر : این سوره اشاره دارد که جز افراد با ایمان همه ی انسانها در زیانکاری هستند.
104 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی همزة : این سوره به کسانی اشاره دارد که تمام تلاش خود را متوجه جمع مال کرده و کسانی را که دستشان از آن خالی است به دیده ی حقارت می نگرند و آنها را مسخره می کنند و سپس سرنوشت دردناک این ثروت اندوزان مستکبر را بیان می نماید.
105 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی فیل : این سوره به داستان تاریخی معروفی اشاره می کند که در سال تولد پیامبر اسلام ( ص ) واقع شده است و این که خداوند خانه ی کعبه را از شر لشکر عظیم کفار که از سرزمین یمن سوار بر فیل آمده بودند حفظ کرد.
106 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی قریش : این سوره به نعمت هایی اشاره دارد که خداوند به قریش ارزانی داشته و در نهایت آنان را به سپاسگزاری و عبادت پروردگار دعوت می نماید.
107 : محتوای سوره ی مبارکه ی ماعون : در این سوره به صفات و اعمال منکران قیامت اشاره شده است.
108 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی کوثر : در این سوره خداوند به پیامبر ( ص ) بشارت نعمت های فراون از جمله کوثر داده و دشمنان او را ابتر می خواند.
109 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی کافرون : این سوره پاسخی است که کوبنده به درخواست کافران که می خواسنتد از طریق فشار و سخت گیری ، پیامبر ( ص ) را به سازش بکشانند ولی پیامبر ( ص ) دست رد به سینه ی آنان زد.
110 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی نصر : در این سوره خداوند بشارت و نوید پیروزی عظیمی را به پیامبر ( ص ) می دهد که به دنبال آن مردم گروه گروه به دین خدا وارد می شوند.
111 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی تبت : در این سوره حمله ی شدیدی با ذکر نام به یکی از دشمنان اسلام و پیامبر در آن عصر و زمان یعنی ابولهب شده است و اشاره می نماید که او و همسرش هر دو اهل دوزخ هستند.
112 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی اخلاص : این سوره چنان که از نامش پیداست از توحید پروردگار و یگانگی او سخن می گوید.
113 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی فلق : محتوای این سوره تعلیماتی است که خداوند به پیامبر ( ص ) خصوصا" و به مسلمانان عموما" در زمینه ی پناه بردن به خداوند ازشر همه ی اشرار می دهد.
114 ـ محتوای سوره ی مبارکه ی ناس : این سوره به پیامبر ( ص ) به عنوان پیشوا و رهبر دستور می دهد که از شر همه ی وسوسه گران به خدا پناه ببرد.


منبع : کتاب دانستنی های قرآن ، تألیف : مصطفی اسرار

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:43 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
قرآن کریم 15 آیه ی سجده دار دارد که 4 آیه ی آن سجده ی واجب دارد ، به این معنا که با شنیدن آن واجب است سجده کنیم و در11 آیه ی دیگر سجده کردن امری مستحب است . در زیر این سجده ها و این که در کدام سوره های قرآن واقع شده اند رو آوردم :
سجده های واجب قرآن
سوره ی علق ، آیه ی آخر
سوره ی نجم ، آیه ی آخر
سوره ی فصلت ، آیه ی 37
سوره ی سجده ، آیه ی 15

سجده های مستحب قرآن
آیه ی 21 سوره ی انشقاق
آیه ی 24 سوره ی ( ص )
آیه ی 18 سوره ی حج
آیه ی 77 سوره ی حج
آیه ی 60 سوره ی فرقان
آیه ی 25 سوره ی نمل
آیه ی 48 سوره ی نحل

آیه ی 15 سوره ی رعد
آیه ی 107 سوره ی أسراء
آیه ی آخر سوره ی اعراف
آیه ی 58 سوره ی مریم
[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:42 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
امام صادق ( ع ) می فرمایند : « هر کس گناهی کند و خندان باشد ، به دوزخ وارد می شود در حالیکه گریان است. »
پس به گناه نباید نزدیک شد ، و در صورت انجام گناه در اولین لحظه که انسان به آن توجه پیدا کرد ، باید توبه کند تا از اثرات منفی آن ایمن باشد ، در غیر این صورت پیامد گناه دیر یا زود گریبانگیر او خواهد بود.
از رحمت خدا مأیوس نباش
از سوی دیگر اگر کسی هر قدر معصیت کرده باشد نباید از رحمت الهی مأیوس شود و احساس کند که خدا دیگر هرگز او را نخواهد بخشید.
هر کس این حالت یأس را داشته باشد ، باید بداند که علاوه بر معصیت هایی که انجام داده ، گرفتار معصیت کبیره ی دیگری است که « یأس از روح الله » نامیده یم شود.
خدای مهربان هرگز به کسی اجازه ی مأیوس شدن از رحمتش را نداده است. این حیله و نیرنگ شیطان است که انسانهای گرفتار گناه را ، از آمرزش الهی مأیوس کند ، تا آنها هرگز رو به سوی توبه نیاورند. انسان گنهکار ، به هر اندازه که بار گناه داشته باشد ، در توبه و بازگشت به سوی خدا برای او باز است.
خدای مهربان بر کسی که حقیقتاً توبه می کند و اراده و عزم می کند و هرگز آن گناه انجام ندهد به دیده ی رحمت و آمرزش و اغماض می نگرد و گذشته های او را می بخشد و این اثر توبه است. خداوند اهل توبه را هرگز از رحمت خود مأیوس نمی کند.
این خود امر خدای مهربان است که در قرآن کریم ، سوره ی مبارکه ی زمر ، آیه ی 53 فرموده اند:
قُل یا عِبادِیَ الّذین أسرَفوا عَلَی أنفسهم لا تَقنَطوا من رَحمة اللهِ إنَّ الله یَغفِرُ الذّنوبَ جَمیعاً إنّه هو الغفور الرّحیم
بگو ای بندگان من که ( با انجام گناه ) برنفس خود ستم کرده اید ، از رحمت الهی مأیوس نباشید ، به یقین خدا تمامی گناهان را می آمرزد ، بی تردید خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.
و ادامه می دهد :
و أنیبوا إلی رَبّکم و أسلموا له من قبل أن یأتیکم العذاب ثم لا تنصرون
به سوی خدا بازگردید « توبه کنید » و تسلیم او باشید قبل از این که عذاب برشما بیاید ، پس در آن هنگام یاری نخواهید شد.
گناهان ما هر چه قدر باشه آیا از رحمت خد بزرگتره ؟ مطمئناً بزرگتر نیست.
اما چه زمانی توبه ی ما پذیرفته می شه ؟
زمانی که ما ارکان و شرایط توبه رو  محقق کنیم :
توبه دو رکن مهم دارد : 1 ـ ندامت و پشیمانی از گناهان و تقصیرات گذشته 2 ـ عزم برگشت نمودن به آن برای همیشه
ارکان دیگه ای هم هست که در نهج البلاغه از حضرت علی ( ع ) اومده:
ادا کنی به سوی مخلوق حق آنها را ، تا هنگامی که خدا را ملاقات می کنی پاک باشی و حقی از کسی بر عهده ی تو نباشد.
روی آوری به سوی هر فریضه و واجبی که بر تو است ، که آن را ضایع کرده ای ، پس حق آن فریضه را به جای آر
 با خودتون فکر کنید اگر این ارکان رو دارا می باشید در این که خداوند شما رو آمرزیده شک نکنید و مأیوس نباشید چون یأس از خداوند خود یک گناه کبیره ی دیگه ایه که شیطان در وجود ما میندازه تا ما رو از توبه و برگشت به خدا غافل کنه.
چند نکته ی دیگه :
1 ـ گر توبه شکستی باز آی :
پس از انجام توبه  ،اگر احیاناً معصیت از شخص صادر شد نباید از خود مأیوس شود ، باید خود را با گذشته مقایسه کند و ببیند که اگر قبلا" در یک هفته ده گناه می کرده است حالا دو گناه انجام داده است . پس مقدار بسیاری به مقصد نزدیک شده است ، از این دو گناه نیز مجددا توبه کند و در ترک گناه از ائمه مدد بخواهد.
2 ـ توبه سبب استجابت دعاست
3 ـ توبه ، فرد را مستحق شفاعت و آمرزش الهی می کند.
منابع :
کتاب توبه از دیدگاه قرآن و حدیث علیرضا حسنی
کتاب توبه زیباترین پوزش محمد حسین جعفری

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:42 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
سران اعتراض خود را به پدر رساندند و گفتند اگر به همین روش ادامه دهی ، به زودی از اموال خود چیزی باقی نمی گذاری .پیرمرد گفت این روشی است که من تاکنون اجرا کرده ام  فقرا را به آن عادت داده ام و بدین وسیله حکم خدا را نیز در مورد این باغ اجرا کرده ام و در این سن و در واپسین سالهای زندگی ، دست از این عمل خیر و خداپسندانه بر نمی دارم ، اگر با روش من مخالفید کمی صبر کنید ، بیماری های گوناگون گریبانگیر من شده اند و چند صباحی دیگر جان به جان آفرین تسلیم می نمایم و به سوی او باز می گردم و تمام این ثروت و املاک در اختیار شما قرار می گیرد و شما در اداره ی آن دو راه در پیش دارید : اگر انفاق کنید خدا وعده داده است که به انفاق کنندگان پاداش دهد و اگر بخل کردید ، همانگونه که خدا هشدار داده است ، اموال شما تباه و فاسد می گردد و اراده وخواست خدا به انجام می رسد .
چند صباحی نگذشت که پیرمرد در بستر بیماری افتاد و پس از چندی دار فانی را وداع گفت . ایام به سرعت سپری شد و زمان برداشت محصول باغ فرا رسید. فقرا و نیازمندان طبق عادت سنوات قبل هب انتظار دریافت سهم محصول خود به سمت باغ حرکت کردند.
در این میان فرزندان پیرمرد جلسه ای تشکیل دادند ، یکی از فرزندان پیرمرد گفت : از این پس در این باغ حقی برای فقیر و مستمند نیست ، یکی از برادران که روش معتدل تری داشت و از جهت طبیعت و اخلاق به پدر خویش نزدیک و به  امور خیر علاقمند بود گفت : شمابه کاری دست زده اید که در ظاهر به سود شماست ولی در درون آن شر و ضرری بزرگتر نهفته است و این عمل باغ شما را از ریشه نابود می سازد. اگر شما بینوایان را از اموال خود محروم ساختید از شر و عقوبت آن در امان نخواهید بود.
برادران وی به اتفاق با وی مخالفت کردند و گفتند : دست از پند و اندرز خود بردار که برای نصایح تو ، گوش شنوایی وجود ندارد.
پس از مشورت و تبادل نظر فرزندان پیرمرد تصمیم گرفتند که فردا اول صبح عازم باغ شوند و میوه ها را جمع آوری کننئ ، خدا درباره ی آنان می گوید : « سوگند یاد کردند که بامدادان میوه ها را بچینند و هیچ استثنا نکردند . ( سوره ی قلم ،آیات 17 و 18 ) » . خدا از قصد سوء و عیب روح آنها آگاه و بر پیمان آنان در تضییع حق فقرا بود ، شبانگاه چنان بلایی به سوی باغ فرستاد که درختها را چون خاکستری سیاه کرد و میوه ها را بر روی زمین فاسد و تباه ساخت و باغ و بستان به یکباره نابود گشت.
در سحرگاه فردا ، فرزندان پیرمرد چون به باغ رسیدند با تعجب و حیرت از یکدیگر پرسیدند : آیا بوستان ما همین است ؟ گمان نمی کنیم که این باغ از ما باشد ، گویا بی خوابی تمرکز حواس ما را ربوده و ما راه را گم کرده ایم.
برادر مهربان گفت : شما راه را گم نکرده اید ، همین باغ شما است. قبل از این که بینوایان را محروم سازید ، خود محروم گشتید و بدترین کیفر بخل و امساک خود را دیدید. مگر من به شما نگفتم خدا را ستایش و فرمان کنید. برادران وی گفتند : « پروردگار ما منزه است و ما خود در حق خویش ستم کردیم ، سپس به سرزنش یکدیگر پرداختند و گفتند : وای بر ما که ما یاغی و سرکش بوده ایم ( اینک به درگاه خود توبه کرده ) شاید پروردگارمان بهتر از این باغ به ما عطا کند ، ما به خدای خود مشتاقیم . ( سوره ی قلم ، آیات 29 تا 32 ) . »
اما فرمان خدا صادر شده و تنها تأسف برای ایشان باقی مانده بود و باید کیفر بخل و نافرمانی خود را بچشند . « این گونه است عذاب ( دنیا ) و البته عذاب آخرت بسیار شدیدتر است . ( سوره ی قلم ، آیه ی 33 ) »
منبع : قصه های قرآن ، مؤلف : محمد احمد جاد المولی و ... ، مترجم : استاد مصطفی زمانی ( ره )

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:42 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
                   بسم الله الرحمن الرحیم
تواین بخش می خوام درباره اجرای طرح بدون چاردیواری درمدرسه شهیدتندگویان مطالبی بنویسم ،شاید برای نوشتن این مطالب دیر باشه چون مدتی از این کار می گذره اماموردی که روز چهارشنبه 4/11/91اجرا کردیم رو براتون می نویسم.
بعد از اتمام این اردوی علمی طی جلسه ای که با مدیرمحترم آموزشگاه گرفته شد قرار بر این شد که برا ی ایجاد انگیزه بیشتر برای تلاش دانش آموزان وایجاد محیطی شاداب درمدرسه، از تصاویر تهیه شده در این اردو وسایر مراسم های برگزار شده در سطح مدرسه کلیپی تهیه بشه و در قالب سی دی دراختیار دانش آموزان قرار داده بشه برای اینکار مسئولیت ساخت کلیپ به بنده داده شد وبالاخره درتاریخی که در بالا گفتم این کلیپ رو در محل نمازخانه وبا استفاده از امکانات سمعی وبصری آموزشگاه به دانش آموزان نمایش داده شد، که انصافا استقبال بسیار خوبی شد و مورد پسندشان قرار گرفت
[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:41 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
-قرآن يك معجزة روحاني :
قرآن معجزه اي است كه با عقلها وانديشه ها وارواح انسانها سروكاردارد . بنابراين اين معجزة روحاني از معجزات ديگر كه اغلب جسمي هستند برترخواهدبود .
اينجاست كه گفته مي شود قرآن معجزه ايست كه بشردربرابرآن زانوي ناتواني برزمين زده است وبنابراين آنجا كه خداوند تحدي مي كند هيچكس نتوانسته پاسخ گوي اوباشد .خداوند درميان اعراب كه زبان آنها از گسترده ترين زبانهاي دنيا بوده ودرفصاحت وبلاغت كسي به پاي آنها نمي رسيده تحدي مي كند واينست اعجاز لفظي قرآن كه با اعجاز معنوي  آن همراه است .
اعجاز قرآن از نظر تشريع و قانونگذاري:
قبل از طلوع اسلام مردم در جهل و انحطاط علمي بسر مي‌بردند، در آن دوران تاريك، اختلافات نژادي، قانون زور و هرج و مرج اجتماعي به ملل جهان خاصه عرب حكومت مي‌كرد. عرب ها قبل از اسلام از«عقايد خرافي بهره فراوان داشت و داراي يك قانون و نظام اجتماعي واحد نبود بت‌پرستي، زنده به گور كردن دختران و ...»ولي وقتي كه نور اسلام توسط حضرت محمد صلى الله عليه وسلم در مكه درخشيد، توحيد جايگزين بت‌پرستي شد و جهل و رذايل جاي خود را به علم و فضايل دادند و اين پيشرفت‌ها، امتيازات و افتخاراتي كه نصيب مسلمانان شد، در اثر تعاليم عالي قرآن مجيد بود كه بر تمام كتاب‌هاي آسماني برتري دارد و قوانينش بر پايه عقل استوار و در قانونگذاري روش اعتدال و ميانه‌روي را در پيش گرفته است، بطور مثال در مورد انفاق چنين تذكر مي‌دهد.
{وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَّحْسُوراً}[الإسراء:29]؛هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن «و ترك بخشش نما»و بيش از حد آنرا مگشا تا مورد سرزنش قرار گيري و از كار فروماني. قرآن مجيد مردم را به عبادت خداوند، تفكر در آيات الهي، تجويز معاملات و تحريم ربا، امر به ازدواج براي تأمين نياز فطري، خوش رفتاري با همسر و امر به معروف و نهي از منكر... دعوت مي‌كند بنابراين، قانون قرآن و تعاليم اسلام طوري است كه تمام مصالح فردي و اجتماعي را در نظر گرفته و قوانين را به نحوي تنظيم كرده كه تمام نيازمندي‌هاي مختلف جوامع بشري را شامل و تمام جهات معنوي و اخروي را دربر مي‌گيرد، يعني هم به امور زندگي و هم به اصلاح جهان آخرت نظارت دارد.
اعجاز قرآن از دريچه  معارف ديني :
معجزه يك پيامبرعلاوه براينكه  بايد شكننده قوانين بشري وخارج از حوزة توانمنديهاي آن بوده باشد درعين حال بايد از سنخ اموري باشد كه درعصرآن پيامبرمردم ويا نخبگاني از آنان درآن به نبوغ وكمال بشري رسيده باشند .از اينروست كه معجزة پيامبرخاتم صلى الله عليه وسلم كتاب است .اين كتاب بزرگ الهي كه ابعاد وجوانب اعجازي آن هزاران اندرهزارمي باشد درلفظ ودرمعني درامروزودرفردا درادب وبلاغت واسلوب وروش تأليف دراثبات نزول قرآن ، درعلوم ومعارف قرآن، دربرنامه شريعت قرآن و…درتأثيرگذاري فوق العاده آن برفطرت وران بشري و…بلاخره اعجاز قرآن درعرصه علوم كنوني وتجربي. مأموريت اصلي وموضوع اساسي قرآن همانا ‹‹‌ انسان ›› است .وظيفة قرآن اين است كه چهارچوب هاي بنيادين يك جهان بيني كلي وهستي ورابطة آن با آفريدگارآنرا پي ريزي نموده وجايگاه انسان دراين ميان رامعرفي نمايد وآنگاه براساس اين بينش ها ونگرش ها يعني براساس اين جهان بيني كلي نظامي را براي زندگي بوجود آورد كه به انسان ميدان مي دهد .
ايدئولوژي مذهبي اسلام درقرآن بيان شده وزيربناي مسائل ديني درآن ذكر شده است .قرآن از مهمترين مسائل زندگي انساني كه مسئله معاد مي باشد ومسائل عقيدتي كه مربوط به اثبات وجود خداست وابتدايي ترين مسائل است را بيان مي دارد .آنجايي كه مي گويد :{ فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}[ العنكبوت:65]؛ پس چون دركشتي سوارشويد بخوانند خدارا به غش پس چون نجات داد ايشان را آن گاهه ايشان مشرك مي شويد .
توحيد فكري واستدلالي همگي درقرآن بيان شده . اين آيات كشش وجاذبه اي خاص دارد وخدا را باعظمت بي پايان دراعماق روح انسان جاري مي دهد .
{ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ }[الحشر: 22-24]؛ اوست خدايي كه جزاوخدايي نيست داناي نهان وهويدا. اوبخشنده ومهربان است .اوخدايي است كه جزاوخدايي نيست .پادشاه پاك ، سلام ،امان دهندة‌نگهبان تواناي فرمان فرماي بزرگ وخدا از آنچه شرك مي ورزند منزه است .اوست خداوند آفريدگار وپديدآورنده پيكر ساز وصاحب نامهاي نكو آنچه درآسمانها وزمين است.
ويا درجايي ديگر مي گويد :{ وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}[لقمان:27]؛ اگرتمام درختان روي زمين قلم شوند ودريا باهفت درياي ديگر مركب ، با اينحال كلمات خدا تمام نمي شوند وقادر به نوشتن نخواهند بود.
واينجاست كه تصويري از بي نهايتي ذات پروردگار معرفي مي كند ويا علم بي نهايت او را با جملة {يعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ}[غافر:19]؛ ازچشمهايي كه به خيانت ديدگان آگاه واز اسرار درون سينه ها باخبراست ، بيان مي دارد .وبه همين ترتيب بعد از اثبات وجود حق به مسئلة معاد ومرگ مي پردازد: { وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}[5-6]؛ وزمين مرده را مي بيني كه پس ازنزول باران تحرك وجنبش مي يابد ونمومي كند وازهرجفت گياهان باطراوت ونشاط انگيز مي روياند.اينها بخاطراين است كه بدانيد خداوند برحق است ومردگان را زنده مي كند وبرهمه چيز قادراست .
اعجازقرآن از نظرعلوم روز:
قرآن دايره المعارف نيست ، بلكه يك كتاب تربيت وهدايت مي باشد ، هدايت درهمة ابعاد آن {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِّكُلِّ شَيْءٍ} [النحل:89]؛ وقرآن را برتونازل كرديم درحالي كه بيان كنندة همة چيزهاست .
ـ قرآن يك كتاب علوم طبيعي نيست وبيان اسرار عالم فقط هدف تربيتي واخلاقي دارد واين درست نيست كه ما فرضيه هاي علمي را اساس آيات قرآني قراردهيم چرا كه فرضيه هاي علمي هميشه راه فنا را درپي مي گيرند درحالي كه آيات قرآن فنا ناپذيرند .
ـ مثلا درمورد گياهان ووجود جنس نروماده درآنها يك عالم فرانسوي درسال 1731 آن را تصريح كرد درحالي كه قرآن اين حقيقت را صراحتا درچندين مورد مي فرمايد:{ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى} [طه : 53]؛ واز آسمان آبي فروفرستاديم وبوسيلة آن جفت هايي از گياهان گوناگون رويانديم.
{ وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}[قـ :7]؛ وزمين را توسعه داديم وكوههايي درآن انداختيم وازهرگياه زيبا زوجي درآن رويانديم.
پس بدين ترتيب حتي درمورد عالم گياهان ونباتات نيز قرآن چيزي را كم نگذاشته است وتمامي قوانين طبيعي دراين زمينه را بيان نموده است .
 اعجاز در هماهنگى قرآن:
با توجه به اينكه آيات قرآن در مدت 23 سال تدريجاً و طبق حوادث گوناگون نازل شده ولي هيچ تناقضي در بين آنها وجود ندارد، اين خود دليل محكمي مبني بر نزول آن از طرف خداوند مي‌باشد كه قرآن نيز به اين امر اشاره داشته است.{أفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً}[النساء:82]؛آيا در قرآن تدبر «بررسي»نمي‌كنند و اگر از نزد غير خدا مي‌بود همانا در آن اختلافي بسيار مي‌يافتند.
منبع:
ـ دكتور عبد العظيم المطعني – دراسات جديدة في إعجاز القران – الطبعة الأولي– مكتبه وهبة – القاهرة – 1996م.
ـ الموسوعة الذهبية في إعجاز القرآن الكريم والسنة النبوية
ـ جلوه هاي جديد از اعجاز علمي قرآن : عبدالرؤف مخلص ، انتشارات شيخ الاسلام،تربت جام.
http://islamlibrary.persiangig.ir
http://islam-pdf.persiangig.ir/
منبع: http://www.55a.net

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:40 ] [ ebrahim gerami ] [ ]

??. به راستي سوگند به اختران بازآينده نمي خورم. ??. آن روندگان نهان شونده. ??. و به شب چون تاريک شود. ??. و به سپيده چون بدمد. ??. که اين سخن فرستاده اي است بزرگوار(جبرئيل). سوره تکوير


 

به خوبي امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول مي شوند تا آنکه بميرند. يکي از انواع مرگ ستارگان، تبديل شدن به سياه چاله است.
خداوند در قرآن مي فرمايند:
وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَيْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (88) قصص
با خداوند، معبود ديگري را نخوانيد. خدايي نيست جز او، هرچيزي نابود مي شود مگر ذات او. فرمان مخصوص اوست، به سوي او بازگردانده مي شويد. قصص ??


در طول دوره زندگي ستارگان، آن ها موجوديت خود را تغيير مي دهند. اين تغيير ميليون ها سال طول مي کشد. يکي از آن ها تبديل شدن به سياه چاله است که چهره اي ترسناک دارد.
? انواع سياه چاله ها کدامند؟
دانشمندان سه نوع سياه چاله را کشف کرده اند:کوچک، متوسط و بزرگ.
?) نوع کوچک يا کم جرم يا نوع اختري يا کهکشاني
اين نوع از سياه چاله ها از ستارگاني تشکيل مي شوندکه جرمشان ??? برابر جرم خورشيد ما است.
وقتي که انرژي چنين ستاره اي تمام مي شود، پوسته خارجي خود را پرتاب مي کند و هسته خود را که هنوز ?? برابر خوررشيد ما است را نگه مي دارد.
دانشمندان عقيده دارند که کهکشان راه شيري ما داراي ده ها هزار از اين سياه چاله ها است بنابراين به آن سياه چاله کهکشاني مي گويند.
?) سياه چاله هاي متوسط
?) سياه چاله هاي بسيار سنگين
در مرکز کهکشان ها قرار دارند. بعضي از دانشمندان عقيده دارند که بيشتر کهکشان ها که کهکشان ما هم جزوي از آن است، داراي سياه چاله اي در مرکز خود است.
در ستارگان سنگين دو فرايند مهم پيوسته رخ مي دهد. يکي جوش هسته اي است( که هيدروژن را از مرکز ستاره به بيرون مي فرستد و ديگري جاذبه (که تمامي هيدروژن را به طرفي که آمده بود مي کشد). اين دو روند يکديگر را خنثي مي کنند تا اينکه هيدروژن ستاره سوخته شود و در اين موقع جاذبه غلبه مي کند.
وقتي که جاذبه غلبه کرد، ستاره ناپايدار مي شود و منفجر مي گردد. وقتي که شروع به منفجر شدن کرد، ‌ديگر متوقف نمي شود و ستاره ( و در نهايت اتم هايش) به داخل خود فرو مي ريزند و منجر به تشکيل سياه چاله مي شود.(
Hewitt ???)


 


 


 

اين تصوير که به کمک اشعه ايکس گرفته شده است نشان دهنده سياهچاله اي است که در حال بلعيدن ستاره اي مي باشد.
سياهچاله بسيار سنگين سياهچاله اي است که جرم آن بين ??? تا ???? برابر جرم خورشيد است. امروزه اين عقيده وجود دارد که اگر همه کهکشان ها سياهچاله اي از اين نوع نداشته باشند، تعداد زيادي از آن ها که کهکشان راه شيري نيز جزئي از آن است، در مرکز خود چنين سياه چاله اي را دارند. اين سياه چاله ها داراي خصوصيات عجيبي هستند که آن ها را از همنوعان خود متمايز مي کند


 

 

قع النجوم که در سوره واقعه اومده:

مواقع به معنای محل افتادن است و نجوم هم که معلومه یعنی ستاره ها. احتمالی که در مورد معنای این کلمه داده شده همان سیاه چاله های فضائی است که بعد از مرگ ستاره های بزرگ به وجود میاد این ستاره ها بعد از مرگشون دارای قدرت کشش بالائی هستند و ستاره های اطرا ف به خاطر این کشش به داخل این سیاه چاله می افتند .

قران به این حادثه فضائی با کلمه مواقع النجوم اشاره می کند .

 

 سیاه چاله

                                              2004-0901frances-sm.jpg
مرز های نا آشنا
پدیده هایی که جدیدا در فضا کشف شده اند بسیار شگفت انگیز تر از ان هستند که ستاره شناسان پیشبینی می کردند. دانشمندان می دانند که ضعیف ترین نیرو ها در کیهان نیروی چگالی ست ولی با این وجود زمانی که کشف شد نیرو های چگالی می توانند برخی از نیرو ها و مواد را ناپدید کنند بسیار متعجب شدند. مکان و نوع این پدیده را سیاه چاله نامیدند. در این منطقه نیروی چگالی چنان پر قدرت و شدید است که می تواند هر چیزی را که به آن نزدیک شود به داخل خود ببلعد. حتی پرتو های نور هم نمی توانند از چنگ ان فرار کنند. به همین دلیل سیاه چاله ها واقعا غیر قابل دیدن هستند.
سیاه چاله نتیجه پدیده ایست که به ان تلاشی گرانشی می گویند. اتم های ستارهای به یکدیگر فشرده و فشرده تر می شوند و لذا ستاره دائما سنگین و سنگین تر می شود. از عوامل بروز چنین پدیدهای انفجار خیلی سریع و شدید ستارهای غول پیکر است.
لایه های بیرونی ستاره ناگهان در فضا پراکنده می شود. اگر در این زمان مواد کافی در هسته ستاره مو جود باشد ستاره به طرف داخل شروع به متلاشی شدن می کند و در نتیجه کرهای بسیار گران تشکیل می شود. در چنین صورتی به آن ستاره نوترونی می گویند.حجمی به اندازه یک قوطی کبریت از چنین کره ای 10 میلیارد تن وزن خواهد داشت.
ستاره نوترونی پرتو افکنی می کند و در حین چرخش خود مانند نور فانوس دریایی پدیدار و ناپدید می شود. برخی ستاره های نوترونی باز هم کوچک و کوچک تر می شود. تا به صورت سیاه چاله در ایند.
سیاه چاله جرم بسیار کوچک و عجیبی ست که به صورت باور نکردنی سنگین و گران است. ستاره شناسان می گویند هر چیزی که در محدوده ان قرار می گیرد متلاشی می شود یا کاملا به درون سیاه چاله مکیده می شود و از نظر جهان ما غیر قابل رویت می شود.

black-hole-jets-0981.jpg

B7F_BlackHole-Bigg.jpg

 

طبق نظریه ، نسبیت عام ، گرانش انحنا دهنده فضا - زمان است. فضای حول ستاره به نحو بارزی خم می‌شود در لحظه‌ای که هسته ستاره تبدیل به حفره سیاه می‌شود. این جرم خطوط فضا زمان را مانند پیله‌ای به دور خود می‌پیچد. امواج نوری کم تحت زوایای خاصی به سمت سیاهچاله روان می‌شود. در سطح کره‌ای که هم مرکز نقطه یکتایی سیاهچاله است، تجمع می‌کنند. در فاصله معینی از سیاهچاله که بسته به جرم ستاره رمبیده دارد، جاذبه آنچنان زیاد است که نور نمی‌تواند فرار کند، به این فاصله افق حادثه گفته می‌شود.



 

ساختار سیاهچاله‌ها

با حل استاتیک غیر چرخشی با تقارن کروی برای معادلات میدان انیشتین این نکته مشخص می‌شود که سیاهچاله‌ها که از یک سمت به صورت چاه عمل می‌کنند، در سطح دیگری بصورت چشمه عمل می‌کند. یعنی می‌تواند دو سطح مختلف فضا زمان را از جهانهای گوناگون یا دو نقطه بسیار دور از جهان خودمان را به هم متصل کند. که به این حالت کرم چاله یا پل انیشتین رزن گفته می‌شود.

سیاهچاله‌ها چگونه بوجود می‌آیند؟

هر چه ستاره‌های نوترونی بزرگتر باشد کشش جاذبه‌ای داخلی آن نیز بیشتر خواهد بود. در سال 1939 اوپنهایمر فکر کرد که نوترونها نمی‌توانند در برابر همه چیز مقاومت کنند. به نظر او اگر یک چیز در حال از هم پاشیدن بزرگتر از 2.3 برابر اندازه خورشید بود، آنگاه نه تنها الکترونها بلکه نوترونهای آن نیز در هم می‌شکست.

همچنین باید بدانیم که وقتی نوترونها در هم شکستند، دیگر هیچ چیز مطلقا وجود ندارد که از در هم پاشیدن ستاره جلوگیری کند. اگر شما خود را روی سطح یک توده در حال از هم پاشیدن تصور کنید، آنگاه شما با فرو ریختن آن جسم به مرکز آن نزدیکتر و نزدیکتر خواهید شد. و بنابراین نیروی جاذبه بیشتر و بیشتری را حس خواهید کرد. تا هنگامی که ستاره به مرحله کوتوله سفید برسد، شما بیش از 1.016 تن وزن پیدا خواهید کرد.


تصویر





وقتی که ستاره به در هم پاشیدن ادامه داد و از مرحله ستاره نوترونی هم گذشت و بطور کامل از هم پاشید، وزن شما از 15000 میلیون تن بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر سیاهچاله به اندازه کافی به ما نزدیک بود، می‌توانستیم نیروی جاذبه بر آن را حس کنیم. اما وقتی یک سیاه چاله در میان ستاره‌ها خیلی دورتر از ما قرار دارد، آیا می‌توانیم وجود آنرا اثبات کنیم؟ برای این منظور اخترشناسان دو راه آشکار شدن حدس می‌زنند.

  • اول از روی جرم سحابی برای مثال اگر آنها جرمهای تمام ستارگان موجود در یک خوشه ستاره‌ای مرئی بطور قابل ملاحظه‌ای کمتر از جرم خوشه وجود داشته باشد، مرکز کهکشانها به عنوان مکانهایی تلقی می‌شوند که در آنها سیاهچاله‌ها وجود دارند. زیرا چگالی مواد در آنجا زیاد است.
  • راه دوم نیز این بوده که اگر چه hc سیاهچاله‌ها هیچ تشعشعی خارج نمی‌شود، اما چیزهایی که در سیاهچاله‌ها سقوط می‌کنند. به هنگام سقوط اشعه ایکس از خود منتشر می‌کنند و هر چیز کوچکی که در سیاهچاله‌ها سقوط کند تنها مقدار کمی اشعه ایکس از خود منتشر می‌کند. این مقدار برای کشف آن در فاصله میلیونها میلیون کیلومتری کافی نخواهد بود.

در سال 1971 یک دانشمند انگلیسی به نام استفن هاوکینگ عنوان کرد که این واقعه بوجود آمدن سیاهچاله‌ها هنگامی که جهان نخستین انفجار بزرگ خود را آغاز کرد اتفاق افتاده است. هنگامی که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان منفجر شد، مقداری از این مواد آن چنان به هم فشرده شدند که تبدیل به سیاهچاله گشتند. وزن برخی از این سیاهچاله‌ها ممکن است به اندازه وزن یک سیاره کوچک و یا از آن کمتر باشد و وی آنها را سیاهچاله کوچک نامید.

نتایج تحقیقات هاوکینگ

  • سیاهچاله‌ها می‌توانند وزن از دست بدهند.
  • مقداری از انرژی جاذبه‌ای آنها در خارج از محدوده شعاع شوارتز شیلد ستاره به ذرات ماده تبدیل می‌شود.
  • ممکن است این ذرات به فضای بیرون بگریزند از این طریق مقداری از مواد تشکیل دهنده سیاهچاله‌های بزرگ که به اندازه یک ستاره وزن دارند، برای تبخیر همه مواد تشکیل دهنده‌اش میلیونها میلیون سال وقت لازم است. در حالی که در این مدت خیلی بیشتر از این مقدار ماده به آن اضافه می‌شود. بنابراین هیچگاه از طریق تبخیر وزن آن کاسته نمی‌شود.
  • هر چه سیاهچاله کوچکتر باشد سرعت تبخیر آن بیشتر است یک سیاهچاله کوچک واقعی باید بیشتر از مقدار ماده‌ای که به خود جذب می‌کند وزن از دست بدهد. بنابراین سیاهچاله کوچک باید بوسیله تبخیر کوچکتر و کوچکتر شود و بالاخره هنگامی که دیگر خیلی خیلی کوچک شد یک مرتبه تبخیر آن حالت انفجاری به خود گرفته و تشعشعاتی حتی با انرژی بیشتر از اشعه ایکس منتشر کند. اشعه منتشر شده از این طریق اشعه گاما خواهد بود.
  • سیاهچاله‌های کوچکی که 15 میلیون سال پیش هنگام نخستین انفجار بزرگ جهان ایجاد شده‌اند، اکنون ممکن است در حال ناپدید شدن باشند. هاوکینگ اندازه اولیه آنها و نوع اشعه گامایی را که هنگام انفجار تولید می‌کنند، حساب کرد.



انواع سیاهچاله

1.    شوارتس شیلد: ساده ترین نوع سیاهچاله‌هاست، بار و چرخش ندارد، تنها یک افق رویداد و یک فوتون کره دارد، از آن نمی توان انرژی استخراج کرد. شامل تکینگی ، نقطه‌ای است که در آن ماده تا چگالی نامحدود در هم فرو رفته است.

2.    رایزنر- نورد شتروم: هم بار دارد وهم چرخش ، می تواند دو افق رویداد داشته باشد ، اما تنها یک فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی نقطه ای است که وجود آن در طبیعت نامحتمل است، زیرا بارهای آن همدیگر را خنثی می کنند.

3.    کر: چرخش دارد، اما بار ندارد. بیضی و از بیرونی حد استاتیک است. منطقه تیره میان افق رویداد و حد استاتیک ارگوسفر است، که می توان از آن انرژی استخراج کرد. می تواند دو افق رویداد و دو حد استاتیک داشته باشد. دو فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی حلقه‌ای است.

4.    کر- نیومان: هم بار دارد و هم چرخش ، همان سیاهچاله کر است، جز اینکه بار دارد، ساختارش شبیه ساختار سیاهچاله کر است. می‌توان از آن انرژی استخراج کرد. یک تکنیگی حلقه‌ای دارد.

به نظر پژوهشگران چهارنوع سیاهچاله همچنانکه ذکر شد می تواند وجود داشته باشند. مهمترین موضوع در باب سیاه چاله آنست که ، بدانیم ماده در داخل سیاهچاله‌ای که حاصل آمده است در نهایت به چه سرنوشتی دچار می شود؟ اختر فیزیکدانان می‌گویند:

اگر مقداری ماده به داخل حفره سیاه از قبیل آنچه که از یک ستاره وزین مرده بجای مانده بیندازید، نتیجه نهایی همواره الزاما یک چیز خواهد بود و تنها جرم ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای که جسم با خود حمل می کند باقی خواهند ماند. اما اگر کل جهان به داخل حفره سیاه خود بیفتد، یعنی به شکل سیاهچاله در آید، دیگر حتی کمیاب بنیادی (جرم) ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای نیز ناپدید می گردند.

مجهولات سیاهچاله‌ها

اگر ستاره شناسان بتوانند نوع پرتوهایی که هاوکینگ پیش بینی کرده است، شناسایی کنند، مدرک خوبی برای تأیید تشکیل و وجود سیاهچاله بدست خواهد آمد. اما تاکنون پرتوهای پیش بینی شده کشف نشده‌اند. با اینحال هر لحظه ممکن است این پرتوها شناسایی شوند. دلیل تابش اشعه ایکس از حفره سیاه این است که جرمی که توسط طوفانهای ستاره‌ای خود ستاره ، از سطح آن می‌گریزند، در فاصله مناسبی که به حفره سیاه رسیدند، توسط حفره شکار می‌شوند و در مداری به دور حفره شروع به چرخش کرده و به این ترتیب شکل یک دیسک عظیم را تشکیل می‌دهند.

با توجه به این نکته که لایه‌های داخلی‌تر دیسک سریعتر از لایه‌های خارجی می‌چرخند، در اثر اصطکاک لایه‌های مختلف دیسک گرم شده و شروع به تابش اشعه ایکس می‌کنند. به این دیسک ، دیسک تجمعی گفته می‌شود. این حالت برای اولین بار در ستاره دوتایی (دجاجه1-X) مشاهده شده است. احتمالا قطر خود حفره سیاه (قطر افق حادثه) 30 کیلومتر است و برای تمامی ستاره دوتایی سیاهچاله ساختمان به همین شکل است
[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:40 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
قابل توجه است كه تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نيز به همان تعداد يعنی 57 عدد ميباشد كه اين خود به تنهائی يك معجزه است.
اما معجزه ديگر اينست كه اگر حاصل جمع‌های زوج را با هم جمع كنيم 6236 بدست می ‌آيد كه مساوی است با تعداد كل آيه‌های قرآن.
و معجزه ديگر اينكه اگر حاصل جمع‌های فرد را با هم جمع كنيم 6555 بدست ميايد كه مساوی است با جمع كل شماره سوره‌های قرآن.
و معجزه ديگر اينكه اگر رقم‌های 6555 را با رقم‌های 6236 جمع كنيم، عدد 38 بدست ميآيد كه خود ضريب 19 دارد:
           2 X 19 = 38 = (6+2+3+6) + (5+5+5+6)
همانطور كه تعداد سوره‌های قرآن ضريب 19 دارد:   6  X   19  =  114
لطفا توجه كنيد كه اگر تعداد آيه‌های قرآن را كم يا زياد كنيم يا فقط جای سوره‌ها را با هم عوض كنيم
ديگر چنين روابطی وجود نخواهد داشت،
و اين نشان دهنده اينست كه تعداد آيات قرآن همين اندازه و ترتيب سوره‌ها نيز به همين ترتيب بوده
و در نتيجه قرآن نميتواند كار دست انسان باشد.
________________________________________
آقای عبدالله اريك متوجه شدند كه
در چهار كلمه "بسم" و "الله" و "الرحمن" و ”الرحيم“ 18 رابطه رياضی وجود دارد.
و يک رابطه ديگر را آقای مهندس جواد رحمانی بدست آورده اند که روی هم  19  رابطه ميشود.
كه با محاسبه ارزشهای عددی حروف الفبای عربی (كه در قديم به آن ابجد ميگفتند) به آن رسيد.
حروف ابجد 28 حرف عربی را نشان ميدهد كه بترتيب از يك تا هزار بترتيب زير شماره گذاری شده:
 
ارزشهای عددی حروف ابجد
ا = 1    ك = 20      ق = 100
ب = 2    ل =  30    ر = 200
ج = 3    م = 40    ش = 300
د = 4    ن = 50    ت = 400
ه = 5    س = 60    ث = 500
و = 6    ع = 70    خ = 600
ز = 7    ف = 80    ذ = 700
ح = 8    ص = 90    ض = 800
ط = 9          ظ = 900
ی = 10         غ =1000
 
 
لازم به تذكر است كه اين ارزشهای عددی حروف الفبای عربی
مانند ارزشهای عددی حروف لاتين (Roman Numerals) قرن‌هاست كه مورد استفاده بوده است.
 
19 حرف بسم الله الرحمن الرحيم و ارزشهای ابجدی مربوطه:
 
شماره حرف    عربی    ارزش ابجدی    بسم
1    ب    2     
2    س    60     
3    م    40     
 
 
4    ا    1    الله
5    ل    30     
6    ل    30     
7    ه    5     
 
8    ا    1    الرحمن
9    ل    30     
10    ر    200     
11    ح    8     
12    م    40     
13    ن    50     
 
14    ا    1    الرحيم
15    ل    30     
16    ر    200     
17    ح    8     
18    ی    10     
19    م    40     
                            
 
معجزه رياضی ”بسم الله الرحمن الرحيم“
 
چهار كلمه و 19 حرف ( بسم الله الرحمن الرحيم ) چنان با يكديگر، بنابر يك سيستم رياضي متشكل گرديده است
كه با دانش و احساس بشری غير قابل انجام ميباشد. اين سيستم قابل تعمق، بر اساس ارزشهای ابجدی اين حروف بدست ميايد
كه اطلاعات مورد نياز برای شرح آن بطور خلاصه در زير نشان داده شده است.
________________________________________
چهار كلمه ”بسم الله الرحمن الرحيم“ شماره حروف عربی هر كلمه و ارزشهای ابجدی آنها:
 
شماره كلمات    تعداد حروف    ارزشهای ابجدی    جمع  ارزشها
1 ب س م    3    2/60/40    102
2 ا ل ل ه    4    1/30/30/5    66
3 ا ل رح م ن    6    1/30/200/8/40/50    329
4 ا ل ر ح ی م    6    1/30/200/8/10/40    289
      جمع  19                       جمع ارزشها 786
 
 
________________________________________
 
1- بسم الله الرحمن الرحيم 19 حرف است.
________________________________________
2- اگر شماره ترتيب هر كلمه را بنويسيم، بعد از هر شماره تعداد حروف آن را بنويسيم
عدد  13243646  بدست ميايد كه قابل قسمت به 19 است.
(شماره ترتيب هر كلمه برای تشخيص بهتر قرمز نوشته شده):
19 X  19 X  36686  = 13243646
________________________________________
3- اگر ترتيب كلمات را با شماره آن از آخر بنويسيم باز ضريب 19 دارد:
 46362413 = 19 X 2440127 
________________________________________
4- اگر بجای تعداد حروف هر كلمه جمع ارزش ابجدی آن را پس از شماره ترتيب آن بگذاريم باز قابل قسمت به 19 است:
110226633294289 = 19 X 5801401752331
________________________________________
 5- اگر ارزش ابجدی هر حرف را پس از شماره ترتيب كلمه بگذاريم، باز قابل قسمت به 19 است:
1260402130305313020084050413020081040 =
19 X 66336954126595422109686863843162160
________________________________________
6- اگر پس از شماره ترتيب هر كلمه حاصل جمع تعداد حروف هر كلمه را با مجموع ارزش‌های ابجدی آن كلمه بگذاريم
باز ضريب 19 دارد. يعنی:
110527033354295 = 19 X 5817212281805
(3 + 102 = 105),   (4 + 66 = 70),   (6 + 329 = 335),    (6 + 289 = 295)
________________________________________
7ـ اگر پس از شماره ترتيب هر كلمه تعداد حروف هر كلمه را به اضافه مجموع حروف كلمات قبل از آن بگذاريم باز ضريب 19 دارد
1327313419 = 19 X 69858601
(0 + 3 = 3),   (3 + 4 = 7),   (3 + 4 + 6 = 13),   (3 + 4 + 6 + 6 = 19)
________________________________________
8- اگر پس از شماره ترتيب هر كلمه حاصل جمع ارزش ابجدی هر كلمه را باضافه مجموع ارزش‌های ابجدی قبل از آن بگذاريم
باز ضريب 19 دارد يعنی:
1102216834974786 = 19 X 58011412367094
چون  (102 + 66 + 329 + 289 = 786), (102 + 66 + 329 = 497), (102 + 66 = 168)
ميباشد.
________________________________________
9- اگر ارزش ابجدی هر حرف از 19 حرف (بسم الله الرحمن الرحيم) را قبل از شماره ترتيب آن حرف بگذاريم
( عدد 62 رقمی بدست ميايد) باز ضريب 19 دارد يعنی:
21602403 1430530657 183092001081140125013 11430152001681710184019 =
19 X 113696858647 ...) 
زير اعداد مربوط به هر يك از چهار كلمه )بسم الله الرحمن الرحيم( خط كشيده شده است.  اين خط ‌کشی برای درك نكات بعد مفيد ميباشد.
________________________________________
10- اگر شماره ترتيب هر كلمه (4 و 3 و 2 و1) را در آخر هر عددی كه زير آن خط‌ كشيده شده است اضافه كنيم
عدد جديدی بدست ميآيد (عدد 66 رقمی) كه باز هم ضريب 19 دارد.
216024031 14305306572 1830920010811401250133 114301520016817101840194 =
19 X 113696855849 …)
________________________________________
11- اگر پس از هر كلمه بجای شماره ترتيب (1 و2 و 3 و 4) مجموع ارزش‌های ابجدی هر كلمه (102 و 66 و 329 و 289) را بگذاريم،
يك عدد 73 رقمی بدست خواهد آمد كه باز هم ضريب 19 دارد.
2160240310214305306576618309200108114012501332911430152001681710184019289 =
19 X 111369685843 …)
________________________________________
12- در اين مرحله ارزش‌های ابجدی هر كلمه 102 و 66 و 329 و 289 را در ابتدای هر كلمه ميگذاريم، باز هم عدد 73 رقمی جديدی بوجود ميآيد كه ضريبی از 19 است.
1022160240366143053065732918309200108114012501328911430152001681710184019 =
19 X 5379790738 …)
________________________________________
13-      برای هركلمه (بسم الله الرحمن الرحيم) نكات زير را مينويسيم:
 
1-    تعداد حروف هركلمه، مثلاً كلمه " بسم " از 3 حرف تشكيل شده (برای تشخيص برنگ قرمز نوشته شده).
2-    جمع ارزش ابجدی هر كلمه، مثلاً كلمه  " بسم " جمع ارزش حروف آن 102 ميباشد.
3-    ارزش ابجدی هر حرف در هر كلمه، مثلاً كلمه " بسم " از حروف (ب، س، م)  تشكيل گرديده 
كه ارزش هر حرف به ترتيب ( 2 و 60 و 40 ) ميباشد.


اگر پس از تعداد حروف هر كلمه جمع ارزش ابجدی هر كلمه و بعد ارزش ابجدی هر حرف آن كلمه را بگذاريم
يك عدد 48 رقمی بوجود ميآيد كه باز ضريب 19 دارد.
310226040466130305632913020084050628913020081040 =
19 X 1632768634 …)
________________________________________
14-     در اين مرحله پس از تعداد حروف هر كلمه ارزش هر حرف آن كلمه و بعد جمع ارزش حروف آن را مينويسم
كه اين بار هم عدد 48 رقمی بدست می آيد كه باز هم ضريبي از 19 ميباشد.
326040102413030566613020084050329613020081040289 =
19 X 1716000539 …)
________________________________________
15-     اگر شماره ترتيب حروف هركلمه را با شماره ترتيب حروف كلمه‌‌‌‌‌های بعد جمع كنيم
عددی 12 رقمی بدست ميآيد كه باز هم ضريبی از 19 ميباشد.
123 + 4567 + 8910111213 + 141516171819 =
150426287722 =
19 X 7917173038
________________________________________
16- اگر شماره ترتيب هر كلمه را پس از شماره ترتيب حروف هر كلمه بگذاريم عدد 23 رقمی بدست ميآيد
كه باز هم ضريبی از 19 ميباشد
123145672891011121331415161718194 =
19 X 648135120479 …)
________________________________________
17- اگر تعداد كلمات "بسم الله الرحمن الرحيم" (4) را اول بنويسيم و تعداد حروف (19) آن را بعد از آن بنويسم
و بعد حاصل جمع ارزش ابجدی (786)  آن را بنويسيم عدد 6 رقمی بوجود ميايد كه ضريبی از 19 ميباشد.
(برای تشخيص زير آن اعداد خط كشيده شده است).
4 19 786 = 19 X 22094
________________________________________
18- اگر رقم های رابطه 17  را برعکس بنويسيم ضريب 19  خواهد داشت.
36206  x  19  =  4 91 687
________________________________________
 19- اگر شماره آيه  )بسم الله الرحمن الرحيم(  كه اولين آيه قرآن است بنويسيم و بعد تعداد حروف آن (19) را بنويسم
و بعد تعداد حروف هر كلمه را بنويسيم باز ضريبی از 19 ميباشد.  
174  X 19  X  19  X  19   =    3466  19  1
  
بايد توجه داشت که هر يکی از اين رقمها اگر بخواهد درست سر جای خود قرار گيرد احتمال آن يک به 10 ميباشد.
چون احتمال بين صفر تا 9 را دارد.
 
برای مثال:  در شماره 4 عدد 102 شامل رقم های 1 و 0 و 2 می باشد و عدد 66 شامل رقم های 6 و 6 می باشد
و عدد 329 شامل رقم های 3 و 2 و 9 می باشد و عدد 289 شامل رقم های 2 و 8 و 9 می باشد، لذا امکان
درست کردن آن يک ميليون ميليارديم يعنی ( 10 به توان 15 - ) يعنی 1000000000000000 / 1 می باشد.
 
اگر چهار کلمه ای که در "بسم الله الرحمن الرحيم"  وجود دارد برای اينکه ارقامش مطابق حساب ابجد 19 بار قابل تقسيم به 19 باشد،
امکان آن  19 بار 19 / 1  ضرب در  19 / 1 است.
يعنی 37589973457545958193355601 / 1
آيا فكر ميكنيد اين روابط رياضی تصادفی است ؟
 
اگر اينطور فكر كنيد خيلی بی ‌انصافی كرده‌ايد و خواسته‌ايد با كمال بی ‌انصافی اين حقيقت بزرگ را
كه قرآن كلام خدا است و نه تنها كار محمد (ص) و تمام مردم آن زمان نيست،
بلكه حتی مردم اين زمان هم با وجود كامپيوتر نميتوانند چهار كلمه پيدا كنند كه اينهمه روابط رياضی داشته باشد.
چون بيشتر اين روابط بايد در قالب   1?2?3?4? = 19 X … باشد.
يعنی بجای علامت سؤال پس از شماره ترتيب بايد عدد خاص آن چهار كلمه وجود داشته باشد.
________________________________________
مطابق محاسبه‌ای كه با كامپيوتر شده، احتمال مرحله 2،  برابر يك در 189753 ميباشد
 و احتمال مرحله 2 و 4،  كمتر از يك در 36 ميليارد ميباشد
و احتمال مرحله 2 و 4 و 5،  كمتر از يك در 6.832  كاترليون ميباشد.
 
در نتيجه احتمال تصادفی بودن اين 19 رابطه تقريباً صفر يعنی محال است.
________________________________________
اندكی فكر كنيد و منصفانه قضاوت كنيد كه آيا محاسبه اين روابط  كار مردم 14 قرن پيش عربستان است؟  چه رسد به يك شخص.
آيا اين روابط نشان ‌دهنده يك وجود بسيار بسيار دانا و حسابگر كه خدا باشد نيست و پيامبری محمد (ص) و الهی بودن قرآن را نشان نميدهد؟
 
حالا كه معلوم شد قرآن واقعاً كلام خدا است،
آن را با دقت هر چه بيشتر بخوانيد و در آيات آن انديشه و فكر كنيد تا راه درست زندگی را پيدا كنيد.
 
 
چند معجزه رياضی ديگر
 
 
     
 
کلمه اسم 19 بار در قرآن آمده است      
•        كلمه (الله) بدون حساب الله كه در ”بسم الله الرحمن الرحيم“ اول سوره‌ها است، 2698  بار يعنی     19 X 142بار آمده است.
•        كلمه (الرحمن) كه يکی از صفات انحصاری خدا است، 57 بار يعنی 19 X 3 بار
•        و كلمه (رحيم) كه بصورت صفت خداوند آمده 114 بار يعنی19 X 6  بار آمده است
    (كلمه رحيم 9:128 سوره توبه در مورد صفت پيغمبر اسلام (ص) ذکر شده است، نه در مورد صفت خداوند).
•        سوره علق كه 5 آيه اول آن اولين آياتی است كه به پيغمبر (ص) نازل شده   19    سوره مانده به آخر قرآن يعنی سوره 96 قرآن است
     و 5 آيه اول آن كه اولين آياتی است كه بر پيغمبر (ص) نازل شده 19 كلمه دارد و 76 حرف است يعنی19 X 4 = 76 
•        سوره علق  19  آيه و 285 حرف يعنی 19 X 15   حرف دارد.
•       سوره ناس آخرين سوره قرآن (سوره 114) است و 6 آيه دارد يعنی     19 X 6 = 114
•        سوره نصر سوره 110 قرآن كه بقولی آخرين سوره‌ای است كه بر پيغمبر(ص) نازل شده 19 كلمه دارد و آيه اول آن 19 حرف دارد.
•        9 آيه اول سوره قلم سوره 68 قرآن كه دومين آياتی است كه به پيغمبر (ص) نازل شده، 38 كلمه دارد كه مساوی 19 X 2   ميباشد.
•        10 آيه اول سوره مزمل سوره 73 قرآن، سومين آياتی است كه بر پيغمبر (ص) نازل شده كه 57  كلمه دارد يعنی57 = 19 X 3 
•        حرف ”ق“ در سوره ق (سوره 50) و در سوره شوری (سوره 42)
      كه در حروف مقطعه اول اين دو سوره ذكر شده 57 بار تکرار شده است يعني 19 X 3
در تمام حروف مقطعه قرآن اين روابط رياضی وجود دارد كه حدود 200 رابطه است.
•        حرف ”ن“ در سوره قلم (سوره 68) 133 بار آمده است يعنی 133 = 19 X 7
•       حروف ”ی“ و ”س“ در سوره يس ( سوره 36) 285 بار آمده است يعنی:  285 = 19 X 15
•        حرف ”ص“ در سوره اعراف (سوره 7) 97 بار و در سوره مريم (سوره  19) 26 بار
       و در سوره ”ص“ (سوره 38) 29 بار آمده كه جمع آن در سه سوره (152 = 97+ 26 + 29) می باشد
       يعنی:  152 = 19 X 8
در قرآن هفت سوره پياپی (سوره های 40 تا 46) وجود دارد كه با حم "ح" و "م" شروع ميشود.
اين سوره‌ها با هم روابط رياضی عجيبی دارند كه نامی جز معجزه بر آنها نميتوان گذاشت.
 
•        اگر تعداد ”ح“ و ”م“ اين هفت سوره را جمع كنيد عدد 2147 ميشود كه مساوی است با 19 X 113
و اگر ”ح“ های اين هفت سوره را جدا و ”م“ های آنها را جدا جمع كنيد و بعد رقم‌های بدست آمده را باهم جمع كنيد
درست همان عدد 113 بدست ميايد.
منظور از رقمها عدد نيست مثلاً رقمهای عدد 380، (3) و (8) و (0)، و رقمهای عدد 64 ، (6)‌ و (4) ميباشد.
•        در اين هفت سوره تعداد ”ح“ و ”م“ بترتيب
•        در سوره مؤمن يا غافر (سوره 40) ،  64 و 380،
•        در سوره فصلت (سوره 41)،  48 و 276،
•        در سوره شوری (سوره 42) ،  53 و 300
•        در سوره زخرف (سوره 43) ،  44 و 324
•        در سوره دخان (سوره 44) ،  16 و 150
•        در سوره جاثيه (سوره 45) ، 31 و 200
•        در سوره احقاف (سوره 46)  36 و 225     ميباشد.
64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 2147       
 = 19 X 113       
            حالا اگر رقمهای اين اعداد را با هم جمع كنيم:
6+4+3+8+0+4+8+2+7+6+5+3+3+0+0+4+4+3+2+4+1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5 = 113       
           می ‌بينيم حاصل جمع اين رقمها درست 113 يعنی مساوی خارج قسمت 2147 به 19 است.
 
•        حالا اگر همين كار را با سه سوره اول (سوره 40 و 41 و 42) بكنيم باز
           می ‌‌بينيم حاصل جمع ”ح“ و ”م“ های اين سوره‌ها را اگر به 19 تقسيم كنيم مساوی حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ اين سه سوره ميشود.
 64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 = 1121 = 19 X 59      
6+4+3+8+0+4+8+2+7+6+5+3+3+0+0 = 59      
 
•        حال اگر 4 سوره بعد يعنی سوره‌های 43 و 44 و 45 و 46  را مورد امتحان قرار دهيم باز همين رابطه بدست می ‌آيد.
44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 1026 = 19 X 54       
4+4+3+2+4+1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5 = 54       
 
•        حال اگر ”ح“ و ”م“ سه سوره 41 و 42 و 43 را با هم جمع كنيم  1045 ميشود
      كه اگر آنرا تقسيم به 19 كنيم عدد 55 بدست ميايد كه با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 = 1045 = 19 X 55       
4+8+2+7+6+5+3+3+0+0+4+4+3+2+4 = 55       
 
•        حال اگر ”ح“ و ”م“ چهار سوره 44 و 45 و 46 و 41 را با هم جمع كنيم عدد 1102 بدست ميايد
     كه خارج قمست آن به 19 عدد 58 بدست ميايد كه با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
16 +150 + 31 + 200 + 36 + 225 + 64 + 380 = 1102 = 19 X 58        
1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5+6+4+3+8+0 = 58    
[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:39 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إنَّ اَكْرَمَ العِبادِ إلَي اللهِ بَعْدَ الاَنبياءِ العُلَماءُ ثُمّ حَمَلَةُ القُرآن. يَخْرُجونَ مِن الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الاَنبياء وَ يَحْشُرونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الاَنبياءِ و يَمُرُّونَ عَلي الصِّراط مَعَ الاَنبياءِ و يَأخُذونَ ثوابَ الاَنبياء. فَطوبي لِطالب العِلْمِ و حامِلِ القرآنِ ممّا لَهُم عِندَ اللهِ مِن الكرامَةِ وَ الشَّرَفِ.»
 [2]: گرامي‌ترين بندگان بعد از انبياء علما و سپس حافظان قرآن هستند. مانند انبياء از دنيا مي‌روند، همراه انبياء از قبرهايشان خارج مي‌شوند، به همراه انبياء از صراط مي‌گذرند و ثواب انبياء را مي‌برند. پس خوشا به حال پوينده راه علم و حافظ قرآن، به سبب كرامت و شرافتي كه نزد خدا دارند.
3ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً اُعْطِيَ أفْضَلَ مِمَّا اُعْطِيَ فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.»
 [3] هر كس كه خداوند حفظ كتابش را به او ببخشد و گمان برد به كسي چيزي بهتر از او داده شده، بافضيلت‌ترين نعمت را كوچك شمرده است.
4ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «أغْنَي النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ؛ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالي في جوْفِهِ.»:
 [4] بي‌نيازترين مردم حافظان قرآن هستند؛ همان كساني كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جاي داده است.
5ـ‌ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إذا ماتَ حامِلُ القُرآنِ أوحَي اللهُ إلَي الأرضِ أَن لا تَأكُلي لَحْمَهُ. قالَتْ: إلهي كَيفَ آكُلُ لَحْمَهُ و كَلامُكَ في جَوْفِه.»:
[5] هنگامي كه حافظ قرآن از دنيا مي‌رود خداي تبارك و تعالي به زمين وحي مي‌كند كه «گوشت بدن او را نخور.» زمين مي‌گويد: «پروردگارا، چگونه گوشت او را بخورم در حالي كه كلام تو (قرآن) در قلب اوست.»
6ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «لِحاملِ القُرآنِ إذا عَمِلَ بِهِ فَأحَلَّ حَلالَهُ و حَرَّمَ حَرامَهُ شَفْعٌ في عَشْرَةِ أهْلِ بَيْتِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ كُلُّهُم قَدْ وَجَبَتْ لَهٌ النّارُ.»:
[6] حافظ عامل به قرآن كه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام مي‌شمارد فرداي قيامت در مورد 10 نفر از بستگانش ـ كه همگي آنها اهل آتشند ـ حق شفاعت دارد.
7ـ قال علی (علیه السلام): « اِقرَؤُوا القرآنَ و اسْتَظْهِرُوهُ فإنّ اللّهَ تَعالى لا يُعَذِّبُ قلباً وَعَى القرآنَ. »:
[7] قـرآن را تـلاوت كـنـيـد و آن را به خاطر سپاريد، زيرا خداوند متعال دلى را كه قرآن را در خود دارد عذاب نمى‌كند.
8ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): « إنّ الّذى ليسَ فى جَوْفِهِ شيىءٌ مِنَ القرآنِ كَالبيتِ الخرابِ. » :
 [8] كسى كه در درونش چيزى از قرآن نيست، دلش مانند خانه ويران است.
9ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): « مَنْ قَرَأ القرآنَ عن حفظِهِ ثمّ ظَنَّ أنّ اللّهَ تَعالى لا يَغْفِرُهُ فَهو مِمّنِ اسْتَهْزَأ بآياتِ اللّهِ. »:
[9] كـسـى كـه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند خداى تعالى او را نمي‌آمرزد، در شمار كسانى است كه آيات الهى را به تمسخر گرفته‌اند.
10ـ قال الامام الصادق (عليه السلام): «اَلْحافِظُ للْقرْآنِ الْعامِلُ بِه مَعَ السَّفَرةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.»:
 [10] حافظ قرآن كه بدان عمل كند، در آخرت رفيق و همراه فرشتگان و سفيران الهي خواهد بود.
از بیانات نورانی معصومان در این باب
، می‌توانیم به برخي از برکات حفظ قرآن پی ببریم؛ از جمله: «قرار گرفتن در پناه رحمت الهي، محشور شدن با انبياء و همراهي با آنان، برخورداري از بالاترين ثروت فرهنگي (قرآن)، داشتن حق شفاعت در قيامت، ايمني از عذاب آخرت، آباداني دل و ...». البته چنانچه در متن شماري از احاديث تأكيد شده، شرط اين بهره‌مندي آن است كه حافظ قرآن در جهت عمل به احكام و فرامين آن حركت كند و كلام وحي همواره نصب العين او باشد. بديهي است كه تنها بسنده كردن به خواندن ظاهري آيات، تمامي اين بركات را به دنبال ندارد.
علاوه بر موارد فوق، بركات و فوائد مهم ديگري نيز در حفظ قرآن هست كه از مهم‌ترين آنها «انس با قرآن» است. حفظ قرآن را جامع‌ترين راه براي انس با اين كتاب مقدس دانسته‌اند و به راستی هم چنين است؛ زیرا حافظ قرآن، به بهانه ورود به اين وادي مبارك و به سبب آنكه بي‌توجهي به آيات و فراموش كردن آنها پسنديده نيست و نوعي بي‌احترامي به كتاب وحي تلقي مي‌شود، بايد تا پايان عمر به تلاوت قرآن و محفوظات خود پايبند باشد و همين نكته و خواندن مكرر آيات موجبات مؤانست و رفاقت او را با قرآن فراهم مي‌كند.
فايده بسيار مهم ديگر براي حفظ قرآن فراهم كردن زمينه «تدبر در قرآن» است. اين نكته در بيانات رهبر معظم انقلاب نیز به خوبي مطرح شده است. ایشان در یکی از دیدارهای خود با قاریان و حافظان قرآن فرمودند:
«... وقتی شما حافظ قرآن هستید، این تکرار آیات قرآنی و انس دائمی با قرآن، به شما فرصت می‌دهد که در قرآن تدبر کنید. تدبر در قرآن با همینطور خواندن و رد شدن به دست نمی‌آید؛ با یک بار و دوبار خواندن هم حاصل نمی‌شود؛ با تکرار و انس با آیه‌ای از قرآن امکان تدبر در آن به دست می‌آید. و چقدر لطایف در قرآن کریم هست که اینها را جز با تدبر نمی‌توان فهمید. بنابراین حفظ و فهم معانی قرآن و تلاوت آن لازم است.» [11]
ايشان در همین رابطه در جای دیگری یادآور شده‌اند که:
«... به سمت حفظ قرآن بيشتر برويد. حفظ، وسيله است البته؛ حفظ وسيله است. حفظ، هدف نيست. حفظ قرآن، وسيله است؛ وسيله است براى اين كه انسان آسان بخواند، آسان تكرار كند و امكان تدبر پيدا كند. جوانها بروند از استعدادشان، از حافظه‌شان استفاده كنند. بچه‌ها را، جوانها را بكشانيد به سمت حفظ قرآن. البته امروز با گذشته ما قابل مقايسه نيست، خيلى جلو هستيم؛ اما كم است. آنچه كه الان در كشور ما وجود دارد، كم است. بروند به سمت حفظ قرآن. وقتى كه حفظ حاصل شد، آن وقت توان و فرصت براى تدبر بيشتر پيدا خواهد شد و همين تدبر است كه كليد است. كليد اصلى، همين تدبر در قرآن و فكر كردن در قرآن است.» [12]
آنچه گفتيم گوشه‌اي از بركات و فوائد حفظ قرآن كريم بود و بركات فراوان ديگری نيز هست كه مجال پرداختن به آنها در این مختصر فراهم نیست. اما آنچه گفتيم و نگفتيم تنها به منزله توصيف منظره‌اي نيكو و دلكش است و شرط بهره‌مندی کامل از این تصویر زیبا آن است که آستين همت را بالا بزنيد و با توكل بر خدا و توسل به ذوات مقدس معصومان (عليهم السلام) «حفظ قرآن» را آغاز كنيد.

پي نوشت:
________________________________________
[1] . مستدرك الوسائل /ج4/ص 254.
[2] . بحارالانوار /ج 89/ ص 18ـ 19.
[3] . كنزالعمال / ج1/ حديث 2317.
[4] . كنزالعمال/ج1/حديث 2261.
[5] . كنزالعمال/ج1/حديث 2488.
[6] . كنز العمال / ج 1/ حديث 2327 .
[7] . بحار الانوار، ج 89،‌ ص19.
[8] . كنز العمال، ج 1، ص 553.
[9] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 294.
[10] . اصول كافي، ج 4، ص 404.
[11] . سخنراني ايشان در 4 مهر 1385.
[12] . سخنراني ايشان در 4 تير 1390.

2-نکات کلیدی قبل از حفظ

الف) ويژگي‌هاي مصحف حفظ
 
در درس گذشته گفتیم که مهم‌ترین نکته در حفظ قرآن به روش دیداری این است که در فرآیند حفظ كل قرآن، به تعداد صفحات اين كتاب مقدس، تصاویری در حافظه بلندمدت حافظ نقش می‌بندد؛ که هر قدر این تصاویر روشن‌تر و واضح‌تر باشد، کیفیت حفظ ارتقا می‌یابد و شخص از کار خود احساس رضایت بیشتری خواهد کرد. با توجه به این نکته اصلی، به بیان مهمترین ویژگیهای مصحف حفظ می‌پردازیم. در ابتدا لازم است بیان کنیم که «مصحف حفظ» همان قرآن ويژه‌اي است كه حافظ در ابتداي كار حفظ براي خود برمي‌گزيند و ـ بنابر توصيه اكيد عموم اساتيد حفظ قرآن ـ بهتر است تا پايان يافتن حفظ كل قرآن، تمام فعاليت حفظ و مرور خود را با استفاده از همان قرآن انجام دهد. اما ويژگيهاي اين مصحف:
* بهتر است مصحف حفظ ـ چه برای حفظ آیات و چه برای در مرور و تکرار آنها ـ از قرآنهای رایج 15 سطری انتخاب شود. دلیل این توصیه اولاً ويژگي منحصر به فرد این قرآنها در پايان يافتن صفحات به آيات است؛ به اين معنا كه آيه پاياني هر صفحه در همان صفحه تمام مي‌شود و آخرين چيزي كه در صفحه ديده مي‌شود، شماره آن آيه است. همين ويژگي كمك شايان توجهي به حفظ آيات و شكل‌گيري تصوير ذهني مورد نظر در حافظه مي‌كند. همچنين زيبايي، صحّت و اتقان این رسم الخط و فراواني و در دسترس بودن آن نسبت به قرآنهای دیگر موجبات امتياز و برتري آن را فراهم کرده است. [1]
* بهتر است مصحف حفظ بدون ترجمه باشد؛ چه ترجمه زيرنويس يا ترجمه در حاشيه، و به طور كلي و تا حد امكان از هرگونه حاشيه ديگر نيز خالي باشد. هر قدر مصحف حفظ ساده‌تر و بي‌پيرايه‌تر باشد، قدرت تمركز و دقت حافظ در هنگام حفظ افزايش يافته و ذهن او با سهولت بيشتري بر متن آيات متمركز مي‌شود.
* رنگ زمينه صفحات به گونه‌اي نباشد كه در بلندمدت موجب خستگي چشم و در نتيجه كاهش بازدهي حافظه شود. از اینرو بهتر است از قرآن‌هايي كه رنگ زمينه آنها آبي روشن يا سبز مغز پسته‌اي و امثال آن است استفاده شود.
* بهتر است قطع قرآن مورد نظر قطع وزيري (متوسط) باشد. استفاده از قرآن‌هايي در قطع كوچكتر، حداقل به هنگام حفظ مقاطع جديد، مناسب نيست و ممکن است موجب خستگی چشم شود؛ هرچند به هنگام مرور و تكرار نيز بهتر است از قرآن‌هاي قطع وزيري (يا بزرگتر) استفاده شود. به طور کلی هر قدر رسم الخط مورد استفاده درشت‌تر و واضح‌تر باشد، تثبیت آن در حافظه با سهولت بیشتر همراه خواهد بود.
تمام ويژگي‌هاي فوق به شكل‌گيري بهتر و دقيق‌تر تصوير ذهني صفحات در حافظه كمك ‌مي‌كند. البته اين مطالب بدان معنا نيست كه كار حفظ متوقف بر وجود چنين قرآني شود؛ ولي بی‌تردید تحقق اين شرايط، بازدهي کار حافظ را افزايش مي‌دهد.
بار دیگر تأکید می‌کنیم که برای موفقیت هرچه بیشتر در امر حفظ قرآن و دستیابی سریع‌تر به نتیجه مطلوب، حتي الامكان از آغاز تا پايان كار حفظ از مصحف واحدي استفاده کنید و اگر اين امكان فراهم نيست، سعی کنید حداقل براي حفظ مقاطع جديد از يك قرآن واحد استفاده كنید و مرور و تكرار را با قرآن‌هاي ديگر انجام دهید.
ب)‌مناسب‌ترين زمان و مكان براي حفظ
بهترين شرايط زماني و مكاني براي حفظ (حفظ قسمتهاي جديد يا مرور محفوظات گذشته) زماني است كه حافظه فرد براي پذيرش مطالب جديد و حفظ آنها آمادگي بهتر و بيشتري دارد و مي‌تواند با كيفيتي مطلوب به بازيابي و بازخواني محفوظات گذشته بپردازد. بنابراين مناسب‌ترين زمان و مكان براي حفظ براي هر كس، بسته به شرايط زندگي او مي‌تواند متفاوت باشد. اما به طور كلي و براي عموم علاقمندان به حفظ قرآن، بهترين زمان و مكان از شرايط زير برخوردار است:
* بهترين زمان : به نظر مي‌رسد آغاز روز و پس از استراحت شبانه مناسب‌ترين زمان براي حفظ قسمت‌هاي جديد است. در اين اوقات حافظه برای پذیرش مطالب جدید فراغت و آمادگی بيشتري دارد و هنوز چندان با مشغله‌های روزمره درگير نشده و در نتيجه بهتر و راحت‌تر مطالب را در خود جاي مي‌دهد. زمان مناسب براي مرور محفوظات گذشته هم زماني است كه حافظ حداقل كمي از درگيري‌ها و مسائل روزانه خود فراغت يافته باشد. براي مثال، بعد از اداي نمازهاي يوميه (يعني در ميانه روز و آغاز شب) و نيز پيش از خواب شبانه زمان‌هاي خوبي براي مرور محفوظات است.
* بهترين مكان : هر قدر مكاني كه حافظ براي فعاليت‌هاي مرتبط با حفظ (اعم از حفظ جديد، مرور، پرسش و ...) اختصاص مي‌دهد، ساده‌تر و بي پيرايه‌تر باشد، به تمركز ذهني و بازدهي بهتر كار او كمك مي‌كند. بنابراين يك اتاق يا فضاي خالي و به دور از هياهو و تا حد ممكن خالي از تزئينات، مكاني مناسب براي حفظ قرآن خواهد بود.
نكته ديگر در اين رابطه آن است كه حافظ بايد بكوشد تا در حد توان، در زمانها و مكانهاي ثابتي به حفظ بپردازد؛ مثلاً حفظ قسمتهاي جديد را هميشه در آغاز روز انجام دهد و سپس در چند نوبت ثابت در طول روز، به مرور و تمرين محفوظات بپردازد. توجه به اين نكات و عملي ساختن آنها كاركرد حافظه و كيفيت حفظ را افزايش خواهد داد.
ناگفته نماند كه افراد شاغل و كساني كه اوقات فراغت چنداني ندارند، مي‌توانند با يك برنامه‌ريزي مناسب، از وقتهايي كه معمولاً در طول روز هدر مي‌رود (مثل زمان انتظار براي رسيدن سرويس رفت و آمد، در اتوبوس يا مترو، هنگام رفتن به محل كار يا برگشت به منزل و ...) به بهترين وجه استفاده كنند و مرور محفوظات خود را در اين زمانها انجام دهند.
ج)‌ از كجاي قرآن شروع به حفظ كنيم؟
از جمله نكاتي كه مي‌تواند موجب تقويت انگيزه حافظان و پيشرفت سريع‌تر آنان شود، در نظر گرفتن اهداف زودياب و در دسترس در حفظ قرآن است. توضيح آنكه ممكن است حفظ كل قرآن با حجمي بيش از 600 صفحه در نگاه اول هدفي سنگين و دست‌نيافتني به نظر برسد، اما فرد مي‌تواند اين هدف بزرگ را به اهدافي كوچكتر تبديل كرده و با دستيابي به هر يك از آنها، در نهايت به آن هدف بزرگ دست يابد. با توجه به اين نكته به سؤال فوق چنين پاسخ مي‌دهيم: بهتر است كار حفظ خود را از جزء سي‌ام و حفظ سوره‌های کوتاه قرآن (از سوره ناس به سوره نبأ) آغاز كنيم. دليل اصلي اين پيشنهاد آن است كه «حفظ جزء سي‌ام» به عنوان هدفي دردسترس و زودياب، مي‌تواند انگيزه ما را براي تداوم كار حفظ دو چندان سازد. به علاوه اینکه بيشتر افراد بسياري از سوره‌هاي جزء سي‌ام را حفظ هستند و حفظ مابقي سوره‌ها هم به دليل كوتاه بودن آيات و آسان بودن مقاطع، كار چندان دشواري نيست. پس از حفظ جزء سي‌ام و تثبيت آن مي‌توانيد كار خود را از حفظ قرآن از ابتدا (جزء اول) به انتها ادامه دهيد.
 


________________________________________
[1] . عموماً اين رسم الخط به نام رسم الخط «عثمان طه» شناخته مي‌شود.

3- بهترین روش برای حفظ
پس از اشاره به فضيلت حفظ قرآن و آشنايي مختصر با بركات آن در درس گذشته، به بيان روش پيشنهادي خود براي حفظ قرآن مي‌پردازيم. مهم‌ترين و مؤثرترين روش براي حفظ قرآن كه ـ به جز گروه اندكي ـ براي عموم علاقمندان قابل استفاده است و بيشتر حافظان كلام وحي نيز از آن استفاده كرده‌اند «روش ديداري» (بصري) است. پيش از توضيح درباره ويژگي‌هاي اين روش لازم است به يك نكته مهم اشاره كنيم و آن اینکه: مهم‌ترين اتفاق در حفظ قرآن اين است كه شخص به تعداد صفحات قرآن، تصاويري را در حافظه خود ثبت مي‌كند. به بیان دیگر حفظ كل قرآن يا قسمتهايي از آن، عبارت است از تهيه چندين تصوير ذهني از صفحات قرآن و انتقال آنها به «حافظه بلندمدت». [1] طبيعي است كه هر قدر اين تصاوير دقيق‌تر و واضح‌تر باشد، بازيابي آنها از حافظه و ارائه آنها، با موفقیت بیشتری توأم خواهد بود. آنچه در حفظ قرآن به روش ديداري اتفاق مي‌افتد نیز چيزي جز اين نيست که فرد علاقمند با پشتکار فراوان و در پیش گرفتن روشی صحیح و اصولی، بیش از هر چیز حافظه تصویری خود را به کار گیرد و ـ مثلاً ـ 604 تصویر به تعداد صفحات قرآن را در حافظه بلندمدت خود ذخیره نماید. روش ديداري بر اساس دقت و تمركز قوه بينايي بر آيات و عبارات قرآن و مكان قرار گرفتن آنها در صفحات بنا شده است. كسي كه قصد دارد صفحه‌اي از قرآن را حفظ كند، با تكرار چندباره آيات، در حقيقت آنچه را با چشم خود ديده و ضبط كرده در حافظه تثبيت مي‌نمايد و هر عاملي (اعم از مرور و تکرار، دقت در ارتباطات لفظي و معنايي آيات و ...) كه به حك شدن دقيق‌تر و استوارتر اين تصوير در ذهن كمك كند، بايد بيشتر مورد توجه فرد قرار گيرد.
حفظ قرآن با روش ديداري به دو طریق محقّق مي‌شود؛ نخست اینکه فرد كل مقطع مورد نظر براي حفظ (براي مثال صفحه اول جزء 30) را چندين بار از ابتدا تا انتها از رو مي‌خواند و البته اين خواندن را با نيت حفظ كردن و همراه با دقت بر الفاظ آيات و محل قرار گرفتن هر آیه انجام می‌دهد. طریقه دیگر این است که فرد به جاي خواندن مكرر كل مقطع و حفظ يكباره آن، به خواندن و حفظ كردن تك‌تك آيات مي‌پردازد و سپس با كنار هم قراردادن آنها، كل مقطع را حفظ مي‌نمايد. [2]
تجربه نشان داده كه حفظ به طریقه دوم زمان كمتري مي‌گيرد و از طرفي كيفيت كار نيز در اين روش مطلوب‌تر است. از اين‌رو بهتر است براي پرداختن به حفظ قرآن از روش دوم استفاده كنيم.
لازم به یادآوری است که توصیه به استفاده از روش دیداری برای حفظ قرآن به این معنا نیست که در این فرایند هرگز از تلاوتهای ترتیل استفاده نکنیم. در ادامه خواهیم گفت که گوش دادن به تلاوتهای ترتیل رکن اصلی «حفظ قرآن به روش شنیداری» است؛ اما چنانچه در درس چهارم (آشنایی با مراحل حفظ یک مقطع) خواهیم گفت، گوش دادن به تلاوت ترتیل مقطع مورد نظر برای حفظ یکی از مراحل و گامهای اصلی و ضروری حفظ قرآن است. به علاوه گوش سپردن به ترتیل محفوظات گذشته در بحث مرور محفوظات نیز مورد استفاده حافظان قرار می‌‌گیرد.
 
روشهای دیگر حفظ
روشهاي ديگري نيز براي حفظ قرآن پيشنهاد شده است كه از ميان آنها دو روش «حفظ شنيداري» و «حفظ اشاره‌اي» از بقيه مشهورتر است. باید توجه داشت که اين دو روش ـ برخلاف روش دیداری (بصری) ـ روشهاي عمومی و همگاني شمرده نمي‌شود و براي مخاطبان خاص و در زما‌ن‌هاي محدود قابل استفاه است.
روش شنيداري مبتنی بر گوش دادن مکرر تلاوت ترتیل مقطع مورد نظر برای حفظ است؛ و اين گوش دادن تا زمانی ادامه مي‌يابد که شخص اطمینان حاصل كند می‌تواند آن مقطع را دقیقاً مطابق با لحن مرتّل و از حفظ بخواند. استفاده از این روش به عنوان روش اصلی حفظ به سبب وجود برخی نارساییها در آن توصیه نمی‌شود. مهم‌ترین نقیصه حفظ شنیداری آن است که شخص به جای حفظ آیات و عبارات قرآن، در وهله نخست به حفظ کردن «لحن مرتّل» می‌پردازد و به همین خاطر ـ چنانچه نمونه‌های فراوان آن هم دیده شده است ـ با فراموش کردن لحن قاری، دیگر قادر به تلاوت باقیمانده آیات نیست و حتی در مواردی که ـ مثلاً ـ سؤالی از میانه سوره یا صفحه از وی پرسیده شود و او نتواند لحن قاری را به یاد آورد، قادر به تلاوت مابقی سؤال نخواهد بود. به علاوه ماندگاری این نوع حفظ به مراتب از حفظ به روش دیداری کمتر است و با گذشت زمان، مقدار قابل توجهی از محفوظاتی که با استفاده از روش شنیداری حفظ شده است در معرض فراموشی قرار خواهد گرفت.
اما با این وجود، استفاده از این روش در برخی موارد مفید و حتی لازم است؛ برای افراد فاقد سواد خواندن (مانند كودكان و افراد بي‌سواد) و نيز افراد نابينا و كم‌بينا استفاده از روش شنیداری مناسب‌ترین شیوه برای حفظ قرآن شمرده می‌شود.
در اينجا مجدداً تأكيد مي‌كنيم كه هرچند روش پيشنهادي و اصولي براي حفظ «روش ديداري» است، اما استفاده از تلاوتهاي ترتيل در بخشهايي از فرآيند حفظ به روش ديداري اجتناب‌ناپذير و لازم است.
در روش اشاره‌اي هر يك از حروف و كلمات قرآن داراي علائم حركتي مخصوص به خود است و هر يك با حركتي نشان داده مي‌شود. حتي در مواردي برخي مفاهيم با حركات چشم و پلكها و يا علائم صوتي به حافظ تفهيم مي‌شود. استفاده عمومي از اين روش نيز به جهت وجود برخي نقاط ضعف در آن، از جمله «استفاده نكردن از روشهاي ديداري و در نتيجه تثبيت نشدن مناسب محفوظات و فراموشي سريع آنها، يكسان نبودن اشاره‌ها نزد همگان، تحميل بار اضافي به حافظه در به يادسپاري نشانه‌ها، محوريت يافتن حركات نمايشي به جاي معنامحوري در حفظ آيات قرآن و ارائه آنها» توصيه نمي‌شود. البته مي‌توان از اين روش براي كودكان مقطع پيش‌دبستان ـ كه توانايي خواندن ندارند ـ جهت آموزش سوره‌هاي كوتاه پايان قرآن استفاده نمود. [3]
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . يكي از رايج‌ترين تقسيم‌بنديهاي حافظه نزد روانشناسان، تقسيم‌بندي آن به «حافظه حسي»، «حافظه كوتاه‌مدت» و «حافظه بلند‌مدت» است. حافظه بلندمدت محل اندوختن دائمي اطلاعات است و در فرآبند آموزش ـ و از جمله در حفظ قرآن ـ عموماً با اين نوع حافظه سروكار داريم. براي توضيح بيشتر ر. ك: برنارد لاول، حافظه و يادگيري، ص 26 ـ 30.
[2] . روانشناسان آموزشي روش اول را «روش حفظ جامع» و روش دوم را «روش حفظ جزء به جزء» مي‌نامند.
[3] . براي تفصيل بيشتر ر. ك: رضا نجفي، نگاهي تحليلي بر مباني و روشهاي حفظ قرآن كريم، ص 56 ـ 70.
4- مراحل حفظ یک مقطع

مقطع يا واحد حفظ مقداري از متن قرآن است كه حافظ در هر نوبت به محفوظات قبلي خود اضافه مي‌كند. پیشنهاد مي‌شود علاقمندان، حفظ مقاطع جدید را بر اساس معیار «نیم‌صفحه» یا «صفحه» انجام دهند؛ زیرا انجام این کار به فرد در جهت حاكم كردن هر چه بيشتر نظم در كار خود كمك مي‌كند و حافظه نيز بهتر مي‌تواند با حفظ يك مقدار ثابت (يعني نيم يا يك صفحه) در هر نوبت خود را سازگار نمايد. [1]
* نكته مهم: توصيه عموم اساتيد حفظ و حافظان موفّق به علاقمندان حفظ قرآن اين است كه در ابتداي كار و حد‌اقل در سه ماه اول، مقطع حفظ خود را از «نيم‌صفحه» بيشتر نكنند. توجه به اين نكته فرد را از آفاتي كه دامنگير بسياري از مشتاقان حفظ مي‌شود ـ‌ از جمله از دست دادن شوق و حرارت اوليه براي حفظ قرآن، خستگيهاي روحي و جسمي، احساس دلزدگي نسبت به حفظ و حتي تلاوت قرآن و ... ـ باز مي‌دارد و علاوه بر تقويت و افزايش اشتياق و انگیزه دروني، آمادگي و كاركرد حافظه را نيز افزايش مي‌دهد. پس از اين مدت، شخص مي‌تواند مقطع حفظ را به يك صفحه افزايش دهد و تا پايان كار نيز به اين روال پايبند باشد. حفظ كردن بيش از يك صفحه به عنوان حفظ جديد در هر نوبت، به هيچ وجه توصيه نمي‌شود.[2]
اما براي حفظ يك مقطع (مثلاً يك صفحه) بايد چه كارهايي انجام داد؟ در ادامه با برشمردن چند مرحله، به اين پرسش پاسخ مي‌دهيم:
* مرحله اول: اطمينان از صحت روخواني و تسلط بر روانخواني آيات: پيش از آغاز حفظ مقطعي خاص از قرآن، لازم است ابتدا روخواني صحيح آن را فراگيريم و پس از تسلط بر روانخواني، به حفظ آن اقدام نماييم. اهميت اين مرحله از آنجاست كه اشتباه در روخواني آيات موجب حفظ كردن نادرست آنها مي‌شود و سپس تكرار چندباره‌ اين اشتباه، آن را در ذهن تثبيت مي‌كند. آنگاه حافظ پس از پي بردن به اشتباه خود كار دشواري براي تصحيح آن خواهد داشت و با مشقت فراوان مواجه خواهد شد. از اين رو لازم است فرد در ابتدا از صحت روخواني آيات اطمينان يابد و پس از خواندن چندباره آنها و تسلط بر روانخواني آيات به حفظ آنها بپردازد. براي اطمينان از صحت روخواني مي‌توانيم يك يا چند بار تلاوت ترتيل مقطع مورد نظر را گوش كنيم، يا نزد كسي كه به صحت روخواني او اعتماد داريم آن مقطع را تلاوت كنيم.
* مرحله دوم: تقطيع و تقسيم‌بندي آيات (با دقت در ارتباطات معنایی و لفظی آیات): پيش از پرداختن به حفظ مقطع مورد نظر (مثلاً صفحه اول جزء 30) لازم است با دقت و تمركز بر كل آيات صفحه، آن را به قطعات كوچک‌‌تري تقسيم كنيم. البته نبايد در اين كار افراط كنيم و بايد توجه داشته باشيم كه هر قدر تعداد اين قطعات كمتر باشد، حفظ مقطع آسان‌تر خواهد بود. تقسيم كردن هر مقطع به دو يا سه قسمت تقسيم‌بندي مناسبي است. بديهي است كه انجام اين تقسيم‌بندي وابسته به تسلط نسبي بر معاني و ترجمه‌ آن مقطع است و تا زماني كه حافظ از موضوعات و مسائل مورد بحث در آيات آگاه نباشد نمي‌تواند كار تقطيع را انجام دهد. اهميت توجه به ترجمه و معناي آيات در حفظ قرآن، از جمله در اين مرحله خود را نشان مي‌دهد و هر قدر اين توجه عميق‌تر و دقيق‌تر باشد، كيفيت و سهولت كار حفظ را افزايش مي‌دهد. به تجربه نيز ثابت شده كه اگر حفظ قرآن با دقت و تأمل هرچه بیشتر بر ترجمه و مفاهیم و حتی الامکان مطالعه تفسير آيات همراه باشد، علاوه بر سهولت كار حفظ، ماندگاري بيشتر محفوظات را هم به دنبال خواهد داشت. براي مثال صفحه اول سوره نبأ را در نظر بگيريد. با دقت در مفهوم آيات آن مي‌توانيم آن را به سه قسمت تقسيم كنيم؛ آيات 1 تا 5 (درباره قيامت)، آيات 6 تا 16 (درباره نشانه‌ها و نعمت‌هاي خدا) و آيات 17 تا 30 (با موضوع برپايي قيامت و اوصاف جهنم).
توجه و نگاه دقيق به الفاظ آيات (دقت در ارتباطات لفظي) نیز در برخي موارد مي‌تواند راهگشا باشد و حافظ قرآن را در حفظ و بازيابي و مرور عبارات ياري دهد. براي مثال، توجه به كلمات ابتدايي آيات يك صفحه، عبارتهاي پاياني آيات، كلمات جديدي كه قبلاً حفظ نكرده‌ايد و براي شما تازگي دارد، كلمات و عبارات تكراري، آيات معروف و ... نمونه‌هايي از دقت در ارتباطات لفظي است.
* مرحله سوم: آغاز حفظ آيات: در اين مرحله اصل كار حفظ آغاز مي‌شود و فرد آیات هر قسمت را جداگانه و با کیفیت زير حفظ می‌کند:
اگر آیات مورد نظر آیات کوتاه (نیم‌سطر یا کمتر) باشد، زحمت ما کمتر است و کافی است آیات را تک‌تک حفظ کنیم و سپس آنها را دنبال هم قرار دهیم. برای این منظور باید ـ مثلاً ـ آیه اول سوره نبأ (عَمَّ یَتَساءَلونَ) را پس از یک یا چندبار از رو خواندن، از حفظ تکرار کنیم و پس از اطمینان از حفظ آن به سراغ آیه بعدی (عَنِ النَّبَأ العَظیمِ) برویم. آیه دوم را نیز به همین ترتیب (چندبار روخوانی و تکرار از حفظ) به ذهن بسپاریم و به سراغ آیه بعد برویم و این کار را تا حفظ تمامی آیات قسمت مورد نظر (تا آيه 5) ادامه دهیم. بهتر است در این مرحله پس از حفظ هر آیه، یک بار آن را با آیات قبلی از حفظ بخوانیم و سپس به سراغ آیه بعد برویم. پس از پایان یافتن حفظ آیات هر قسمت، حداقل یک بار کل آن آیات را از حفظ می‌خوانیم و بعد به سراغ آیات قسمت بعد می‌رویم.
اما در صورتی که آیات مورد نظر براي حفظ آیات متوسط و بلند باشد چه باید کرد؟ در اینجا نیز روش کلی همان است که درباره آیات کوتاه گفتیم؛ با این تفاوت که حافظ بايد آيات و عبارات متوسط و طولاني را با استفاده از علائم و نشانه‌های وقف ـ كه معمولاً در قرآنها وجود دارد ـ و نیز با دقت در جمله‌بندی آیات به جملات و عبارتهاي كوتاه تبديل كند و سپس آنها را به همان روشی که در مورد آیات کوتاه گفتیم حفظ نمايد و بعد یک یا چند بار کل آیه و در نهایت کل مقطع را از حفظ بخواند. آ
* مرحله چهارم: اتصال قطعات به يكديگر: پس از حفظ كردن قطعات به ترتيب فوق، در این مرحله آنها را به يكديگر متصل كرده و كل صفحه را چند بار از حفظ تكرار مي‌كنيم. مقدار اين تكرار تا زماني است كه فرد مطمئن شود می‌تواند کل مقطع را به صورت روان و بدون غلط از حفظ بخواند. بنابراین مقدار آن ممکن است برای هر فردی نسبت به دیگری متفاوت باشد.
با گذراندن مراحل فوق، شما مي‌توانيد در زماني كه حداكثر نيم ساعت به طول مي‌انجامد،‌ كل قطعه مورد نظر را با کیفیتی مطلوب حفظ كنيد. [3] اما بايد توجه داشته باشيد كه ماندگاري اين حفظ مشروط به عملي كردن مرحله پنجم، يعني مرور و تکرار محفوظات است كه در درس بعدي به تفصيل درباره آن سخن خواهيم گفت.
* مرحله پنجم: مرور محفوظات در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت. توضیح این مرحله در درس بعدي (مرور و تکرار محفوظات) خواهد آمد.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . براي انتخاب مقطع حفظ پيشنهادهاي دیگری نیز داده شده كه مهم‌ترين آنها عبارت است از: مبنا قرار دادن تعداد آيات (مثلا حفظ 5 تا 10 آيه در هر نوبت) و مبنا قرار دادن زمان (كه مقصود از آن در نظر گرفتن يك زمان ثابت ـ مثلاً نيم ساعت ـ براي حفظ قسمتهای جديد است). برای تفصیل بیشتر ر.ک: كتاب «نگاهی تحلیلی بر مبانی و روشهای حفظ قرآن کریم»، ص 122 تا 127.
[2] . البته افراد نابغه و كساني كه از ضريب هوشي بالايي برخوردارند، مي‌توانند پس از مشورت با يكي از اساتيد مجرّب حفظ قرآن و تأييد گرفتن از ايشان، تعداد صفحات بيشتري را براي حفظ جديد در هر روز انتخاب نمايند.
[3] . زمان نيم ساعت زمان مورد نياز براي حافظه‌هاي متوسط است و البته به شرط تداوم كار حفظ، اين زمان به تدريج كاهش يافته و حتي به 15 دقيقه كاهش مي‌يابد.

5- مرور محفوظات1
الف) ‌اهميت و جايگاه مرور در حفظ قرآن
اگر از هر يك از حافظان موفق قرآن بپرسيد كه «در فرآیند حفظ قرآن، حفظ قسمتهاي جديد مهم‌تر است يا مرور و نگهداري محفوظات گذشته؟» بي‌درنگ به شما خواهد گفت: «مرور و نگهداري محفوظات گذشته». اين اهميت بدان حد است كه مي‌توان ادعا كرد سهم حفظ كردن و از بر نمودن سور و آيات جديد در حفظ قرآن حداكثر 20 تا 30 درصد است و مابقي اين سهم از آن «مرور و تكرار محفوظات» مي‌باشد. بحث مرور از همان آغاز روند حفظ مطرح است و به تدريج و با افزايش حجم محفوظات جدي‌تر و پررنگ‌تر مي‌شود. توضيحات بعدي ما در خصوص اقسام مرور، اين گفته را روشن‌تر خواهد كرد.
ب) اقسام سه‌گانه مرور
در فرآيند حفظ قرآن مي‌توان سه قسم مرور را در سه بازه زماني مختلف به شرح زير در نظر گرفت:
1ـ مرور در كوتاه‌مدت: اين قسم مرور مربوط به محفوظات جديد است. مقطعي كه در هر زماني از روز به عنوان «حفظ جديد» توسط حافظ به ذهن سپرده مي‌شود، لازم است در همان روز و ترجيحاً در چند فاصله زماني تكرار شود. ميزان اين تكرار حداقل 10 بار در روز است و اگر اين ميزان به 15، 20 و بيشتر هم افزايش يابد مطلوب‌تر است و كيفيت حفظ قسمت جديد را افزايش مي‌دهد. حافظ قرآن لازم است صفحه با نيم‌صفحه‌اي را كه ـ مثلاً ـ در آغاز روز حفظ مي‌كند، در چند فاصله زماني در طول روز (مثلاً در ميانه روز، آغاز شب و پيش از خواب) 5 بار يا بيشتر تكرار كند، [1] تا بدين ترتيب به برنامه «مرور در كوتاه‌مدت» به عنوان اولين گام از برنامه مرور عمل كرده باشد و در نتیجه مقطع جدید به خوبی در ذهن او تثبیت شود.
2ـ مرور در ميان‌مدت: این قسم مرور به این معنا است که حافظ صفحه يا نيم‌صفحه‌ای را که امروز حفظ می‌کند، تا یک هفته يا ده روز بعد، حداقل روزی یک بار تکرار كند. توضيح آنكه لازم است حافظ قرآن هر روز و ترجيحاً پيش از حفظ مقطع جديد، صفحاتي را كه در هفته يا ده روز اخير به ذهن سپرده، حداقل يك ‌بار تكرار كند و سپس این صفحات را به تدريج به برنامه «مرور در بلندمدت» منتقل نمايد. لازم به تذكر است، نكته‌اي كه معمولاً از سوي بسياري از حافظان تازه‌كار مورد غفلت قرار مي‌گيرد اين است كه آنها پس از حفظ كردن يك مقطع جديد، در روزهاي بعدي از آن غفلت مي‌ورزند و مرور و تكرار آن را به زماني كه براي مرور كل محفوظات اختصاص داده‌اند واگذار مي‌كنند. انجام اين كار در بيشتر مواقع موجب فراموشي بخش زيادي از قسمتهاي جديد مي‌شود و حافظان را وادار به حفظ دوباره آنها مي‌نمايد. اما عمل به برنامه «مرور در ميان‌مدت» و پايبندي به تكرار قسمتهاي جديد تا يك هفته يا ده روز پس از حفظ، از بروز اين مشكل جلوگيري مي‌كند.
3ـ مرور در بلندمدت: اين قسم مرور همان است كه حافظ قرآن بايد تا پايان عمر به آن پايبند باشد و در هر شرايطي، با برنامه‌ريزي مناسب و به طور منظم، محفوظات گذشته خود را مرور نمايد. ميزان مرور محفوظات در اين قسم، وابسته به حجم محفوظات فرد است؛ مثلاً براي حافظان 10 جزء حداقل يك جزء در روز و براي حافظان 20 جزء حداقل 2 جزء در روز پيشنهاد مي‌شود. حافظان كل قرآن مشروط به عملي كردن دوره تثبيت كل محفوظات (كه در بحث بعدي به آن اشاره مي‌كنيم) مي‌توانند به مرور روزانه يك جزء بسنده نمايند.[2] بنابر آنچه گفتيم برنامه مرور سه‌گانه اولين صفحه جزء 30 به قرار زير خواهد بود:
مرور در كوتاه‌مدت: تكرار اين صفحه 10 تا 20 بار در همان روزی که آن را حفظ مي‌كنيم؛
مرور در ميان‌مدت: تكرار اين صفحه تا يك هفته يا ده روز پس از حفظ آن، حداقل يك بار در روز؛
مرور در بلندمدت: تكرار متناوب و منظم آن در قالب برنامه مرور كلي محفوظات.
* نكته: لازم است حافظان قرآن هنگام برنامه‌ريزي براي مرور، به قسمتهایی که اخیراً حفظ کرده‌اند توجه بیشتري داشته باشند و وقت بیشتری براي مرور آنها اختصاص دهند.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . چه زيباست كه انجام اين كار طبق سنت رسيده از معصومان (عليهم السلام)، پس از اداي نمازهاي يوميه و پيش از خواب شبانه انجام گيرد.
[2] . البته توصيه‌اي كه در اين زمينه از سوي بسياري از كارشناسان حفظ قرآن مطرح مي‌شود، مرور «يك دهم» كل محفوظات در هر روز است و بر اين اساس، كسي كه حافظ كل قرآن است، براي بهره‌مندي از تسلط مناسب بر محفوظات و توانايي ارائه مطلوب آنها، بايد در هر روز به مرور سه جزء از محفوظات خود بپردازد.
6- مرور محفوظات2
ج) اقسام مرور
1. مرور از حافظه
بهترين و مؤثرترين روش مرور محفوظات «مرور از حافظه» است. مرور از حافظه زماني رخ مي‌دهد كه حافظ قرآن با تكيه بر حافظه آبهترين و مؤثرترين خود، سعي مي‌كند محفوظات را از حفظ بخواند. در اين روش حافظ، قرآن را مي‌بندد و مي‌كوشد محفوظات جديد يا قديم را با کمک گرفتن از حافظه (و به عبارت بهتر، با کار کشیدن از حافظه) بازيابي نموده و بر زبان جاري سازد. نكته حائز اهميت در اين روش آن است كه حافظ نبايد بلافاصله پس از مكث يا به خاطر نياوردن عبارات و آيات به قرآن مراجعه كند؛ بلكه بايد سعي كند با تأمل و دقت در محل قرار گرفتن آيه و عبارات قبلي و بعدي آن و نيز ارتباطات معنايي و لفظي كه در هنگام حفظ بين آيات برقرار نموده آنها را به ياد آورد و اگر اين تأمل و دقت نتيجه‌بخش نبود، آنگاه به قرآن مراجعه كند. البته اين مراجعه هم بايد مراجعه‌ای مؤثر و مفيد باشد؛ به اين معنا كه صرفاً به ديدن قسمت مورد نظر بسنده نكرده و با دقت در مكان قرار گرفتن آيه و نيز ارتباطش با آيات قبل و بعد، بكوشد براي هميشه آن را در ذهن خود تثبيت نمايد تا در مرورهای بعدی دوباره در به یاد آوردن آن دچار مشکل نشود. به علاوه، به هنگام خواندن محل اشتباه هم، بهتر است خواندن خود را از يك يا چند آيه قبل و در آيات طولاني، از ابتداي آيه آغاز نمايد.
* يك توصيه كابردي: در موارد بسياري حافظ قرآن در مرورهاي خود با اشكالات مشابهي مواجه مي‌شود؛ به اين معنا كه مثلاً در مرور سوره مباركة‌ »نساء»، در يادآوري انتهاي آيات، به دفعات متعدد به مشكل برمي‌خورد؛ يا در سوره مباركه هود، در مرور و بازخواني داستان پيامبراني كه در اين سوره آمده به جهت مشابهت آن با آياتي كه در سورة‌ مباركه اعراف آمده دچار مشكل مي‌شود. يك راه‌حل كليدي براي مواجهه با اينگونه اشكالات ـ كه البته در بحث «حفظ و مرور آيات و عبارات مشابه» نيز به آن اشاره خواهد شد ـ نگارش و نوشتن دقيق محل و مورد اشتباه و در صورت لزوم مقايسه آن با قسمتهاي مشابه است. اگر حافظ قرآن محلهايي را كه به هنگام مرور و بازخواني آنها با مشكل مواجه مي‌شود به طور منظم يادداشت نمايد و در فرصتي جداگانه به بررسي موارد يادداشت‌شده بپردازد، بي‌ترديد در مرورهاي آينده با مشكلات كمتري مواجه خواهد شد.
2. مرور شنيداري: در اين روش، حافظ قرآن با گوش دادن به تلاوت ترتيل قسمتهايي كه قبلاً حفظ نموده، آنها را مرور مي‌كند. اين روش از نظر اهميت و فايده پس از روش نخست (مرور از حافظه) قرار مي‌گيرد و تنها به منظور ايجاد تنوع در مرور توصيه مي‌شود. البته حافظ بايد به هنگام مرور از طریق گوش دادن به تلاوت ترتيل، «فعالانه» عمل نمايد و نه «منفعلانه»؛ به اين معنا كه همواره يك كلمه يا عبارت از قاري مرتّل جلوتر باشد و قبل از خواندن او، كلمه يا عبارت بعدي را به خاطر آورد و اگر نتوانست، تلاوت را متوقف سازد و پس از تأمل بر قسمتي كه به خاطر نمي‌آورد، ادامه آن را گوش دهد. چنانچه گفتيم، اين روش مرور بهتر است صرفاً جهت تنوع بخشيدن به برنامه مرور محفوظات مورد استفاده حافظ قرار گيرد. [1] البته نكته مهم در اينجا استفاده از تلاوت ترتيل مناسب است، كه ويژگيهاي آن را در ادامه بيان خواهيم كرد.
3. مرور ذهني: در این نوع مرور، فرد بدون اينكه آيات را بر زبان آورد در ذهن خود آنها را دوره مي‌كند. طبيعتاً چنين مروري براي محفوظات تثبيت‌شده و استوار حافظ مناسب است و بايد به طور محدود و ـ مثلاً ـ براي استفاده هرچه بهتر از زمانهايي كه نمي‌توان براي آنها برنامه‌ريزي خاصي داشت استفاده شود.
* نكته: مرور با استفاده از دو روش (شنيداري و ذهني) به ويژه براي افراد شاغل (مثل كارمندان) مي‌تواند بسيار مفيد و راهگشا باشد. اين دسته از علاقمندان به حفظ قرآن، مي‌توانند هنگام عزيمت به محل كار يا بازگشت به منزل يا ديگر موقعيتها، با استفاده از اين دو روش محفوظات خود را مرور كنند.
4. مرور از روي مصحف: حافظ مي‌تواند گاهي اوقات برخي اجزاء و صفحات را از روي مصحف و با هدف استقرار هرچه بهتر مكان آيات در ذهن مرور كند.
هـ) كدام دوره ترتيل براي استفاده حافظان قرآن مناسب تر است؟
براي پاسخ به اين سؤال ابتدا بايد ويژگي‌هاي يك ترتيل استاندارد و مناسب را بيان كنيم. ترتيل خوب و استاندارد بايد حائز ويژگي‌هاي زير باشد:
* تمامي اجزاء قرآن با لهجه عربي فصيح و به گونه‌اي صحيح و متقن تلاوت شده باشد.
* سرعت تلاوت ـ چنانچه در تعريف ترتيل آمده است ـ از ريتم و آهنگی مناسب و معتدل برخوردار باشد؛ نه آنچنان تند كه به اجراي قواعد تجويدي لطمه بزند و نه آنچنان كند كه موجب خستگي شنونده شود.
* قاري مرتّل كليه قواعد تجويدي را به نحو احسن اجرا کرده باشد.
* نحوه تلاوت قاري و وقف و وصل‌هاي او نشان‌دهنده توجه و اشراف وي به مبحث «وقف و ابتدا» و آشنايي با مفاهيم آيات باشد.
* تلاوت قاري از نظر صوتي و لحني مطلوب و جذاب باشد و البته، قاري در استفاده از نغمات و الحان به افراط نگراييده باشد.
شايد همه ويژگي‌هاي فوق به طور كامل در هيچ دوره ترتيلي يافت نشود، اما بسياري از آنها را در برخي از ترتيل‌ها مي‌توان يافت. از ميان دوره‌هاي متعدد ترتيل كه هم‌اكنون موجود است، به اذعان بيشتر كارشناسان قرائت و نيز حافظان موفق قرآن، دوره ترتيل استاد محمد صديق منشاوي و سپس دوره ترتيل استاد محمود خليل الحصري بر ديگر ترتيل‌ها برتري دارد و اين برتري به سبب برخورداري حداكثري آنها از معيارهاي يك ترتيل استاندارد است (كه در بالا به قسمتهايي از آن اشاره شد). بنابراين توصيه عموم كارشناسان قرائت و حفظ به حافظان قرآن و كساني كه خواهان يادگيري اصولي ترتيل‌خواني و رعايت قواعد تجويد، وقف و ابتدا و صوت و لحن هستند، استفاده از اين دو دوره در وهله نخست است.[2] علاوه بر اين، ترتيل‌هاي متعددي نيز توسط قاريان هم‌وطن تلاوت شده و در دسترس است كه مشهورترين آنها ترتيل استاد شهريار پرهيزگار است.
* نكته: در سال‌هاي اخير، ترتيل‌هاي پرشماري از مرتّلان عرب‌زبان ديگر ـ به ويژه از كشور عربستان ـ به كشور ما وارد شده، كه متأسفانه بيشتر آنها حتي از استانداردهاي اوليه ترتيل هم برخوردار نيست. توصيه كارشناسان در درجه اول استفاده از ترتيل‌هاي قرّاء مصري و ايراني است، و در صورت تمايل به استفاده از ترتيل مرتّلان ديگر، تنها ترتيلهای محمد جبرئيل، مشاري العفاسي و محمد ايوب توصيه مي‌شود. [3]
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . براي مثال، اگر برنامه مرور روزانه شما مرور دو جزء است، يك جزء و نيم آن را با استفاده از روش «مرور از حافظه» و نيم جزء ديگر را با استفاده از تلاوت ترتيل مرور كنيد؛ يا اگر يك ساعت را براي مرور محفوظات اختصاص داده‌ايد، 45 دقيقه را با استفاده از روش اول و 15 دقيقه ديگر را با استفاده از روش دوم مرور نماييد.
[2] . البته اين سخن به معناي تأييد مطلق ترتيل استاد منشاوي و استاد حصري نيست و اشكالاتي ـ به ويژه در بحث وقف و ابتدا ـ در تلاوت ترتيل اين دو استاد وجود دارد.
1. و بهتر است اين استفاده هم به طور ضمني و حاشيه‌اي و در کنار استفاده از یکی از ترتیلهای قاریان مصری یا ایرانی باشد و نه به طور مطلق.

7-تثبیت محفوظات

الف) تثبيت محفوظات
تثبيت محفوظات به چه معناست و تفاوت آن با مرور [1] چيست؟ «تثبيت» در حفظ قرآن به معناي استحكام نهايي و توأم با اطمينان محفوظات است. حافظ برای رسیدن به این نقطه، با عمل کردن به برنامه‌ای خاص و متناسب با تواناییهای خود، از آمادگي كاملي جهت ارائه محفوظات برخوردار مي‌شود و خاطر خود را از بابت فراموش نكردن آنها آسوده مي‌كند. برنامه تثبيت با تعريف فوق را مي‌توان مقوله‌اي جدا از مرور و تكرار محفوظات دانست.[2] مرور و تكرار ـ چنانچه در درس پنجم گفتيم ـ مقوله‌اي است كه حافظ تا پايان عمر خود با آن درگير است، اما مقوله تثبيت امري موقت است كه حافظ ـ طبق توضيحي كه در ادامه خواهيم داد ـ در مدت‌زماني محدود به آن مي‌پردازد.
اقسام تثبيت
تثبيت محفوظات با تعریف فوق را می‌توان دو گونه دانست: تثبيت جزئي و تثبيت كلي.
1. تثبيت جزئي: اين نوع تثبيت پس از حفظ هر جزء عملي مي‌شود؛ به اين ترتيب كه حافظ ـ مثلاً ـ با اتمام حفظ جزء اول، در يك بازه زماني حداكثر يك ‌هفته‌اي، به تثبيت همان جزء می‌پردازد و پس از آن حفظ جزء دوم را شروع می‌كند. در اين يك هفته لازم است حافظ در هر روز بین یک تا سه بار، جزئي را كه به‌تازگي حفظ كرده مرور نمايد. به اين ترتيب و پس از يك هفته، حافظ به خوبي بر جزء اول مسلط مي‌شود و با خيال آسوده به حفظ جزء دوم مي‌پردازد.
2. تثبيت كلي: اين نوع تثبيت مربوط به زماني است كه حافظ کل قرآن یا حجم قابل توجهی از آن (مثلاً 10 یا 20 جزء) را حفظ مي‌كند و پس از آن زماني را به تثبيت محفوظات اختصاص مي‌دهد. برنامه‌های گوناگونی را می‌توان برای این نوع تثبیت ارائه کرد که کیفیت آنها بسته به شرایط افراد تفاوت می‌کند. راهکار اصولی برای عملي كردن اين نوع تثبيت، مشورت با مربی حفظ یا حافظان باتجربه و دریافت برنامه مناسب است. برای مثال، شخصی که موفق به حفظ کل قرآن شده، برای تثبیت کلی محفوظات خود باید در یک بازه زمانی سه تا شش‌ماهه، هر روز حداقل سه جزء از محفوظاتش را مرور کند. او پس از این زمان، طبق برنامه «مرور در بلندمدت»، می‌تواند به مرور یک جزء در روز بسنده نماید. اجراي برنامه تثبيت كلي محفوظات با كيفيت فوق، به ويژه براي حافظاني كه خواهان حضور موفق در مسابقات، آزمونها و محافل قرآني هستند توصيه مي‌شود. با انجام اين كار، حافظ قرآن براي حضور در مسابقات نياز به زحمت چنداني ندارد و تنها كافي است در فاصله زماني يك‌ماهه تا شروع مسابقات، بار ديگر به مرور جدي محفوظات بپردازد و به سطح آمادگي مطلوب برسد.
برنامه‌اي كه در بالا گفتيم براي عمل در طول دوران حفظ است، اما حافظاني كه طبق چنين برنامه‌اي پيش نرفته‌اند و موفق به حفظ كل قرآن يا اجزائي از آن شده‌اند نيز بهتر است به فكر تثبيت محفوظات خود به روش فوق باشند. توصيه مي‌شود اين عزيزان پس از مشورت با يك يا چند تن از حافظان موفق، برنامه‌اي را براي تثبيت محفوظات خود تدارك ديده و نسبت به عملي كردن آن با جديت اقدام نمايند.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] مقصود ما در اينجا «مرور در بلند مدت» است.
[2] . لازم به ذكر است كه در نگاه برخي از مدرسان حفظ قرآن، تثبيت محفوظات با آنچه در بالا گفتيم اندكي متفاوت است (هرچند ماهيت و نتيجه هر دو تعريف يكسان مي‌باشد). از نظر اين عده تثبيت محفوظات مرحله‌اي جدا از مرحله مرور نيست و در حقيقت، در همان مرحله مرور «تثبيت» نيز تحقق مي‌يابد. به بيان ديگر، پس از حفظ يك مقطع جديد، اگر مرور و تكرار آنها طبق برنامه و به مقدار كافي اتفاق بيفتد، آن مقطع «تثبيت» مي‌شود. اما تعريف فوق از تثبيت محفوظات را مي‌توان مرحله‌اي مجزا و كمي متفاوت از مرور دانست كه براي رسيدن به كيفيتي مطلوب در حفظ قرآن بايد مدنظر حافظ قرار گيرد (همچنانكه بررسي و مطالعه تجربيات بسياري از حافظان موفق نيز اين گفته را تأييد مي‌كند).

8-ترمیم محفوظات
ترميم محفوظات زماني مطرح مي‌شود كه حافظ قرآن به دلايل مختلف ـ از جمله پايبند نبودن به نظم و برنامه‌ريزي در حفظ، رخ دادن حادثه‌ای ناگوار و پیش‌بینی نشده، عمل نكردن به برنامه مرور و تکرار محفوظات و ... ـ براي مدتي كوتاه يا طولاني از برنامه حفظ و مرور فاصله مي‌گيرد و در نتيجه تمام يا بخشي از محفوظات خود را فراموش مي‌كند؛ به اين معنا كه ديگر قادر به بازخواني شخصي آنها يا پاسخ به پرسشهايي كه از وي مي‌شود نيست. مشكلي كه عموم حافظان در چنین حالتی با آن مواجه مي‌شوند احساس دلسردي، افسردگي و از دست دادن انگيزه براي شروع دوباره كار حفظ و رسيدن به كيفيت مطلوب است.
اما راه مقابله با اين مشكل چيست؟ اولاً حافظ قرآن بايد بكوشد از ابتدا در قالب برنامه‌اي منظم و دقيق كار حفظ و مرور را آغاز و دنبال نمايد تا اساساً با چنين مشكلي مواجه نگردد. ثانياً اگر به هر دليلي براي مدت‌زماني از فضاي حفظ و مرور فاصله گرفت و سپس احساس كرد كه تمام يا بخشي از محفوظات خود را فراموش كرده، ابتدا بايد به ارزيابي دقيق شرايط خود بپردازد. اين «ارزیابی شخصی» به معنای تعيين میزان و درصد تسلط حافظ بر بخشهاي مختلف محفوظات گذشته است. البته توصیه می‌شود این کار زیر نظر استاد حفظ انجام گیرد که در این صورت، او مي‌تواند وضعيت تسلط حافظ بر محفوظات گذشته را به درستي تبيين و راهنماييهاي لازم را براي او ارائه نمايد. اما در صورت عدم دسترسي به استاد، خود فرد با انجام مراحل زير مي‌تواند ارزیابی شخصی و ترمیم محفوظات را آغاز نموده و به انجام رساند. براي روشن شدن بهتر موضوع، فرض كنيد شما در گذشته حافظ ده جزء ابتدايي بوده‌ايد، ولی در یک بازه زمانی شش‌ماهه به دلیل فرارسیدن زمان آزمون سراسری ورود به دانشگاه ترجیح داده‌اید تمام فراغت خود را به درس خواندن اختصاص دهید و در نتیجه تمام یا بخشی از محفوظات شما در معرض فراموشی قرار گرفته است. اما اكنون پس از گذشت شش ماه دوباره مي‌خواهيد فعاليتهاي حفظ خود را سر و سامان دهيد. براي ترميم محفوظات خود انجام مراحل زير را پيشنهاد مي‌كنيم:
1ـ تا زمانی که دوباره بر این ده جزء مسلط نشده‌اید، حتی به فکر حفظ کردن قسمتهای جدید نیفتید؛ زیرا انجام این کار به غیر از اینکه ذهن شما را آشفته‌تر کند نتیجه دیگری نخواهد داشت.
2ـ بهتر است كار ارزيابي كيفيت محفوظات را از آخر به اول (يعني از جزء دهم به جزء اول) آغاز كنيد. [1]
3ـ كار ارزيابي را صفحه به صفحه ـ برای مثال، از صفحه اول جزء دهم ـ آغاز كنيد و پيش ببريد.
4ـ در ابتدا سعی کنید هر صفحه را از حفظ بخوانید. با انجام این کار درمی‌یابید که وضعیت هر صفحه از دو حالت کلی خارج نیست: اول اینکه تمام یا بیشتر آن را فراموش کرده‌اید و حافظه شما توانایی بازیابی مجدد آن را ندارد، که در این صورت باید آن صفحه را دوباره حفظ کنید. [2] حالت دوم عبارت است از اینکه آن صفحه نیاز به حفظ مجدد ندارد، اما تعداد اشتباهات و مکثهای شما در آن از حد معمول بیشتر است. به طور کلی اگر به هنگام مرور هر صفحه از محفوظات اشتباهات شما از پنج مورد بیشتر بود، آن صفحه نیاز به ترمیم و در نتیجه تکرار بیشتر دارد. پیشنهاد می‌شود اینگونه صفحات را حداقل پنج بار مرور کنید و سپس به سراغ صفحه بعد بروید.
* تذکر: کار ترمیم محفوظات نیازمند صبر و حوصله بسیار است. بنابراین باید به شدت از عجله کردن بپرهیزید و تا زمانی که از تثبیت یک صفحه و تسلط مطلوب بر آن مطمئن نشده‌اید به سراغ صفحه دیگر نروید. بی‌تردید ثمره این صبر و تحمل بسیار شیرین خواهد بود و موجب می‌شود تا بار دیگر شما طعم شیرین حفظ قرآن را بچشید و با دلگرمی و انگیزه بیشتر به حفظ قسمتهای جدید بپردازید.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . اين توصيه به خاطر اين است كه اجزاء اوليه معمولاً بيشتر از اجزاء پاياني مرور و تكرار شده‌اند و آغاز كار ترميم محفوظات از پايان، مي‌تواند مرور كمتر آنها را تا حدودي جبران نمايد.
[2] . برای حفظ مجدد اینگونه صفحات البته باید مراحلی را که در درس چهارم گذشت طی نمایید، اما توجه داشته باشید که انجام این کار از حفظ اولیه به مراتب آسان‌تر است و به مراتب به زمان کمتری نیاز دارد.

9-اهمیت نظم در حفظ
شكي نيست كه شرط اوليه موفقيت در هر فعاليتي اهتمام به برقراري نظم در آن است و تا زماني كه فرد كارهاي خود را در چارچوب يك برنامه منظم دنبال نكند به نتيجه مطلوب نخواهد رسید. حفظ قرآن نيز از اين قاعده مستثني نيست و موفقيت و وصول به نقطه كمال در آن، وابسته به وجود نظم و برنامه‌ریزی در مجموعه این امر مقدس است. از آنجا که در حفظ قرآن كار اصلي به عهده حافظه انسان است، برقراري نظم موجب افزايش فوق‌العاده كارايي حافظه خواهد شد. اين سخن را يافته‌هاي روان‌شناسي نيز تأييد مي‌كند. به گفته يكي از روان‌شناسان: «با وجود نظم، حافظه مي‌تواند بدون اشكال حفظ كند و با كمي تلاش مقدار باور نكردني از افكار و وقايع را مجددا يادآوري نمايد؛ اما بدون نظم حافظه توانايي حفظ كردن را از دست مي‌دهد.» [1] تجارب شخصي حافظان نيز مؤيد اين نكته است و حتي مي‌توان ميزان توفيق هر حافظي را به اندازه توجه او به مقوله نظم دانست. اگر بپرسيد: «نظم در كدام مراحل و مباحث حفظ مطرح است؟» پاسخ مي‌دهيم: «در تمامي آنها و از ابتدا تا انتهاي روند حفظ.»
از «مصحف حفظ» آغاز مي‌كنيم. پيشتر هم گفتيم كه حافظ بايد بكوشد از آغاز تا پايان كار حفظ خود، از يك مصحف واحد استفاده كند. زمانهايي كه حافظ در آنها به حفظ جديد مي‌پردازد بايد زمانهاي ثابتي از شبانه‌روز باشد (مثلاً پس از خواب شبانه و در آغاز روز). اوقات مرور او هم بايد حتي الامكان اوقاتي ثابت و مطابق با يك برنامه جامع و كامل باشد و در اين برنامه، زمانهاي ثابتي را براي هر يك از اقسام سه‌گانه مرور (كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و بلندمدت) اختصاص دهد. همچنین مطلوب آن است که حافظ در حد توان در مکان ثابتی کار حفظ و مرور خود را انجام دهد. ميزان محفوظات جديد او هم در هر نوبت بايد مقداري ثابت و مشخص باشد (مثلا نيم‌صفحه يا يك صفحه در روز). به میزانی که در موارد فوق اختلال ایجاد شود، کیفیت کار حفظ نیز افت خواهد کرد. برای نمونه اگر فرد یک روز پس از خواب شبانه دو صفحه حفظ کند و در روز دیگر در میانه روز یا شب به حفظ جدید یک صفحه بپردازد کار خود را دچار اختلال کرده و در نتیجه حفظ و بازیابی بعدی محفوظات را برای حافظه خود مشکل نموده است.
در اين راستا يكي از مهم‌ترين نكاتي كه بايد مورد توجه حافظان قرار گيرد اين است كه از همان آغاز و البته با مشورت با يك يا چند تن از كارشناسان حفظ قرآن، معين كنند كه مي‌خواهند در قالب چه برنامه‌اي به حفظ قرآن اقدام نمايند؛ اولاً آيا خواهان حفظ كل قرآن هستند يا تنها تمايل به حفظ برخي اجزاء و سوره‌هاي خاص دارند؟ در صورت تمايل به حفظ كل قرآن، مي‌خواهند اين كار را در چه بازه زماني انجام دهند: دو سال، سه سال، پنج سال يا بيشتر؟ پاسخ به اين سؤالات در گرو ارزيابي اوليه توانمنديهاي فكري و ذهني فرد است و استاد يا كارشناس حفظ پس از يك يا دو بار مشاوره، برنامه متناسب با فرد را به او ارائه مي‌دهد.
در اينجا به اين نكته مهم اشاره مي‌كنيم كه بازه زماني استاندارد و مورد تأييد عموم كارشناسان براي حفظ كل قرآن دو نيم تا سه سال است. اين سخن به اين معناست كه حفظ قرآن در فاصله زماني كمتر، به جز در مواردي معدود و براي استعدادهاي خاص، توصيه نمي‌شود و به سرانجام مطلوب نيز نخواهد رسيد.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . روبرت توكه، چگونه حافظه‌اي برتر داشته باشيم؟؛ ص 181 (به نقل از نجفي، نگاهي تحليلي بر مباني و روشهاي حفظ قرآن كريم، ص 87.)

10- حضور در کلاسهای حفظ
در ابتدا بايد متذكر شويم كه كار حفظ قرآن اساساً كاري فردي و شخصي است و حافظان بسياري وجود دارند كه از ابتدا تا انتهاي كار خود، استادي نديده يا مقيّد به حضور در جلسات و كلاس‌هاي حفظ نبوده‌اند، اما موفقیتهای زیادی نیز کسب کرده‌اند. اما با این وجود تأكيد مي‌كنيم كه حضور در جلسات و كلاسهاي حفظ و بهره‌مندي از توصيه‌ها و رهنمودهای اساتيد حفظ قرآن از مهم‌ترين عواملی است که می‌تواند کار حفظ قرآن را تسهیل کند و حافظ را خيلي زودتر به مقصد برساند. بيشتر و بلكه همه حافظان موفقی که انفرادی کار کرده‌اند نیز اين نكته را تأييد مي‌كنند و اذعان دارند كه در صورت استفاده از تجربيات اساتيد حفظ، بسيار زودتر و آسان‌تر به نتيجه مي‌رسيدند. توصيه اكيد ما به علاقمندان به حفظ قرآن آن است كه پيش از آغاز جدي کار سعي كنند از تجربيات اساتيد اين حوزه بهره‌مند شوند و چه بهتر كه اين كار را با شركت در جلسات يا كلاس‌هاي حفظ عملي سازند؛ اما در صورتي كه اين امر ميسر يا ممكن نباشد اين كار را از طريق مشاوره تلفني يا حضوري به انجام رسانند.
اما دليل تأكيد بر حضور در جلسات حفظ فوائد فراوان اين كار است كه ذيلاً به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:
1- نخستين و مهم‌ترين فايده حضور در جلسات ـ چنانچه گفتیم ـ بهره‌مندي از تجربيات اساتيد حفظ است. يقين داشته باشيد كه راهنمايي‌هاي اين عزيزان در موضوعاتي چون «ايجاد و تقويت انگيزه، انتخاب بهترين و مناسب‌ترین روش حفظ قرآن، آگاهي از ارتباطات لفظي و معنايي در حفظ مقاطع جدید،ارائه برنامه‌هاي كارآمد و مفيد براي مرور و تثبيت محفوظات، آشنايي با نكاتي كه به ارائه بهتر محفوظات كمك مي‌كند، جلوگيري از بروز افراط و تفريط در كار حفظ، بيان نكاتي در جهت تقويت تجويد و صوت و لحن و ...» براي شما مفيد و مثمر ثمر خواهد بود و روند حفظ شما را تسهيل كرده و زمان نتيجه‌گيري و چشيدن طعم شيرين موفقيت را برايتان نزديك خواهد كرد.
2- فضاي جلسات و كلاسهاي حفظ و حضور در جمع علاقمندان به حفظ آيات نوراني قرآن خود عامل مهمي جهت تقويت انگيزه افراد براي تداوم کار حفظ قرآن است.
3- فضاي رقابتی سالم و دوستانه‌اي كه عموماً در كلاسها و جلسات حفظ قرآن حاكم است خود عامل مهمي براي پيشرفت هرچه بهتر شركت‌كنندگان در زمینه‌های «حسن حفظ، تجوید و صوت و لحن» است. ابتکاری که از سوی بیشتر اساتید و مربیان حفظ به کار گرفته می‌شود برگزاری مسابقات گروهی و میان‌گروهی در بین شاگردان است که همین نکته عامل مهمی در جهت پیشرفت آنان شمرده می‌شود.
4- حضور در جلسات حفظ و ارائه محفوظات نزد ديگران علاوه بر اينكه تواناييهاي حافظان را به طور جدي محك مي‌زند، موجب از بين رفتن ترس و اضطراب آنان شده و آمادگي لازم را براي حضور موفق در محافل و مسابقات قرآني فراهم مي‌آورد.
 
پرسش از محفوظات، يكي از اركان جلسات حفظ
موضوع پرسش از محفوظات جایگاه بسیار مهمی در فرآیند حفظ قرآن دارد؛ به این سبب که اگر حافظ قرآن در معرض پرسش از محفوظات قرار نگیرد، هیچگاه حافظ بودن او و میزان تسلطش بر محفوظات سنجیده نخواهد شد.[1] به علاوه اینکه اگر حافظ سعی کند همواره خود را در معرض انواع پرسشها از سوی افراد مختلف ـ اعم از استاد حفظ، همکلاسیها، دوستان و اعضای خانواده ـ قرار دهد، تا حد بسیار زیادی بر استرس این کار غلبه خواهد کرد و در نتیجه به هنگام حضور در محافل، آزمونها و مسابقات تا حد بسيار زيادي بر اضطراب خود غلبه خواهد نمود.
یکی از ارکان اصلی جلسات و کلاسهای حفظ هم «پرسش از محفوظات» است و بهترين شكل پرسش و پاسخ بي‌ترديد در آنجا تحقق مي‌يابد. معلمان و مربیان موفق حفظ با استفاده از روشهای متنوع پرسش ـ از قبیل پرسش فردی یا گروهی و حتی ساماندهی گروههای مباحثه در کلاس ـ میزان تسلط شاگردان بر محفوظات را ارزیابی کرده و به تناسب وضعیتهای مختلف ایشان راهکارهای لازم را ارائه می‌نمایند.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . این اهمیت تا آنجاست که برخی اساتید حفظ «پرسش از محفوظات» را به عنوان آخرین مرحله از مراحل حفظ یاد کرده‌اند.

11-حفظ ومرورآیات مشابه
بحث «آيات مشابه» به عبارات، آيات و صفحاتي از قرآن كريم مربوط مي‌شود كه كلمات و جملات آنها با هم شباهت‌هايي دارند و همين شباهت‌ها مي‌توانند حافظ قرآن را به هنگام مرور و يادآوري با مشكل مواجه سازند. بحث آيات مشابه معمولاً پس از افزايش حجم محفوظات حافظ براي او مطرح مي‌شود و هر قدر ميزان محفوظات حافظ بيشتر باشد، اين مسئله براي او ملموس‌تر است. پيرامون حفظ و مرور آيات مشابه راهكارها و نكاتي وجود دارد كه ذيلاً به آنها اشاره مي‌كنيم:
1ـ حافظ قرآن بايد با شناسايي مكان‌ها و مواضع آيات مشابه، به هنگام حفظ آنها دقت و تمركز بيشتري به خرج دهد و نسبت به آيات و صفحات غيرمشابه وقت و حساسيت بيشتري قائل شود. همچنین لازم است با مقايسه قسمت‌هاي مشابه با يكديگر، دقيقاً مواضع اختلاف و تمايز آنها شناسايي شود. لازم به ذكر است كه اگر حافظ به طور منظم در جلسات و كلاس‌هاي حفظ شركت مي‌كند و از محضر استاد حفظ بهره مي‌برد، اين آگاهي از سوي استاد به او داده خواهد شد [1] و اگر به صورت فردي كار مي‌كند، لازم است در اين خصوص با اساتيد و حافظان باتجربه مشورت و با كمك آنها مواضع آيات مشابه را شناسايي کند.
2ـ در هنگام مرور و تثبيت آيات مشابه نيز لازم است دقت و زمان بيشتري اختصاص يابد و میزان تکرار و مرور این قسمتها از قسمتهای دیگر بیشتر باشد.
3ـ قرار دادن نشانه‌ها و رموز ويژه هم مي‌تواند به حافظ قرآن در رفع مشكل مواجهه با آيات مشابه كمك كند. دستيابي به اينگونه رموز هم نیازمند دقت و توجه حافظ است. به تجربه ثابت شده است كه پايبندي هرچه بيشتر به برنامه مرور و تكرار محفوظات، حافظ قرآن را براي دستيابي به اينگونه نشانه‌ها بهتر ياري خواهد كرد. به دو نمونه از اين نشانه‌ها توجه كنيد:
•    در مورد عبارات پاياني آيات 176 (وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ)، 177 (وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) و 178 (وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ) در سوره مباركه آل عمران، استفاده از رمز «عام» توصيه شده است. اين رمز از كنار هم قرار گرفتن حرف اول كلمات پاياني اين سه آيه (يعني «ع»، «ا» و «م») پديد مي‌آيد.
•    عبارت (لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ) در آيات 55 سوره مباركه نحل و آيه 34 سوره مباركه روم عيناً‌ تكرار شده است. همين عبارت با اندكي تفاوت و به صورت (لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ وَلِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ) در آيه 66 سوره مباركه عنكبوت آمده است. براي پرهيز از اشتباه در قرائت اين عبارت در مواضع سه‌گانه فوق، يادسپاري نام سوره‌ها يا استفاده از رمز «يكي در ميان» مي‌تواند مفيد باشد؛ توضيح آنكه حافظ به هنگام مرور بايد توجه داشته باشد كه سوره مباركه عنكبوت ـ كه داراي عبارت متفاوت است ـ در ميان دو سوره ديگر واقع شده، و با تكيه بر همين نكته عبارت مورد نظر را به درستی تلاوت نمايد.
4ـ يكي از فوائد «حفظ شماره آيات» كمك به حافظ در تشخيص درست موارد مشابه است.
5ـ اگر عملي كردن هيچيك از راهكارهاي قبلي براي حافظ ممكن نيست، داشتن برنامه مرور منظم و پيوسته و پايبندي به اجراي آن و نيز عمل به برنامه تثبيت محفوظات ـ كه در درس هفتم كيفيت آن را بيان كرديم ـ خودبخود مشكل حافظ را در مورد آيات مشابه برطرف خواهد نمود.
6ـ راهكار ديگري كه از سوي بسياري از حافظان باتجربه مطرح مي‌شود «نگارش و نوشتن» آيات و قسمتهاي مشابه و مقایسه نمودن آنها با یکدیگر است. به طور كلي نگارش محفوظات تأثير بسزايي در تثبيت بهتر آنها در ذهن دارد.[2]
* نكته: روش حفظ و مرور آيات مشابه با ديگر قسمت‌هاي قرآن تفاوت چنداني ندارد و تنها مستلزم دقت و تمركز بيشتر و كمي هم زحمت افزون‌تر براي مرور و تكرار مي‌باشد.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . و اين خود يكي از بركات مهم شركت در جلسات حفظ و بهره‌گيري از محضر استاد شمرده مي‌شود.
[2] . بر این اساس ایده نگارش کل قرآن توسط حافظ قرآن از سوی بسیاری از کارشناسان حفظ مطرح شده است؛ به این ترتیب که حافظ قرآن پس از حفظ هر صفحه و تسلط بر آن، آن را در دفتری مخصوص با دقت و با رعایت همه نکات رسم الخطی بنویسد و در نتیجه همزمان با پیشرفت کار حفظ و حفظ کل قرآن، حاافظ قرآنی به خط خود پدید می‌آورد.

12-یادگیری مهارتهای ترتیل خوانی
آيا لازم است علاقمندان به حفظ و حافظان قرآن نسبت به فراگيري مهارت‌هاي ترتيل‌خواني (تجويد، صوت و لحن و وقف و ابتدا) اهتمام داشته باشند و از همان ابتدای حفظ قرآن و حتی پیش از آن، نسبت به یادگیری این فنون اقدام نمایند؟ پاسخ اين سؤال مثبت است و شرط كمال حفظ و موفقيت هرچه بيشتر در اين امر مقدس، تسلط بر مهارت‌هاي فوق است. دليل اين سخن نيز روشن است و به اين نكته بازمي‌گردد كه اكثر قريب به اتفاق حافظان، قرآن را نه تنها براي بركات فردي، بلكه براي ارائه عمومي (از طريق شركت در مسابقات و محافل قرآني) حفظ مي‌كنند. البته بديهي است كه نيّت عموم افراد هنگام آغاز حفظ همان نيل به رضاي الهي و انس هرچه بيشتر با قرآن است، اما بركات عمومي حفظ قرآن هم از جمله مسائلي است كه در ادامه فعاليت‌هاي حافظ نمود مي‌يابد. خلاصه آنكه حافظ قرآن به منظور ارائه هرچه بهتر و مطلوب‌تر محفوظات خود در محافل عمومي (اعم از مسابقات، محافل و ...) بهتر است نسبت به فراگيري مهارت‌هاي ترتيل‌خواني نيز اهتمام داشته باشد. اما در اينباره توجه به دو نكته لازم است:
نخست اينكه به‌رغم توصيه فوق (مبني بر لزوم اهتمام حافظ به فراگيري مهارتهاي ترتيل‌خواني) نبايد اين اهتمام به اصل كار حفظ ـ كه عبارت است از «برخورداري از حسن حفظ مطلوب و قابل قبول» ـ خدشه وارد كند. به عبارت ديگر توجه حافظ در درجه اول و بيش از هر چيز، بايد به استحكام محفوظات و كمال حسن حفظ معطوف گردد و پس از آن نسبت به تقويت تجويد و وقف و ابتدا و فراگيري صوت و لحن توجه نمايد. بنابراین در صورتی که برنامه‌های حافظ برای یادگیری مهارتهاي فوق، اصل کار حفظ را با وقفه یا کندی مواجه می‌کند باید موقّتاً از یادگيري آنها منصرف شود و پس از حفظ کامل و متقن کل قرآن یا بخش قابل توجهی از آن، به یادگیری این مهارتها بپردازد.
نكته دوم را در قالب اين سؤال مطرح مي‌كنيم كه «آيا فراگيري مهارت‌هاي مورد بحث بايد پيش از آغاز حفظ باشد، يا همزمان با كار حفظ يا پس از آن؟» هر سه وضعيت مورد اشاره در سؤال، ممكن و جايز است و هر كدام هم نمونه‌هاي متعدد و موفقی داشته است، اما مسلم است كه بهترين وضعيت همان وضعيت اول است؛ به اين معنا كه فرد با تسلط نسبي بر مهارت‌هاي مورد بحث به حفظ بپردازد. طبيعي است كه در اين صورت تا پايان فرآيند حفظ، اين مهارت‌ها را هم تا حد بالايي تقويت خواهد كرد. اما افرادي كه آشنايي چنداني با تجويد و صوت و لحن ندارند و يا علاقمند به فراگيري آنها نيستند، ولي مشتاق حفظ قرآنند چه كنند؟ آيا آغاز حفظ را به بعد از يادگيري اين مهارت‌ها موكول كنند؟ و يا به دليل بي‌علاقگي به تجويد و صوت و لحن از حفظ قرآن منصرف شوند؟ پاسخ ما به اين سؤال منفي است. عده‌اي كه مشتاق حفظ قرآنند اما تجويد و صوت و لحن نمي‌دانند هم مي‌توانند به حفظ قرآن مشغول شوند، اما بايد در حاشيه حفظ آيات و استحكام محفوظات، به تدريج به فراگيري اين مهارت‌ها نيز اقدام نمايند و یا چنانچه قبلاً گفتیم، این کار را به بعد از حفظ کل قرآن یا بخش قابل‌توجهی از آن واگذار کنند. همچنين كساني كه به دلايل گوناگون علاقه يا فرصت فراگيري اين فنون را ندارند اما حفظ قرآن را دوست دارند، به حفظ قرآن مشغول شوند و خود را از اين نعمت محروم ننمايند. چه بسا با گذشت زمان علاقه به يادگيري تجويد و مهارتهاي ديگر در آنها به وجود آيد و در كنار كار حفظ به اين امور هم بپردازند. سؤال ديگري كه ممكن است در اينجا مطرح شود اين كه: «آيا اجراي قواعد تجويدي بر قسمتهايي كه شخص بدون تسلط به تجويد آنها را حفظ نموده ممكن است؟» در پاسخ مي‌گوييم: بله، ممكن است؛ هرچند انجام اين كار می‌تواند برای برخی افراد با كمي سختي همراه باشد، اما با چند بار مرور و تمركز بيشتر بر اين مقاطع، پس از مدتي به راحتي مي‌توان آنها را نيز همراه با تجويد صحيح تلاوت کرد.
حفظ ترجمه آیات، شماره آيات، شماره صفحات و ...
آيا در كنار حفظ متن آيات قرآن، حفظ ترجمه، شماره آيات، شماره صفحات، شماره سطرها و ... هم ضرورتی دارد؟ پاسخ اين سؤال منفي است. چنانچه قبلاً هم گفته‌ايم، در حفظ قرآن تنها بايد حفظ متن آيات مد نظر باشد و فراگيري هر چيزي غير از آن ضرورتي ندارد؛ چرا كه ممكن است به اصل كار حفظ (يعني تسلط بر آيات) آسيب وارد كند. اما اگر حافظي تشخيص دهد كه حفظ مواردی مثل ترجمه،[1] شماره آيات و ... ضرري متوجه اصل كار او نمي‌كند، می‌تواند پس از مشورت با معلم حفظ خود یا یکی از اساتید حفظ، به حفظ این موارد نیز اقدام نماید. البته باید توجه داشت که همه این موارد در یک درجه از اهمیت و فایده قرار ندارند. می‌توان ترتیب آنها را از نظر میزان فایده و اثرگذاری در حفظ قرآن چنین برشمرد: 1ـ حفظ شماره آیات 2ـ حفظ ترجمه آیات 3ـ حفظ شماره صفحات و سایر موارد نیز در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرد. برای مثال حفظ شماره آیات به حافظ کمک می‌کند تا توالي و تسلسل آيات را فراموش نکند و اين نكته به ويژه براي حافظان مبتدي كه معمولاً توالي آيات را فراموش مي‌كنند بسيار مفيد و راهگشاست. [2] فايده ديگر این کار در برخورد با آيات مشابه است و از بر داشتن شماره آيات مشابه، مانع از تداخل آنها با یکدیگر شده و مرور آنها را آسان‌تر مي‌کند. همچنين تسلط به شماره آيات براي حافظان علاقمند به مطالعات قرآني بسيار مفيد و كمك‌كننده است. به همين ترتيب، حفظ ترجمه آیات مي‌تواند به یافتن ارتباطات معنایی و در نتیجه سهولت حفظ و سپس مرور آیات کمک کند.
در اينجا و به تناسب بحث، به دو روش عمومي و پركاربرد براي حفظ شماره آيات اشاره مي‌كنيم:
1ـ تكرار شماره آيه در پايان آن در هر بار تكرار آيه، به صورت لفظي يا مرور در ذهن. در این روش فرض بر این است که شماره آیه نیز جزئی از آیه است و لذا در هر بار مرور، شماره آیه نیز تکرار و به تدريج در همانند متن آيه در ذهن تثبيت مي‌شود.
2ـ حفظ شماره‌هاي رُند (مثل 5، 10، 15 و ....) و تشخيص مابقي شماره‌ها با كمك گرفتن از آنها.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . توجه داشته باشيد كه «حفظ ترجمه» در اينجا، با «دقت در ترجمه و مفاهيم آيات» كه در بخش «مراحل حفظ يك مقطع» گفتيم متفاوت است؛ اولي ضرورتي ندارد، اما دومي اهميت بسيار دارد و به تسهيل كار حفظ كمك شاياني مي‌كند.
[2] . به این معنا که حافظ آیات را به صورت تک تک به خوبی حفظ و ارائه می‌کند، اما خواندن آنها به صورت متوالی و پشت سر هم برای او مشکل است.

13-رعایت تعادل درحفظ
پرهيز از افراط و تفريط و حاكم كردن تعادل نیز در هر كاري لازم و ضروري است و گرفتار شدن در دام تندروي يا كندروي، نه تنها شخص را در رسيدن به اهداف مد نظر خود ناكام مي‌گذارد، بلكه ممكن است خسارت و صدمات سنگيني نيز به او وارد آورد. در امر مقدس حفظ قرآن هم توجه به «اصل تعادل» و تلاش در جهت حاكم كردن آن در روند كار از اهميت بسيار بيشتري برخوردار است و دليل اين اهمیت نیز آن است كه صدمات ناشي از افراط يا تفريط در تعامل با قرآن، صدماتي سنگين و گاه جبران‌نشدني است. بسيار ديده شده است كه افرادي با شور و علاقه فراوان حفظ قرآن را آغاز مي‌كنند، اما پس از مدتي كوتاه شور و اشتياق اوليه آنها فروكش كرده و كار حفظ را رها مي‌كنند.[1] اينگونه آسيب‌ها بيش از همه ناشي از تندروي‌هاي حافظان در زمانهايي از حفظ و خارج شدن آنها از مدار تعادل است. از جمله فوائد حضور در جلسات و كلاس‌ها و مشورت با اساتيد حفظ همين است كه اين عزيزان با اشراف و تسلط بر شرايط و روحيات افراد آنها را در مسير درست هدايت كرده و از افراط و تفريط باز ‌مي‌دارند. اما در صورتي كه حضور در جلسات حفظ يا مشورت با اساتيد حفظ مقدور نباشد، حافظان قرآن با دقت در نكات زير و سعي در عملي كردن آنها مي‌توانند از آسيب‌هاي مورد نظر مصون بمانند:
* سعي كنيد از همان آغاز، كار خود را با توكل بر ذات لايزال الهي و توسل بر ذوات مقدس معصومان (عليهم السلام) و به ويژه حضرت ولي عصر (ارواحنا فداه) شروع كنيد و در طي كار حفظ نيز از اين نكته غفلت نورزيد. بايد اذعان كرد كه حفظ كل قرآن كاري مشكل و زمان‌بر و نيازمند پشتكار و تلاش مداوم است. سختيها و مشكلات اين كار مقدس را با توكل بر خدا و توسل به معصومان (عليهم السلام) بر خود هموار كنيد.
* علاقمندان به حفظ آيات نوراني قران كريم از همان ابتدا بايد به اين نكته مهم توجه داشته باشند كه حفظ كل قرآن بايد در حركتي تدريجي و مستمر صورت گيرد و لازم است از هرگونه شتابزدگي در آن پرهيز نمود. بر اين اساس، پيش از آغاز جدي كار حفظ، براي ارزيابي درست توانمنديهاي خود و دريافت برنامه‌اي جامع و دقيق، با يكي از كارشناسان حفظ قرآن مشورت كنيد. [2]
* بسيار بهتر است كه برنامه حفظ حافظان مبتدي (كه مي‌خواهند تازه به حفظ قرآن بپردازد) تا چند ماه اول (حداقل دو تا سه ماه) از روزي «نيم‌صفحه» فراتر نرود. پس از اين زمان و تا حفظ كامل قرآن، حجم حفظ جديد در هر روز به یک صفحه افزایش می‌یابد و باید تا پایان نیز این مقدار ثابت بماند. هرگز به فکر حفظ كردن دو يا چند صفحه جديد در یک روز نباشيد و شك نكنيد كه بعدها از انجام اين كار پشيمان خواهيد شد. مهم‌ترين دليل اين توصيه ـ به ويژه نسبت به حفظ «نيم‌صفحه» در ماه‌هاي اول ـ آن است كه اين كار موجب مي‌شود تا اشتياق اوليه فرد به حفظ قرآن فروكش نكند و او هر روز منتظر آمدن روز ديگر و حفظ مقطع جديد باشد. اين در حالي است كه حفظ حجم‌هاي زياد در ماه‌هاي اول، اشتياق فرد را به زودي اشباع مي‌كند و در نتيجه او ديگر تمايلي به ادامه كار حفظ ندارد؛ به علاوه اينكه پيمودن تدريجي مسير حفظ قرآن موجب مي‌شود تا حافظه فرد بهتر و سريع‌تر خود را با اين مقوله جديد (حفظ مجموعه‌اي از عبارات عربي) سازگار كند، كه اين خود كارآيي حافظه را افزايش خواهد داد.
* توصيه مهم ديگر در اين رابطه آن است كه سعي كنيد در هفته تنها 5 روز را به حفظ قسمت‌هاي جديد اختصاص دهيد و در دو روز ديگر به مرور و تثبيت محفوظات و استراحت بپردازید و به اين ترتيب حافظه خود را برای ادامه بهتر کار در روزهای آينده آماده كنيد. [3]
* حافظ قرآن باید در برنامه‌ریزی خود اوقاتی را برای تفریحات و سرگرمیهای سالم در نظر بگیرد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حدیثی زیبا و پرمعنا خطاب به ابوذر فرموده‌اند: «یا اَباذرّ، عَلَی العاقلِ أنْ یَكُونَ لَهُ اَرْبَعُ ساعاتٍ: ساعَةٌ یُناجى فیها رَبَّهُ عَزَّوَجلَّ، وَ ساعَةٌ یُحاسِبُ فیها نَفْسَهُ، وَ ساعَةٌ یَتَفَكَّرُ فیما صَنَعَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیْهِوَ ساعَةٌ یَخْلُو فیها بِحَظِّ نَفْسِه مِنَ الْحَلالِ. فَاِنَّ هذِهِ السّاعَةَ عَوْنٌ لِتْلِكَ السّاعاتِ»: [4] اي اباذر، بر عاقل است كه اوقات شبانه‌روز خود را به چهار قسمت تقسیم كند: در ساعتى به مناجات با خدایش بپردازد، در ساعتى به حساب نفس خويش رسيدگي كند، در ساعتى در الطاف خدا نسبت به خود بينديشد و در ساعتى خود را از نعمتهاي حلال بهره‌مند گرداند؛ كه این ساعت آخر یار و كمك آن سه ساعت دیگر است.»
توجه به این مطلب برای حافظان قرآن از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا این کار کارآیی حافظه (یعنی مهم‌ترین رکن حفظ) را به مراتب بالا مي‌برد و زمان رسیدن به نتیجه را تسريع مي‌كند. در مقابل، بی‌توجهی به این نکته ممکن است در درازمدت شخص را گوشه‌گیر و منزوی کند و حتی لذت انس با قرآن را نیز از او سلب نماید.
* پيشتر هم در درس دهم تأكيد كرديم كه سعي كنيد همواره خود را در معرض پرسش و امتحان قرار دهيد. البته اين نكته بيشتر براي كساني كه امكان شركت در جلسات و كلاسهاي حفظ را ندارند مطرح مي‌شود.[5] بر همين اساس توصيه مي‌كنيم از تكروي و پنهانكاريِ بيش از حد پرهيز كنيد. اشكالي ندارد اگر اطرافيان و دوستانتان بدانند كه شما مشغول به حفظ قرآن هستيد و چه بسا دانستن اين مطلب، موجب تمايل آنان به حفظ كلام الهي شود و شما نيز در اين ثواب سهيم شويد.
نكات فوق براي همه حافظان و به ويژه كساني كه به‌تازگي حفظ قرآن را شروع كرده‌اند از اهميت بسزايي برخوردار است. اگر مي‌خواهيد اشتياق و عشق شما به قرآن و حفظ آن همواره پابرجا باشد و با گذشت زمان تقويت شود، سعي كنيد به اين نكات عمل كنيد.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . متأسفانه حتي گاه ديده شده كه برخي از علاقمندان و مشتاقان حفظ پس از مدت‌زماني کوتاه یا بلند و در حالی که حجم قابل توجهی از قرآن را حفظ کرده‌اند، احساس مي‌كنند كه ديگر انس و اشتياق اوليه به قرائت قرآن در آنها وجود ندارد و علاقه‌اي براي ادامه كار در خود نمي‌يابند.
[2] . بايد به اين نكته توجه داشت كه توانمنديهاي افراد مختلف با يكديگر متفاوت است. از اينرو چه بسا فردي بتواند كل قرآن را در طول سه سال با كيفيتي مطلوب حفظ نمايد و ديگري اين كار را حتي در پنج سال هم نتواند به راحتي به انجام برساند. حتي براي بسياري از مشتاقان (به دلايل مختلف، از جمله داشتن مشغله‌هاي فراوان كاري، يا ضعف حافظه و ...)، نبايد حفظ كل قرآن توصيه شود و ايشان را بايد به حفظ سور برگزيده يا آيات و عبارات منتخب قرآن هدايت كرد.
[3] . البته اين پيشنهاد هرگز به اين معنا نيست كه در 5 روزي كه به حفظ قسمتهاي جديد مي‌پردازيد، برنامه‌اي براي مرور و تكرار محفوظات قبلي نداشته باشيد. مقصود ما اين است كه حفظ قسمتهاي جديد بايد در كنار مرور قسمتهاي قبل انجام گيرد. چنانكه پيشتر هم گفته‌ايم، در حفظ قرآن، مرور و نگهداري محفوظات همواره مقدم بر حفظ قسمتهاي جديد است.
[4] . بحار الانوار، ج 74، ص 71.
[5] . همواره مترصد شركت در محافل، مسابقات و آزمونهاي حفظ قرآن باشيد و بدانيد كه اين كار منافاتي با داشتن نيت خالصانه و حفظ قرآن براي رضاي خدا ندارد. شركت در اينگونه برنامه‌ها تأثير بسيار زيادي در افزايش و تقويت انگيزه حافظان قرآن و آمادگي مطلوب و هميشگي آنان دارد و مسير دستيابي به حفظ كل قرآن را بر آنان هموار مي‌كند.

‌اهميت و جايگاه مرور در حفظ قرآن
الف) ‌اهميت و جايگاه مرور در حفظ قرآن
اگر از هر يك از حافظان موفق قرآن بپرسيد كه «در فرآیند حفظ قرآن، حفظ قسمتهاي جديد مهم‌تر است يا مرور و نگهداري محفوظات گذشته؟» بي‌درنگ به شما خواهد گفت: «مرور و نگهداري محفوظات گذشته». اين اهميت بدان حد است كه مي‌توان ادعا كرد سهم حفظ كردن و از بر نمودن سور و آيات جديد در حفظ قرآن حداكثر 20 تا 30 درصد است و مابقي اين سهم از آن «مرور و تكرار محفوظات» مي‌باشد. بحث مرور از همان آغاز روند حفظ مطرح است و به تدريج و با افزايش حجم محفوظات جدي‌تر و پررنگ‌تر مي‌شود. توضيحات بعدي ما در خصوص اقسام مرور، اين گفته را روشن‌تر خواهد كرد.
ب) اقسام سه‌گانه مرور
در فرآيند حفظ قرآن مي‌توان سه قسم مرور را در سه بازه زماني مختلف به شرح زير در نظر گرفت:
1ـ مرور در كوتاه‌مدت: اين قسم مرور مربوط به محفوظات جديد است. مقطعي كه در هر زماني از روز به عنوان «حفظ جديد» توسط حافظ به ذهن سپرده مي‌شود، لازم است در همان روز و ترجيحاً در چند فاصله زماني تكرار شود. ميزان اين تكرار حداقل 10 بار در روز است و اگر اين ميزان به 15، 20 و بيشتر هم افزايش يابد مطلوب‌تر است و كيفيت حفظ قسمت جديد را افزايش مي‌دهد. حافظ قرآن لازم است صفحه با نيم‌صفحه‌اي را كه ـ مثلاً ـ در آغاز روز حفظ مي‌كند، در چند فاصله زماني در طول روز (مثلاً در ميانه روز، آغاز شب و پيش از خواب) 5 بار يا بيشتر تكرار كند، [1] تا بدين ترتيب به برنامه «مرور در كوتاه‌مدت» به عنوان اولين گام از برنامه مرور عمل كرده باشد و در نتیجه مقطع جدید به خوبی در ذهن او تثبیت شود.
2ـ مرور در ميان‌مدت: این قسم مرور به این معنا است که حافظ صفحه يا نيم‌صفحه‌ای را که امروز حفظ می‌کند، تا یک هفته يا ده روز بعد، حداقل روزی یک بار تکرار كند. توضيح آنكه لازم است حافظ قرآن هر روز و ترجيحاً پيش از حفظ مقطع جديد، صفحاتي را كه در هفته يا ده روز اخير به ذهن سپرده، حداقل يك ‌بار تكرار كند و سپس این صفحات را به تدريج به برنامه «مرور در بلندمدت» منتقل نمايد. لازم به تذكر است، نكته‌اي كه معمولاً از سوي بسياري از حافظان تازه‌كار مورد غفلت قرار مي‌گيرد اين است كه آنها پس از حفظ كردن يك مقطع جديد، در روزهاي بعدي از آن غفلت مي‌ورزند و مرور و تكرار آن را به زماني كه براي مرور كل محفوظات اختصاص داده‌اند واگذار مي‌كنند. انجام اين كار در بيشتر مواقع موجب فراموشي بخش زيادي از قسمتهاي جديد مي‌شود و حافظان را وادار به حفظ دوباره آنها مي‌نمايد. اما عمل به برنامه «مرور در ميان‌مدت» و پايبندي به تكرار قسمتهاي جديد تا يك هفته يا ده روز پس از حفظ، از بروز اين مشكل جلوگيري مي‌كند.
3ـ مرور در بلندمدت: اين قسم مرور همان است كه حافظ قرآن بايد تا پايان عمر به آن پايبند باشد و در هر شرايطي، با برنامه‌ريزي مناسب و به طور منظم، محفوظات گذشته خود را مرور نمايد. ميزان مرور محفوظات در اين قسم، وابسته به حجم محفوظات فرد است؛ مثلاً براي حافظان 10 جزء حداقل يك جزء در روز و براي حافظان 20 جزء حداقل 2 جزء در روز پيشنهاد مي‌شود. حافظان كل قرآن مشروط به عملي كردن دوره تثبيت كل محفوظات (كه در بحث بعدي به آن اشاره مي‌كنيم) مي‌توانند به مرور روزانه يك جزء بسنده نمايند.[2] بنابر آنچه گفتيم برنامه مرور سه‌گانه اولين صفحه جزء 30 به قرار زير خواهد بود:
مرور در كوتاه‌مدت: تكرار اين صفحه 10 تا 20 بار در همان روزی که آن را حفظ مي‌كنيم؛
مرور در ميان‌مدت: تكرار اين صفحه تا يك هفته يا ده روز پس از حفظ آن، حداقل يك بار در روز؛
مرور در بلندمدت: تكرار متناوب و منظم آن در قالب برنامه مرور كلي محفوظات.
* نكته: لازم است حافظان قرآن هنگام برنامه‌ريزي براي مرور، به قسمتهایی که اخیراً حفظ کرده‌اند توجه بیشتري داشته باشند و وقت بیشتری براي مرور آنها اختصاص دهند.
 
 
پي نوشت:
________________________________________
[1] . چه زيباست كه انجام اين كار طبق سنت رسيده از معصومان (عليهم السلام)، پس از اداي نمازهاي يوميه و پيش از خواب شبانه انجام گيرد.
[2] . البته توصيه‌اي كه در اين زمينه از سوي بسياري از كارشناسان حفظ قرآن مطرح مي‌شود، مرور «يك دهم» كل محفوظات در هر روز است و بر اين اساس، كسي كه حافظ كل قرآن است، براي بهره‌مندي از تسلط مناسب بر محفوظات و توانايي ارائه مطلوب آنها، بايد در هر روز به مرور سه جزء از محفوظات خود بپردازد.

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:38 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
چند سال پیش در تورنتو،داستان مردی را شنیدم که در یک ناوگان بازرگانی مشغول به کار بود و از راه دریا تجارت می کرد. روزی یک مسلمان ترجمه ای از قرآن را به این مرد داد تا آن را مطالعه نماید. مرد تاجر چیزی در مورد تاریخ اسلام نمی دانست اما به خواندن [ترجمه ی] قرآن علاقه داشت. وقتی که او تمام ترجمه ی قرآن را مطالعه نمود، کتاب را به آن مسلمان پس داد و گفت: آیا محمد [پیامبر شما] ملوان بوده است؟
او از اینکه قرآن چنان با دقت شرایط طوفانی دریا را توصیف نموده بود، تحت تأثیر آن قرار گرفته بود و هنگامی که به او گفته شد: نه، در حقیقت محمد در صحرا زیسته است، برای او کافی بود و مرد در همان لحظه با آغوش باز اسلام را پذیرفت .او از توصیف قرآن متأثر شده بود زیرا او خود سالهای زیادی را در دریا به سر برده بود وبه نظر او هر کسی که چنین توصیفی را نوشته است باید سالهای زیادی را در دریا و در حالات طوفانی آن سپری کرده باشد. این توصیف «امواجی بزرگ و برفراز آن نیز امواجی بزرگ قرار گرفته و بر فراز آن امواج ابرهای تیره خیمه زده باشند» توصیفی نیست که یک نفر بتواند فقط از روی خیالات خود چنین چیزی بنویسد بلکه آن باید توسط کسی نوشته شده باشد که واقعاً شرایط طوفانی دریا را احساس کرده و از حالات آن به خوبی آگاه باشد .
این فقط یکی از نمونه هایی است که نشان می دهد قرآن به زمان ویا مکان مشخصی محدود نمی باشد. اینکه افکار و اندیشه های علمی بیان شده در قرآن نیز چهارده قرن پیش از [افراد] یک محیط بیابانی نشأت گرفته باشد، امر مسلمی به نظر نمی رسد.
قرنها پیش از آغاز پیامبری محمد [(صلی الله علیه وآله وسلم)] نظریه ی مشهوری در مورد اتم توسط دیموکریتوس، فیلسوف یونانی، ارائه شده بود . او و افرادی که بعد از او آمدند چنین می پنداشتند که هر ماده از ذرات بسیار ریز، فنا ناپذیر وغیر قابل تقسیم ساخته شده است که اتم نامیده می شوند.عربها نیز با چنین مفهومی سر وکار داشتند؛در حقیقت کلمه ی عربی «ذره» به طور عادی به کوچکترین چیز شناخته شده برای انسان گفته می شد. اما اکنون دانش مدرن کشف نموده است که این کوچکترین واحد هر ماده (یعنی اتم که دقیقاً همه ی ویژگیهای عنصر خود را داراست) را می توان شکافت و اجزای سازنده ی آن را شناخت. این ایده، ایده ای جدید و از نتایج پیشرفت در قرن اخیر است اما آنچه که جالب است این است که این اطلاعات قبلاً به صورت مکتوب و مستند در قرآن آمده است، آنجا که می گوید: «وزن ذره ای در آسمان و زمین و کوچکتر از آن... از پروردگارت پنهان نمی ماند».
بدون شک چهارده قرن پیش، این عبارت حتی برای یک عرب نیز غیر عادی بوده است، در نظر او از ذره کوچکتر چیزی وجود نداشت. در واقع این خود دلیلی است که قرآن کتابی قدیمی و منسوخ نیست... (به اصل کتاب رجوع شود)
اگر کسی چنین فرض نماید که قرآن محصول ذهن یک بشر است، پس باید انتظار داشته باشد که بخشی از آنچه که در ذهن تصنیف کننده ی آن می گذشته است، در آن منعکس شده باشد. در واقع دایرةالمعارفهای معین وکتابهای مختلفی وجود دارند که مدعی هستند قرآن محصول تصورات و اوهامی است که در ذهن محمد [(صلی الله علیه وآله وسلم)] می گذشته است.اگر این ادعاها صحت داشته باشند یعنی اگر حقیقتاً قرآن از مسایل و مشکلات روانی ذهن محمد نشأت گرفته باشد، پس باید دلیلی بر این ادعا در قرآن پدیدار باشد. آیا چنین دلیل ومدرکی وجود دارد؟ برای تعیین اینکه آیا چنین مدرکی وجود دارد یا خیر، باید ابتدا تعیین نمود که چه چیزهایی در ذهن محمد در آن زمان وجود داشته است و سپس این افکار و واکنشهای آن را در قرآن جستجو نمود.
اینکه محمد زندگی سختی را به سر برده است، مسئله ای است که عموماً بر آن آگاهی دارند. همه ی دخترانش به جز یکی از آنها قبل از او وفات نمودند. او دارای همسری بود که سالهای متعددی را با او به سر برده بود ونزد او بسیار محبوب و دارای اهمیت بود و این همسر محبوب پیش از او و در یکی از بحرانی ترین دوران زندگی او وفات یافت. در حققیقت او [خدیجه] باید زن کاملی باشد زیرا هنگامی که برای اولین بار وحی برمحمد(صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شد، او از حالت دلهره و نگرانی خود به همسرش پناه برد. قطعاً در دوران کنونی نیز به سختی می توان عربی را پیدا نمود که بگوید هنگام ترس ونگرانی به سمت خانه اش می دود تا به زنش پناه برد. زیرا اصولاً اعراب چنین نیستند. با این وجود محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) به اندازه ی کافی در کنار همسرش احساس راحتی وآسودگی می کرد که به چنین عملی مبادرت ورزد. و این نشان می دهد که آن زن [خدیجه] تا چه اندازه مؤثر وقوی بوده است.
گرچه این مثالها تنها تعداد اندکی از موضوعاتی می باشند که ذهن محمد را به خود مشغول کرده بود، برای اثبات قوت نظر من کافی هستند. قرآن به هیچکدام از این موضوعات اشاره نکرده است، نه به مرگ فرزندانش، نه به مرگ یاور و همسر محبوبش و نه به ترس و دلهره اش از مرحله ی اولیه ی [نزول] وحی که او با همسرش با حالتی زیبا و دلنشین در مورد آن به مشورت نشست. از آنجایی که بازتاب روانی این موضوعات به او صدمه زده، او را اذیت نموده وبه غم وغصه دچار نموده اند، باید بحث آنها و دیگر مسائل مشابه به آنها، در قرآن متداول می بود و یا حد اقل در جایی از قرآن به آنها اشاره می شد.
بررسی قرآن با یک روش علمی واقعی امکان پذیر است زیرا قرآن موضوعاتی را ارائه می دهد که به صورت عام در سایر مذاهب و به ویژه در دیگر کتب آسمانی ارائه نشده اند. و این چیزی است که دانشمندان به دنبال آنند.
امروزه افراد زیادی هستند که نظریات وتئوریهایی در باره چگونگی عملکرد جهان هستی دارند. این افراد در سراسر جهان پراکنده اند ولی جامعه ی علمی این زحمت را به خود نمی دهد که حتی به حرفهای آنان گوش فرادهد، زیرا در طی قرن اخیر جامعه ی علمی به دنبال معیارها و آزمونهایی برای ابطال نظریات بوده است [ونه اثبات آنها] . آنها می گویند اگر شما نظریه ای دارید، با بیان آن ما را به زحمت نیندازید مگر اینکه همرا با آن نظریه، روش و معیارهایی را برای آزمایش آن به ما ارائه دهید تا با بررسی آن معیارها درستی و بطلان نظر شما اثبات شود.
دقیقاً به علت چنین معیار و آزمونی بود که جامعه ی علمی در اوایل قرن بیستم حاضر شد به نظریات انشتین گوش فرا دهد.او نظریه ی جدیدی را ارائه داد وگفت من معتقدم که جهان اینگونه کار می کند و سه روش برای اینکه ابطال نظریة من را نشان دهد،وجود دارند .بنا براین جامعه ی علمی نظریه ی او را در معرض آزمایش آن سه روش قرار داد و نظریه ی اوبعد از گذشت شش سال، موفقیت خود را در آن سه روش اثبات نمود. البته این مسئله ثابت نمی کند که انشتین مرد بزرگی بوده است بلکه ثابت می کند که او شایستگی آن را داشت که به سخنانش گوش فرا داده شود زیرا او بیان نمود: این نظر من است و اگر شما می خواهید بطلان واشتباه بودن آن را ثابت نمایید، اینگونه عمل ویا آنگونه تلاش نمایید.آنچه که قرآن نیز می گوید دقیقاً همین گونه است یعنی ارائه ی معیارهایی برای بطلان آن. بعضی از این معیارها قدیمی هستند از آن جهت که قبلاً صحت آنها ثابت شده است و تعدای از این معیارها امروزه نیز در قرآن وجود دارند.
قرآن اساساً بیان می کند که اگر این کتاب آنچه که خود ادعا می کند، نیست این عمل و یا آن عمل و یا اعمال بعدی را انجام دهید تا ثابت نمایید که ادعای آن باطل است. البته پس از گذشت هزار وچهارصد سال، کسی قادر نبوده است که این عمل، یا آن عمل و یا اعمال بعدی دیگر را انجام دهد و از این رو این ادعا، امروزه نیز صحیح و معتبر محسوب می شود.
من به شما پیشنهاد می کنم که بعد از این اگر کسی در مورد اسلام با شما مجادله نمود وادعانمود که حقیقت نزد اوست و شما در گمراهی وتاریکی به سر می برید تمام استدلالها در رد او را کنار بگذارید و به او فقط یک پیشنهاد بدهید؛ از او بپرسید: آیا در دین شما هیچ معیار و آزمونی برای باطل نشان دادن خود آن دین وجود دارد؟ آیا چیزی که اگر من وجود آن را ثابت کنم، دین شما باطل به حساب آید، در دین شما وجود دارد؟ خوب، من از هم اکنون به شما قول می دهم که مردم در این مورد هیچ معیار، آزمون و یا مدرک و دلیلی در دست ندارند زیرا مردم اصلاً به چنین چیزی فکر نمی کنند که نه تنها اعتقاداتشان را به دیگران ارائه نمی دهد بلکه فرصتی را نیز به آنان می دهد تا در مورد آن تحقیق کنند و باطل بودن آن را ثابت نمایند. اما چنین معیار و آزمونی در اسلام وجود دارد. یک مثال کامل در مورد اینکه اسلام چگونه برای بشر فرصت تحقیق در مورد اعتبار خود و باطل نشان دادن آن را فراهم می نماید، در [آیه ای از]  سوره ی چهارم [نساء] بیان شده است. صادقانه بگویم هنگامی که برای اولین بار به این مبارزه طلبی پی بردم، کاملاً شگفت زده شدم. این آیه می گوید: «آیا در مورد قرآن نمی اندیشند که اگر از طرف کسی دیگر غیر از خدا آمده بود، هر آینه در آن اختلافات و تناقضات زیادی می یافتند» [(نساء/82)] .
این آیه غیر مسلمانان را به چالش و مبارزه طلبی فرا می خواند و اساساً آنان را دعوت می کند که در قرآن یک اشتباه را پیدا کنند. در حقیقت جدای از جدیت و مشکل بودن اینگونه مبارزه طلبی، اقدام به آن در قدم اول از طبیعت بشری خارج و با شخصیت انسانی در تناقض است .هیچ دانش آموزی بعد از جواب دادن به سئوالات امتحان، یاداشتی به معلم نمی دهد که در آن نوشته شده باشد جوابهای من کامل و بدون نقص است، شما اگر می توانید در آن نقص و اشتباهی پیدا کنید. معمولاً کسی چنین عملی را انجام نمی دهد زیرا در این صورت معلم تا اشتباهی را پیدا نکند،خواب به چشمش راه نمی یابد.
برگرفته ازبیداری اسلام
با تشکر از حاج آقا دلنواز تبریزی به خاطر این مقاله.
http://islamlibrary.persiangig.ir
http://islam-pdf.persiangig.ir/


[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:35 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
{أو کظلمات فی بحر لجّیّ یغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض إذا أخرج یده لم یکد یرئها و من لم یجعل الله له نور فماله من نور} [ سوره نور، آیه 40]
(یا (اعمال آنان) بسان تاریکیهایی در دریای ژرف مواجی است که امواج عظیمی آن را فرا گرفته باشد و بر فراز آن امواج عظیم، امواج عظیم دیگری قرار گرفته باشد و بر فراز امواج ابرهای تیره خیمه زده باشند. تاریکیها یکی بر فراز دیگری جای گرفته، هرگاه (مسافر دریا) دست خود را بدر آورد ممکن نیست که آن را ببیند و کسی که خدا نوری بهره او نکرده، او نوری ندارد.)
به آن رسیده است، اذعان می دارد:
در گذشته به علت نبودن وسایل غواصی، کسی نمی توانسته بیشتر از بیست متر در عمق دریا برود. لذا از زیر آب اطلاعات زیادی نداشته اما امروزه با بکارگیری وسایل و ابزار مدرن می توان تا عمق دویست متر به راحتی به زیر آب رفت.
در این عمق، تاریکی مطلق حکمفرما است.
آیه کریمه می گوید: {بحر لجیٍ} یعنی: دریای ژرف و امروزه اکتشافات جدید در واقع تصویری از آیه {ظلمات بعضها فوق بعض} (تاریکیها یکی بر فراز دیگری) ارائه نموده و آن را تفسیر کرده است.
در واقع رنگها دارای هفت طیف اند، که عبارتند از : آبی، زرد، سبز، پرتقالی (نارنجی پررنگ)، قرمز... با فرو رفتن در آب، رنگها یکی بعد از دیگری ناپدید می شوند. با از بین رفتن هر یک از آنها بر تاریکی در عمق آب افزوده می شود. ابتدا رنگ قرمز از بین می رود، سپس نارنجی، زرد و... تا اینکه در عمق دویست متری رنگ آبی از بین می رود. با ناپدید شدن هر رنگ، مقداری بر تاریکی افزوده می شود تا اینکه در عمق دویست متری تاریکی مطلق حکمفرما می گردد. و این قسمت آیه در واقع اشاره به همین مطلب دارد.
اما در مورد این فرموده خداوند متعال که می فرمایند: { موج من فوقه موج} (امواج عظیمی که بر فراز آن امواج  عظیم دیگری قرار گرفته) علم نوین ثابت کرده است که میان لایه سطحی و زیرین آب فاصله وجود دارد و این فاصله و جدایی بوسیله امواج پر شده اند. امواج لایه زیرین که تاریک هستند دیده نمی شوند اما امواج فوقانی قابل رویتند و گویا امواج بر هم انباشته شده و موج بر روی موج قرار دارد!
این حقیقتی علمی و کاملا روشن است و در واقع آنچه که قرآن قبل از بوجود آمدن وسایل و ابزار مدرن اقیانوس شناسی که موجب بدست آمدن برخی اطلاعات می گردد به روشنی و وضوح بدان اشاره داشته دلیلی بر اعجاز دین مبین اسلام  است. به همین دلیل است که پروفسور دوگارو در مورد این آیات می گوید: ممکن نیست این جزو اطلاعات و علم بشری باشد!
بر گرفته از حقيقت دنيا
http://islamlibrary.persiangig.ir
http://islam-pdf.persiangig.ir/
منبع: http://www.55a.net
[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:34 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
لازم است كه به عزيزان خواننده يادآوري كنم كه حروف را آنگونه كه نوشته مي شود ونه آنگونه كه تلفظ مي شود محاسبه كرده  - و اين شيوه اي ثابت دربحثهاي اعجاز عددي است - و واو عطف را نيزكلمه مستقلي – به دليل آنكه منفصل از پس وپيش خود نوشته مي شود- درنظرگرفته ايم و مرجع اين بحث رسم الخط عثماني براي قرآن است.
 مَن أصْدقُ مِنَ الله؟!                               
يقول عزّ من قائل:    ( وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلاً) [النساء: 4/122]، در اين كلمات زيبا ربُّ العزَّة از صِدقِ كلام وصدق قول خود سخن مي گويد. درتناسب عدد 7 با حروف اسم (الله)تعالى تأمل مي كنيم ، اين تناسب ونظم توقيع خداوند تعالى است براينكه اوگوينده اين كلام است و پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم آنطور كه ملحدان ادعا مي كنند گوينده آن نيست.
1- اگرحروف حروف اسم (الله)را دراين آيه كه ازخدا سخن مي گويد بشماريم 7 حرف مي يابيم .
2- اگرارقام را به صف شوند هم عددي كه به دست مي آيد مضرب 7 مي باشد.
3-واگرازهركلمه اي حروف اسم (الله) راخارج كنيم بازهم عددي كه به دست مي آيد برابرست با:
7در7در7در7در7در100
4- واگركلمات پيش وپس اسم (الله)، ونيز عدد حروف آنها و نيز عدد حروف اسم (الله)را بشماريم دائما اعدادي ازمضربهاي 7 را خواهيم يافت !
 و تفصيل اين معجزه حقيقي
 خداي عزَّ وجلَّ خطاب به همه انسانها مي فرمايدً: (وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً وَعْدَ اللّهِ حَقّاً وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً)[النساء: 4/122]، اين پرسش را قرآن براي مردم طرح مي كند ، آيامعقول است كه در آفريده ها كسي راستگوتر از آفريدگارآسمانهاوزمين باشد؟  اكنون إعجاز حقيقي دراين بخش : (وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً)،ونظام حيرت آوراين كلمات مُحْكَمة را ببينيد، وإيمان ويقين مان به اينكه خداوند گوينده اين كلمات است بيشترشود.كلمات اين بخش وتعداد حروف  آنها به قرارزيراست:
وَ    مَنْ    أَصْدَقُ    مِنَ    اللّهِ    قِيلاً
1    2    4    2    4    4
اين عدد رابه همان ترتيب كه نوشته شده درنظرگيريد : 442421 كه بر7 بخش پذيراست :
 442421 = 7 × 63203
 وشگفت آنكه اين بخشپذيري برعدد  63203 نيز صادق است :   63203= 7 × 9029
اين معجزه ادامه دارد چراكه اگرحروف اسم (الله)رادرهركلمه بخش قرآني مذكوربشماريم هم تناسبي با عدد7 خواهيم يافت :
وَ    مَنْ    أَصْدَقُ    مِنَ    اللّهِ    قِيلاً
0    0    1    0    4    2
عدد 240100 از مضارب 7 مي باشد :   240100 = 7 × 34300
وشگفت آنكه  34300 هم مضرب 7 مي باشد :   34300 = 7 × 4900
وشگفت آورتر آنكه 4900 هم چنين است :    4900 = 7 × 700
و عدد700 هم كه اظهرمن الشمس است :   700 = 7 × 100
أرقام مُحْكَمة
 پس نظم عددي حروفوَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً  ، كه 442421 مي باشد دو باربر7 بخشپذيراست و عددي كه مربوط به اسم جلاله (الله)است يعني 240100 هم چهارباربر7 بخشپذيراست. اگراين دونتيجه رابنويسيم داريم :
442421 = 7 × 7 × 9029
240100 = 7 × 7 × 7 × 7 × 100
حيرت آوراست كه اگراعداد بخش ناپذيرنهايي رابه ترتيبي كه ملاحظه كرديد بنويسيم عدد جديديعني 1009029 هم مضرب 7 مي باشد :      1009029 = 7 × 144147
وسبحان الله كه مجموع ارقام اين عدد هم ازمضربهاي هفت است :   9 + 2 + 9 + 1 = 21 = 7 × 3
براي كامل شدن نظم معجزه آساي مذكورملاحظه كنيد كه مجموع ارقام عدد بخش ناپذيرمعادله مزبور هم ازمضربهاي7مي باشد:       7 + 4 + 1 + 4 + 4 + 1 = 21 = 7 × 3
ومعجزه ادامه دارد
بازاگردرسخن خدا (وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً) [النساء: 4/122]، نظركنيم و حروف لفظ جلاله (الله)درآن بشماريم خواهيم داشت:
حرف الف    حرف لام    حرف هاء
3    3    1
عدد جديد نيز مضرب 7 مي باشد :    133 = 7 × 19 
ومجموع ارقام آن نيز برابر7 مي باشد :     3 + 3 + 1 = 7
وسبحان الله! نصّي كه از (الله) سخن مي گويد، عدد حروف اسم (الله)درآن  7 تاست ، وتكرار حروف اسم(الله)درآن از مضارب 7 مي باشد ، وتوزيع حروف اسم (الله)درآن نيز ازمضارب 7 است آن هم 4 بار به تعداد حروف چهارگانه اسم (الله)!! ونتيجه نهايي نيز 100 مي باشد يعني كه اين نظم نشاندهنده آن است كه قرآن صددرصد كلام الله است!
اگرهمراه لفظ جلاله و شگفتيهاي عددي آن باشيد شگفيتهاي ديگري در قوله تعالى: (وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً)، خواهيم يافت. ومي پرسيم : اگر خداوند سبحان حروف اسم (الله)را در اين نص كريم براساس نظم عددي مرتبط با عدد7 قرارداده است ، آيا موقعيت خود اين اسم كريم هم دراين نظم اينكونه است ؟
موقعيت ممتاز اسم (الله)
اسم (الله)سبحانه وتعالى دراين نص موقعيتي ممتاز ومتناسب با عدد هفت دارد. يعني عدد كلمات وحروف وحروف لفظ الجلالة قبل وبعد اين اسم متناسب هفت است :
وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ    اللّهِ    قِيلاً
4         1
عدد كلمات قبل ازاسم (الله)  4  وبعدازآن 1 كلمة است واحدة، كه عدد 14 رامي نماياند :  14 = 7 × 2
واگرحروف قبل قبل وبعد لفظ جلاله را بشماريم داريم :
وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ    اللّهِ    قِيلاً
9         4
عدد حروف قبل وبعد اسم (الله)يعني 49 نيز مضرب 7 مي باشد :    49 = 7 × 7
واگراين قاعدة را درحروف لفظ جلالة (الف -لام وهاء) قبل وبعد از اسم (الله)بكاربنديم داريم 
وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ    اللّهِ    قِيلاً
1         2
 عدد حاصل ازحروف اسم (الله)قبل وبعد ازاسم (الله) 21   ومضرب 7 است:   21 = 7 × 3
شمارش انباشتي (تراكمي )
اگرحروف كلمات را به شكل انباشتي بنويسيم داريم :
و    مَنْ    أَصْدَقُ    مِنَ    اللّهِ    قِيلاً
1    3    7    9    13    17
عدد حاصل 17139731 از مضارب هفت است :      17139731 = 7 × 2448533
واگر اين روش را براساس شمارش حروف اسم (الله)در هركلمه بنويسيم وآن رابصورت انباشتي پيوسته (يعني محاسبه حروف كلمه با قبل ازآن بنويسيم ) داريم : 
وَ    مَنْ    أَصْدَقُ    مِنَ    اللّهِ    قِيلاً
0    0    1    1    5    7
اين عدد نيزكه انباشت حروف الف ولام وهاء رادركلمات نص نشان مي دهد مضرب 7 مي باشد:
751100 = 7 × 107300
پس تعدد طرق شمارش وآماروماندگاري نظم يكپارچه عددي گواه يكتايي فروفرستنده قرآن سبحانه وتعالى است.هركس باآگاهي ازاين حقائق يقيني ناگزير بايد بپرسد:
آيا ممكن است انساني ازپيش خود جمله اي چنين جامع وبليغ وكوتاه بگويد وعدد حروف اسم خدا درآن را 7، وتكرار اين حروف را ازمضارب 7، وتوزيعش را 7×7×7×7 قراردهد وسپس  تكرار كلمات قبل وبعد اسم راازمضارب 7، وتكرار حروف قبل وبعد اسم را 7×7  و تكرار حروف اسم قبل وبعد اين اسم را نيز ازمضارب  7 بگرداند؟
تازه اين درمورد جمله اي مركب ازچند كلمه است ،پس چگونه خواهد بود اگرازكسي خواهان كتابي حاوي بيش از هفتاد هزار كلمه چون قرآن شويم ؟ وراست گفت خدا درمورد عظمت كتابش كه :(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْأِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً)[الإسراء: 17/88].
 نخستين آيه وآخرين آيه اي كه درآن اسم (الله) ذكرشده است
 اگردنبال نخستين آيه اي كه  اسم (الله) جلّ وعلا درآن ذكرشده باشيم مي بيابيم كه درنخستين آية قرآن است يعني : (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ)[الفاتحة: 1/1]، أما آخرين آيه اي كه اين اسم كريم درآن ذكرشده  قوله تعالى: (اللَّهُ الصَّمَدُ)[الإخلاص: 112/2] است . اگرعدد سوره هايي بين فاتحهالكتاب  يعني نخستين سوره اي كه كلمه (الله)براي نخستين باردرآن آمده راتا سوره اخلاص كه براي آخرين باردرآن كلمة (الله)آمده است حساب كنيم  112 سوره مي شود كه مضرب 7 مي باشد:      112 = 7 × 16
 شمارش حروف اين دوآيه  جمعا 28 حرف است كه مضرب 7 است :
بسم الله الرحمن الرحيم    الله الصمد
حروفش    19    حروفش  9
 ومجموع مضرب 7 :     19 + 9 = 28 = 7 × 4
واگرحروف اسم (الله)در دوآيه يعني الف ولام وهاء رابشماريم 14 حرف مي شود كه مضرب 7 است : 
بسم الله الرحمن الرحيم    الله الصمد 
ا ل هـ = 8    ا ل هـ = 6
 ومجموع مضرب 7 :     8 + 6 = 14 = 7 × 2
توجه فرماييد كه عدد حروف دوآيه (28) دوبرابرعدد حروف اسم (الله)يعني 14 است واين را مقايسه كنيد با نتيجه قبلي كه عدد حروف لغت قرآن 28 حرف، وعدد حروف مميزة درقرآن نصف يعني 14حرف است.
 عدد حروف اسم (الرحمن)يعني الف ولام وراء وحاء وميم ونون درهردوآيه هم ازمضارب هفت است:
بسم الله الرحمن الرحيم    الله الصمد 
حروف الرحمن = 15    حروف الرحمن = 6
ومجموع مضرب 7 :    15 + 6 = 21 = 7 × 3
و اين قاعده درمورد حروف كلمه (الرَّحِيمِ)سبحانه وتعالى صادق است ، ومجموع عدد حروف اسم (الرَّحِيمِ) در هردوآيه 21 مي باشد .
ودراينجاست كه پرسش ازاين نتايج راتكرار مي كنيم 
آيا اينكه عدد سوره هايي كه نخستين وآخرين باردرآنها اسم (الله)آمده ازمضارب هفت است امري تصادفي است ؟ ياتعداد حروف دوآيه كه مضرب هفت است عدد حروف اسم (الله) دراين دوآيه ياعدد حروف اسم (الرحمن)ونيز عدد حروف (الرحيم) كه همگي مضرب 7 هستند امري تصادفي است؟
وپرسش : آيا ممكن است كه اين نظم محكم براي اسم (الله)درنخستين وآخرين آيه اي كه ازالله سخن گفته اند برخاسته ازتصادف باشد؟ يا خداوند تعالى به علم وحكمتش  اين كتاب عظيم را چنين متناسب درهرچيزقرارداده است ؟
 دراين معادله نظمي پيچيده درتداخل بينحروف آيات مي بينيم. درآية نخست قرآن سه اسم خداوند:
 (الله الرحمن الرحيم)كه مركب از هشت حرف الفبايي است : 
     ل    هـ    ر    حـ    م    ن    ي
وآخرين آيه ( الله الصمد)شامل 6 حرف الفباست :         ا    ل    هـ    ص    م    د
الله الرحمن الرحيم    الله الصمد
8    6
مجموع حروف ازمضارب هفت است:      8 + 6 = 14 = 7 × 2
اين نتيجه را با نتيجه قبلي كه عدد حروف اسم (الله)درهردو آيه 14 حرف بود مقايسه فرماييد.
هـو الله
يكي ازآيات عميق قرآن دراواخرسوره حشراست كه درآن خداوند سبحان خويش رامي شناساند : (هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ) [الحشر: 59/23]، اين شناساندن خدا وصفات وقدرت او با كلمات است ، اما اعداد راسخن وبلاغت خاص خود است .آيات را درجدولي با تعداد حروف الف ولام وهاء بدينگونه مي نوبسيم :
هُوَ    اللَّهُ    الَّذِي    لَا    إِلَهَ    إِلَّا    هُوَ    الْمَلِكُ    الْقُدُّوسُ
1    4    2    2    3    3    1    3    2
 
السَّلَمُ    الْمُؤْمِنُ    الْمُهَيْمِنُ    الْعَزِيزُ    الْجَبَّارُ    الْمُتَكَبِّرُ
3    2    3    2    3    2
 
سُبْحَنَ    اللَّهِ    عَمَّا    يُشْرِكُونَ
0    4    1    0
 عددي كه به دست مي آيد بر7 بخشپذير است  :
   140232323231332241 = 7 × 20033189033047463
نتيجه شمارش حروف لفظ جلالة (الف ولام وهاء) درآيه مذكور درجدول زير آمده است :
 حرف الألف    حرف اللام    حرف الهاء
17    18     6
اين عدد هم بر7 بخشپذيراست :    61817 = 7 × 8831
 اين نظم بارها دركتاب خدا تكرار مي شود ورسم الخط آن خود نكاتي دارد مثلا كلمه (السلام) بدون ألف نوشته شده : (السَّلَم)درحالي كه ازكلمه (الجَبَّار)الف حذف نشده است چراكه حذف آن موج خلل درنظم
مي شد اين موضوع براي كلمه  (سبحان) كه دربدون ألف (سُبْحَنَ)،نيز صادق است آيااين رسم الخط تصادفي است ؟
 خداوند تعالى درآيه بعد درمورد خويش مي فرمايد: (هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)[الحشر: 59/24]. اسم (الخالق) بدون الف  (الخلق)،مانند (السماوات) كه (السموت)نوشته شده ولي اسم (البارئ)با الف،واين براي حفظ نطم عددي به قرارزيراست :
 هُوَ    اللَّهُ    الْخَلِقُ    الْبَارِئُ    الْمُصَوِّرُ    لَهُ    الْأَسْمَاء    الْحُسْنَى    يُسَبِّحُ
1    4    3    3    2    2    4    2    0
 
لَهُ    مَا    فِي    السَّمَوَتِ    وَ    الْأَرْضِ    وَ    هُوَ    الْعَزِيزُ    الْحَكِيمُ
2    1    0    2    0    3    0    1    2    2
 عدد حاصل بر7 بخشپذيراست :    2210302012024223341 = 7 × 15757430289174763
 وحدانيت خدا
خداوند عزَّ وجلَّ درموردوحدانيت خويش مي فرمايد : (إِنَّنِي أَنَا اللهُ لا إِلَهَ إلاّ أنَا)[طه: 20/14]، اين هفت كلمه مي گويد كه انه لا إله إلا الله، وازعجائب اين كلمات آن است كه خداي الله تعالى حروف اسمش درآن را با نظم مرتبط با 7 احكام بخشيده است .جدول زيرارتباط آيه باحروف لفظ جلاله رانشان مي دهد:
إِنَّنِي    أَنَا    اللهُ    لا    إِلَهَ    إلاّ    أنَا
1    2    4    2    3    3    2
عدد حاصل ازتوزيع حروف لفظ جلاله  (الله)دركلمات 7 گانه ازمضربهاي 7 مي باشد : 
2332421 = 7 × 333203
حتى حروف كلمات اين بخش نظمي مرتبط با عدد 7 دارد:
إِنَّنِي    أَنَا    اللهُ    لا    إِلَه    إلاّ    أنَا
4    3    4    2    3    3    3
عدد حاصل ازنص 7 حرفي خود ازمضربهاي 7 مي باشد:      3332434 = 7 × 476062
ااگراين نص را دوبخش كنيم مي يابيم كه :
1 ـ بخش نخست از خداي تعالى سخن مي گويد: (إِنَّنِي أَنَا اللهُ).
2 ـ بخش دوم از وحدانيت خداي تعالى سخن مي گويد: (لا إِلَهَ إلاّ أنَا).
وعجيب آنكه تناسب 7 تايي برقراراست :
إِنَّنِي    أَنَا    اللهُ
4    3    4
عدد  حروف بخش نخست ازمضربهاي هفت است :      434 = 7 × 62
ودرمورد بخش دوم نيز چنين است :
لا    إِلَهَ    إلاّ    أنَا
2    3    3    3
عدد 3332 مضربي از هفت است :     3332 = 7 × 7 × 68
خواننده گرامي توجه فرماييد كه بخش نخست از خداي تعالى سخن مي گويد (إِنَّنِي أَنَا اللهُ)  وعدد نمايانگرحروفش تنها يك بارمضرب 7 مي باشد امابخش دوم كه سخن ازوحدانيت خداي تعالى (لا إِلَهَ إلاّ أنَا) دارد دوباربر7 تاكيد دارد . چراكه برخي خدا راقبول دارند و مشكل آنها درتوحيد (يكي دانستن) خداست. حال مي پرسيم: آيابزرگترين نويسندگان جهان مي تواند چنين كتابي بنويسد كه نظمي عدي وچنين دقيق داشته باشد؟ آيا اگرتمام دانشمندان جهان با وسايل ورايانه هاي شان گرد هم آيند مي توانند كتابي چنين بيافرينند؟
تعدد نظم عددي دريك آيـه
خداي سبحان در وصف قدرت ودقّت صنع وتصويرگري خويش مي فرمايد:  (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)[آل عمران: 3/6]. اين آيه ازآيات خالق عزّ وجل و مجموعه اي ازكلمات وحروف، كه هريك به مقداروميزان وحساب دقيق بكاررفته است. يادآورمي شويم كه اين آيه در سوره آل عمران است كه با (الـم)،آغاز مي شود وخواهيم ديد كه بين اين حروف مقطعه علاوه برحروف اسم (الله)ارتباطي شگفت آوروجوددارد.
توزيع حروف (الـم)
كلمات آية راباتوجه به تعداد حروف (الـم) درهركلمه مي نويسيم:
هُوَ    الَّذِي    يُصَوِّرُكُمْ    فِي    الأَرْحَامِ    كَيْفَ    يَشَاءُ
0    2    1    0    5    0    1
 
لاَ    إِلَـهَ    إِلاَّ    هُوَ    الْعَزِيزُ    الْحَكِيمُ
2    2    3    0    2    3
عدد حاصل از مضربهاي 7 مي باشد :     3203221050120 = 7 × 457603007160
وحتي اگرعدد را برعكس هم بنويسيم اين حالت مشاهد مي شود : 
0210501223023 = 7 × 30071603289
نكته ديگر آنكه شمارحروف الف ولام وميم دراين آيه ازمضربهاي هفت است : 
2 + 1 + 5 +  1 + 2 + 2 + 3 + 2 + 3 = 21 = 7 × 3
اين نتايج شگفت آوردرمرود حروف لفظ جلاله (الله) هم ديده مي شود.
توزيع حروف اسم (الله)
كلمات آيه را با تعداد حروف لفظ جلاله (الله)  درآنها مي نويسيم :
هُوَ    الَّذِي    يُصَوِّرُكُمْ    فِي    الأَرْحَامِ    كَيْفَ    يَشَاءُ
1    2    0    0    4    0    1
 
لاَ    إِلَـهَ    إِلاَّ    هُوَ    الْعَزِيزُ    الْحَكِيمُ
2    3    3    1    2    2 
عدد حاصل بر7 بخشپذيراست :          2213321040021 = 7 × 316188720003
وعجيب آنكه اگرعدد رابرعكس هم بنويسيم چنين است :    
1200401233122 = 7 × 171485890446
ونكته ديگرآنكه شمارحروف الف ولام وهاء دراين آيه هم 21 حرف يعني 7 × 3 مي باشد، كما ابنكه عدد حروف آية 49 است :   49 = 7  ×  7
 وپاك ومنزه است آنكه اين ارقام را احصاء فرمود . آيه از قدرت آفريدگارهفت آسمان سخن مي گويد و شمار حروفش هفت درهفت (49) است و شمارحروف (الـم) ازمضربهاي هفت  وتوزيع اين حروف نيز ازمضربهاي هفت است چه آن راازراست به چپ بنويسيم وچه برعكس .سپس شمارحروف اسم (الله) نيز ازمضربهاي هفت  وتوزيع اين حروف نيز ازمضربهاي هفت است چه آن را ازراست به چپ بنويسيم وچه برعكس ‎، آيا اين تناسب تصادفي است؟
 http://islamlibrary.persiangig.ir
http://islam-pdf.persiangig.ir/
منبع: http://www.55a.net

[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:31 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
- اولین باركه جبرئیل امین با قرآن فرود آمد 5 آیه اولی سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- این 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است.
8- دومین باری كه جبرئیل امین فرود آمد 9 آیه اولی سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) .
9- سومین باركه جبرئیل امین فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19).
10- چهارمین باركه جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرین آیه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» می باشد. (آیه 30) .
11- آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد می دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دلیل زیر را بیان می فرماید :
الف) بی ایمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد كه قرآن آسمانی است.
ج) ایمان مومنان تقویت نماید.
د) تا هر گونه اثر شك و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهویت و مسیحیت بزداید.
ه) تا منافقین و كفار را كه سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
13- آفریننده بمامی آموزدكه این نظم اعدادی قرآن تذكری به تمام جهانیان است (آیه 31 سوره مدثر)ویكی از معجزات عظیم قران است. (آیه 35).
14- هركلمه از جمله آغازیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسیم است ،بدین ترتیب كه كلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحیم “ 114بار (6*19)دیده میشود.
16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره یك وسوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همین ترتیب جلو برویم ، ملاحظه می شود كه سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكمیلی را دارد .از این نظم نتیجه می گیریم كه قرآنی كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یكی است .
17- تعداد كلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل 342(18*19) میباشد.
18- قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است .مثلاً : ما موسی را برای جهل شب احضار كردیم ،ما هفت آسمان را آفریدیم .شمار این اعداد در تمام قرآن 285(15*19) میباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنیم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتی اگر اعداد تكراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21- یك كیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست كه29 سوره با حروف رمزی شروع میشود كه معنی ظاهری ندارند ، این علامات در هیچ كتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی شوند .این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز می باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولین نشانه این ارتباط اینست كه29 سوره از قرآن با این علامات شروع میشود.تعداد حروف الفبا دراین رموز14وتعداد خود رمزها نیز14میباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جمع كنیم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود.
23- سوره قاف كه با حرف ق شروع می شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره دیگری در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید، ملاحظه خواهید كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.
25- بدین ترتیب در مییابید كه دو سوره قرآنی فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همدیگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود : “ق و القرآن المجید“ تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و 114 ق مذكور گواه 114 سوره های قرآن است. این احتساب اعداد آشكار و گویا ، مدلل می دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند.
26- آمار كامپیوتر نشان میدهد كه فقط این دو سوره كه با حرف ق آغاز می شود ، دارای تعداد معینی ق (57 مورد ) هستند ، گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و كنایه بفرماید كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است.
27- یك نمونه در آیه 13 از سوره ق مدلل می دارد كه هر كلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق یك سیستم اعدادی بخصوصی كه بیرون از قدرت بشر است گنجانیده شده است این آیه می فرماید “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمی كه لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند. خواننده بلافاصله متوجه می شود كه اگر بجای « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره می شد چه اتفاقی می افتاد . در این صورت ذكر كلمه قوم بجای اخوان، حرف « ق» در این سوره 58 بار تكرار می شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نیست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمی كرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابرنمی شد ، بدین معنی كه با جایگزین كردن یك كلمه بجای دیگری نظم قرآن از بین میرود.
28- تنها سوره ای كه با حرف « ن » آغاز میشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) این سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مریم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع میشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 میباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « یس » تعداد حروف « ی » و « س» 285 میباشد ( 15×19).
32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع میشوند تكرار حروف 2166 میباشد (14*19) بنابراین تمام حروف اختصاری كه در ابتدای سوره های قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددی اعجاز آمیز قرآن شركت دارند. باید توجه داشت كه این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است ، اما در موارد دیگر ، بسیار مشكل و پیچیده بوده و برای درك آنها اشخاص تحصیل كرده باید از ماشینهای الكترونیكی كمك بگیرند .
33- در سوره های شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع میشوند تعداد حروف الف ، لام ، میم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 میباشند ( 1404*19).
34- در سوره های 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » یا یكی از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز میشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد میباشد ( 26*19).
35- در سوره های 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز می شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سیزدهم ،9،97 مورد است كه این عدد قابل قسمت بر عدد 19 می باشد (511*19).
36- در سوره هایی كه با رمز یكی از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز می شوند ، تعداد حروف طاء و سین و میم 9177 مورد می باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزی “المرا“ آغاز می شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، میم، را ) 1501 مورد می باشد (79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزی “المص“ شروع می گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “میم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست می آید(282*19).
39- در سوره مریم (شماره 19) كه با حروف “كهیعص“ شروع می شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، یا ، عین ، صاد) 798 مورد می باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع می شود ، تعداد حروف (حا ، میم ، عین، سین ، قاف ) 570 مورد می باشد(30*19).
41- در سیزده سوره ای كه حرف “الف“ در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف های موجود 17499 مورد می باشد(921*19).
42- در سیزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد می باشد(620*19).
43- در هفده سوره ای كه حروف “میم“ در لغت رمزی آنها ست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “میم“ 8683 مورد می باشد (457*19).
درتاریخ ، كتابی سراغ نداریم كه مانند قرآن طبق یك سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت علاوه بر 43 بند پیشین ، موارد زیر نیز گواه صادقی است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربی از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحیم“ نیز 19 مورد می باشد. مسئله جالب اینكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتی كه اگر “هو الصمد“ می آمد ، جمله صحیح بود. از نظر دسترو زبانی باید “هو “ می آمد اما با این حال “الله“ آمده است ، اگر بجای “الله“ “هو“ می آمد ، سیستم ریاضی قران بهم می ریخت و این مسئله شباهت زیادی دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب دیگر در سوره مریم حروف مقطعه كهیعص می باشد كه بصورت حروف آغازین آمده است ، این حروف در سوره مریم ، بصورت جداگانه ، با این تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ی“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع این ارقام به این صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 می باشد (42*19) یعنی مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ی ، ع ، ص،) سوره مریم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم ) قابل تقسیم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نیز قابل تقسیم می باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضی از كلمات با كلمه های دیگر كه از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یكسان به كار رفته اند. مثلاً :
1- كلمه “حیوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت یا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است.
2- كلمه “دنیا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شیاطین“ نیز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“حر“ یعنی گرما 40 بار و كلمه “ برد“ یعنی سرما نیز 40 بار بكار برده شده اند.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نیز 75 بار
6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نیز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نیز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “یوم “ به معنی روز و “شهر“ به معنی ماه در قرآن به ترتیب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معنی مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معنی زن نیز 24 بار در قرآن بكار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آیا اینها تصادفی است؟
ت: تفاوتهایی د رحدود یك ده هزارم. ضمن بررسی سوره مریم و زمر دیدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ك، ه ، ی ، ع، ص) در هردو سوره مساوی است با اینكه باید در سوره مریم بیش از هر سوره دیگر باشد زیرا این حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مریم قرار دارد. اما هنگامیكه محاسبات مربوط به نسبت گیری حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع این حروف در سوره مریم یك ده هزارم (0001/0 ) بیش از سوره زمر است . این تفاوتهای جزئی راستی عجیب و حیرت آوراست.
اسلامی قرآن را بخوانید و عمل كنید كه سعادت بشر در آن نهفته است.
یا دلیل المتحیرین
در یازدهم سپتامبر 2001میلادی چند هواپیما با برجهای دوقلوی نیویورك در خیابان جرف هاربا طبقه 109 آن اصابت می كند كه این امر موجب بوجود آمدن تشنج های سیاسی واقتصادی و اجتماعی شد و نشان داد بنیا نهای چپاول و غارتگری سست و بی پایه می باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پیش توسط پیامبر خود در قرآن كریم به این موضوع اشاره می كند.
سوره توبه ؛ جزء 11 و سوره 9 قرآن كریم می باشد. روز حادثه : 11/9/2001
كلمه 2001 آن جرف هار می باشد. محل برج : خیابان جرف هار
خداوند در آیه 109 سوره به خرابی بنا اشاره می فرماید. طبقه اصابت : 109
 
[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 3:31 ] [ ebrahim gerami ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
از اینکه وقت تون رو برای دیدن این وبلاگ گذاشتین بسیارممنونم .
خیلی خوش آمدید .
خوشحال میشم اگر نظری یا انتقادی برای بهترشدن مطالب بدین .
امکانات وب
دعای فرج
 تاریخ روز حدیث موضوعی

تعبیر خواب

فال حافظ



فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم

تماس با ما


ابزار متحرك زيباسازي وبلاگ

كد شناي ماهي در وبلاگ